حسن مرتضوی عرفان عملی وتصوف

مباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف
 
ازدواج با ارواح
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦  
ازدواج در جهان روحی و ولادت     موضوع : ازدواج در جهان روحی و ولادت     بسم الله الرحمن الرحیم ازدواج در جهان روحی و ولادت شودزموند گفته است که من در اثر پیامهای رسیده از ارواح میدانم که تجربه آنان از نزدیکی جسد و عقل دوجنس مخالف به هم (عشق روحی) متوقف نمی شود و آنها در این مورد از جسد اثیری خود با یک روش حکیمانه و عقلی استفاده میکنند. در حقیقت  ازداج در جهان روحی میان زن و مردی که یکدیگر را دوست دارند بوسیله ارتباط ارتعاشات موجی و هاله ای هر کدام از آنها با یکدیگر انجام میشود یعنی هر وقت زن و مرد کوکبی میخواهند با هم ازدواج کنند مانند ما از تماس جسد استفاده نمیکنند گرچه جسد اثیری دارند ولی از متصل ساختن ارتعاشات موجی خود و همچنین داخل کردن هاله حیاتی خود به ارتعاشات موجی و هاله طرف مقابل استفاده می کنند. آنها گفته اند خود این عمل یعنی ابتدا هم آهنگ ساختن و بعد انجام ملاسمه به میان ارتعاشات موجی و هاله های طرفین. فن بسیار ظریقی می باشد. به همین جهت است که ما در جهان روحی اگر نتوانیم از این عمل استفاده کنیم قطعا" ارتباط زناشوئی روحی ما پیشترفت میکند. و اگر نتوانستیم آن ارتباط مبدل به یاس و نومیدی می شود. من(شودزموند)این مطالب را به کمک روح راهنمایم که مصری هم بوده بنام(ردکلاد-فرعون قدیم مصر) به دست آورده ام. و فهمیده ام که موجودات جهان اثیری از لحاظ احساس خیلی دقیق تر و عمیق تر از ما هستند. بنابراین آنها لذت و رنج را عمیق تر از ما درک میکنند. پس مقصود از اتصال فیزیکی و مستقیم دو روح در جهان اثیری چیست؟ آیا باید معتقد باشیم که آنها با اتصال ارتعاشات موجی و هاله ای حیاتی جسد اثیریشان با هم آغوش می شوند یا اینکه بدین وسیله عقل وشخصیت یکدیگر را به هم پیوند می دهند؟ چون در این به هم پیوستن هر عاشقی نصف مکمل خود را در طرف مقابلش می بیند یعنی هر کدام از آن زن و مرد کوکبی احساس می کند که نیکه مکملی مجودش در وجود طرق مقابل است. چون ناموس فطرت هر کدام از آنها را برای دیگری انتخاب کرده است. دوستان خوب توجه کنید. ولی باید توجه کرد که اتصال فیزیکی دو روح زن و مرد در جهان ارواح آنطوری که از پیام خود آنها فهمیده ام مانند اتصال دو جسد گوشتی به هم نیست. که در روی زمین وجود دارد. بلکه اتصال آن دو به هم اثیری است. نظیر این اتصال اثیری در روز زمین هم هست. زیرا وقتی که ما در روی زمین برای هر دو عاشق جسد اثیری هم قائل باشیم(چنانکه هستیم) و میدانیم که این دو عاشق زمینی چگونه قبل از لمس کردن اجساد یکدیگر با جسد اثیری یکدیگر را لمس کرده اند. چون اگر ارتعاشات امواج جسد اثیری و هاله ای آن دو با هم تماس نداشتند جاذبه عشق در میان آنها بوجود نمی آمد پس در واقع همین عشقهای زمینی که حتی منجر به ازدواجهای جسدی هم نمیشود. در یکدیگر اثر میگذارند و حتی شدت هم پیدا می کنند. ولی اگر اجساد مادی قبل از بوجود آمدن آن تماس روحی و تداخل هاله ها در یکدیگر با هم لمس کنند این عمل مدار مغناطیسی عشق دو طرف را می بندد. یعنی دیگر ارتعاشات موجی و هاله ای میان آنها متبادل نمی شود. در آن وقت است که محبت واقعی از بین میرود و آن آرزوها عشق واقعی خاموش می گردد. من معتقدم در آن اتصال که میان دو جسد اثیری برای عاشقان بوجود می آید مراکز معینی عمل میکنند که صرف فیزیکی نیستند. یعنی تنها ارتعاش امواج و یا هاله ها در یکدیگر اثر نمیگذارد.بلکه در همان هنگام تاثیر متقابل ارتعاشات و هاله ها عقل عشقان و روحشان هم در یکدیگر اثر میگذارند. همین فرستنده ها کلیدهائی هستند که درهای روح و جسد اثیری طرف مقابل مرد و یا زن را باز می کنند. تا از گنجینه های عقلی ملکاتی یکدیگر آگاه شده برای تکمیل خود از آنها استفاده کنند. شودزموند میگوید. وقتی که دو عاشق جهان اثیری به طریق بالا از لحاظ ارتباط موجی و تماس جسد اثیری با هم نزدیک شدند کودکان ستاره ای بوجود می آیند. و او اضافه میکند که فقط میتواند بطور اجمال از این سؤال که در صورت تماس جسم اثیری دو عاشق در جهان روحی منجر به ولادت می شود. وضع به همین نحوی است که در زمین بچه ها متولد می شوند. پاسخ میدهند آن هم پاسخ محدود. ولی آنچه که در این باره می داند این است که تولد در جهان روحی و همچنین حمل ظاهر نمیشود.چون حمل در اینجا روحی است نه مادی . و این را هم میدانم که بطور قطعی دوران حمل خیلی بیشتر از زمان حمل زمینی می باشد. چون در واقع کمال طفل و متناسب بودن ارتعاش امواج وی با سطح روحی پدر و مادر . در همان زمان بارداری انجام می شود. باز هم شودزموند ادامه میدهد که جمال مولودهای آسمانی خیلی زیباتر از کودکان زمینی است. بخصوص نسبت به زنان و مردانی که در زوی طمین طفلی از خود به یادگار گذاشته اند. آنها (کودکان آسمانی) از تبادل ارتعاشات امواج و هاله های زن و مرد بوجود آمده اند. بنابراین از هر لحاظ کاملند. و در سطح جهان روحی از این مناظر شناخته شده و در نزد ما زمینی ها یافت نمی شود. که فرزندان با پداران و مادران خود مشاجره نمایند. و یا برای خانواده دردسری فراهم سازند. بطور کلی از آن رنجها و بدبختی هائی که خانواده های زمینی دچار هستند در خانواده های آسمانی خبری نیست. بعد هم شودزموند اضافه میکند که مسلما" آن مردان و زنان که دارای خرد محدود هستند و نمیتوانند چیزی را که خارج از تجربیات زمینی خود باشد تصور کنند. نه تنها این حقایق را نخواهند پذیرفت بلکه اغلی مطالب گذشته ما را مسخره خواهند کرد. بدون اینکه برای حل این مشکلات پیچیده تحقیق و یا آزمایش کنند لکن با کمال صراحت میگویم این قبیل ساکنان روی زمین به زودی در جهان روحی از خواب غفلت بیدار شده خواهند فهمید که سخنان و گفته های ما در مور (حب و ازدواج-و ولادت) که به ظاهر یک سلسله حقایق زمینی هستند لکن ریشه آنها در جهانهای روحی است. پس آنوقت متوجه خواهند شد که ما انسانها زمینی خداوند را فقط از طریق تحلیل می شناسیم. خدائی که در آخرین مرحله تحلیل- همان محبت می باشد. موفق باشید