حسن مرتضوی عرفان عملی وتصوف

مباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف
 
تزکیه روح
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦  
مرحوم میرجهانى و تذکر او درباره تزکیه نفس     موضوع : مرحوم میرجهانى و تذکر او درباره تزکیه نفس   بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله محمد و آل الطاهرین مرحوم میرجهانى و تذکر او درباره تزکیه نفس قوله تعالى(قد افلح من تزکى)(آیه 14 سوره اعلى)بدان که تزکیه نفس از صفات واجب و لازم است‏براى شخص مسلمان‏محمدى، پیرو قرآن و شریعت مقدسه اسلامیه و هرگاه مسلمین این‏معنى را در نظر مى‏گرفتند و به تزکیه نفس مى‏پرداختند، دنیا وآخرتشان معمور و زبان طعن را برخود مى‏بستند. اینجانب محمد حسن میرجهانى براى تذکر به برادران دینى خود وکسانى که مى‏خواهند مؤمن باشند و طالب تزکیه نفس‏اند، به حکم(فذکر ان نفعت الذکرى) تذکر مى‏دهم. امید است آنانى که حقیقتا از خدا مى‏ترسند، متذکر شوند و براى‏آراسته شدن به حلیه تذکر و تزکیه تارک صفات و اعمال زیرگردند: 1 - ترک کفر نمایند. 2 - شریک براى خدا قرار ندهند در عبادت. 3 - فاسق و عاصى خدا نباشند. 4 - تابع خواهش دل خود نباشند. 5 - براى ریا و نمایش کار خیر نکنند. 6 - متکبر نباشند. 7 - کینه یکدیگر را نداشته باشند. 8 - معجب به نفس خود نباشند. 9 - حسود نباشند. 10 - خلق را به سبب مصیبتى که برایشان وارد شده، سرزنش نکنند. 11 - با خلق خدا دشمنى نکنند مگر براى خدا. 12 - در کارى که حد ایشان نیست، وارد نشوند و بى‏باکى نکنند. 13 - گمان بد به خدا نبرند. 14 - از فال بد زدن اجتناب کنند که دلیل شرعى ندارد. 15 - بخیل نباشند. 16 - تنگى به خود ندهند. 17 - در زندگى اسراف نکنند. 18 - مال را در مصرفى که خدا نخواسته مصرف نکنند. 19 - محبت مال حرام را نداشته باشند. 20 - در عبادات کسل نباشند. 21 - بطالت نداشته باشند. 22 - بى‏تامل در کارى وارد نشوند. 23 - ترشروئى نکنند. 24 - دل سنگ نباشند. 25 - بى‏حیا نباشند. 26 - جزع و فزع نکنند. 27 - کفران نعمت نکنند. 28 - تندخو نباشند. 29 - از بغض و دشمنى به علما و حمله به شرع اجتناب نمایند. 30 - جرى بر خدا نباشند. 31 - خود را ایمن از عذاب و سخط خدا ندانند. 32 - از ضرر مالى تاسف نخورند. 33 - در امر دین ضعیف نباشند. 34 - عیاش نباشند. 35 - خفیف(یعنى سبک) نباشند. 36 - معاند نباشند. 37 - در حق مکابره نکنند. 38 - انکار حق نکنند. 39 - تمرد از حق نکنند. 40 - شرور نباشند. 41 - اهل طمع نباشند. 42 - خمود و دل مرده نباشند. 43 - اصرار بر گناه و لو صغیره باشد، نداشته باشند. 44 - غضب بیجا نکنند. 45 - براى غیر دین حمیت نکشند. 46 - مایوس از رحمت‏خدا نباشند. 47، 48 و49 - از محبت ظلمه و فسقه و کفره و دوستى با ایشان‏اجتناب کنند. 50 - از بغض اشخاص صالح اجتناب کنند. 51 - از نمامى و خبرچینى اجتناب کنند. 52 - سر مردم را فاش نکنند. 53 - کسى را سخریه نکنند. 54 - زخم زبان به کسى نزنند. 55 - مردم را سبک نکنند. 56 - مردم را حقیر نشمارند. 57، 58 و59 - از لعن و سب و شتم در غیر مواردى که شرع استثناء کرده، اجتناب کنند. 60 - آنچه را که قبیح است، به اسم صریح ذکر نکنید. 61 - طعن در نسب مردم نزنید مگر براى مصلحت‏شرعیه. 62 - طعن در کلام غیر نزنید مگر براى اظهار حق. 63 - بى‏جهت‏با کسى دعوا و نزاع نکنید. 64 - خوض در باطل نکنید. 65 - نفاق زبانى با کسى نکنند. 66 - بین متخصامین به دو زبان سخن نگویند. 67 - شفاعت‏بدکاران را نکنند. 68 - پشتیبانى و کمک از باطل نکنند. 69 و 70 - امر به منکر و نهى از معروف نکنند. 71 - در سخن گفتن درشتى نکنند. 72 - سؤال و تفحص از عیبهاى مردم نکنند. 73 - دعاى خیر براى بقاى ظالم نکنند. 74 - میل و رکون به ظالم پیدا نکنند. 75 - کمک ظالم نکنند حتى در امور مباحه بلکه در امور مستحبه. 76 - در مساجد متکلم به کلام دنیا نشوند. 77 - اسم شکنى از مردم نکنند و به لقب زشت آنها را نخوانند. 78 - برخبر فاسق پیش از تجسس در راست و دروغ بودن آن ترتیب اثر ندهند. 79 - از قسم خوردن زیاد اجتناب کنند و لو قسم راست‏باشد. 80 - رد عذر برادر دینى ننمایند، بلکه مطلقا قبول کنند چه عذر او راست‏باشد یا دروغ. 81 - متشابهات قرآن را تفسیر به راى نکنند براى فتنه‏جوئى. 82 - قطع کلام غیر ننمایند مگر براى مصلحت‏شرعیه. 83 - تابع رد کلام متبوع خود ننمایند و مخالفت او نکنند مگر این که کلام متبوع مخالف شرع باشد و متابعت او طاعت مخلوق و معصیت‏خالق باشد. 84 - درگوشى در مجلسى که ثالثى باشد، سخن نگویند مگر امر به صدقه یا معروفه یا اصلاح بین دو نفر. 85 - با زن جوان نامحرم سخن نگویند مگر براى ضرورت شرعى. 86 - اهل معصیت را به طریق معصیت دلالت نکنند. 87 - فاحشه را شهرت ندهند. 88 - شیوع فواحش و منکرات را در میان مؤمنین و مسلمین دوست نداشته باشند. 89 - مزاح و شوخى که منجر به خصومت و دشمنى و بدى شود یا در شرع ممنوع باشد، نکنند. 90 - حرف بى‏معنى و بیهوده نگویند. 91 - افساد بین آقا و نوکر یا زن و شوهر نکنند. 92 - کتمان شهادت نکنند. 93 - شهادت دروغ و ناحق ندهند. 94 - نسبت زنا به زنهاى عفیفه ندهند. 95 - بدگوئى از مردگان نکنند. 96 - به حکام خوب، بد نگویند. 97 - ترک دعا به مصلحت‏سلطان نکنند. 98 - کتمان علم نکنند مخصوصا وقتى که بدعتى در دین ظاهر شود. 99 - به خدا و رسول و امام نسبت دروغ ندهند. 100 - کلامى نگویند که مفسده آن بزرگ و موجب ضرر بشود. 101 - ملازم فحش نباشند که مردم از شر زبان او بترسند. 102 - اگر گدا باشند، در سؤال سماجت نکنند. 103 - اگر صدقه به کسى بدهند، منت‏بر او نگذارند. 104 - خود را به غیر از پدر خود نسبت ندهند. 105 - ترک امر به معروف و نهى از منکر نکنند تا آنجا که مى‏توانند. 106 - غیبت کسى را نکنند. 107 - نقض عهد ننمایند. 108 - خلف وعده نکنند. 109 - خیانت‏به کسى نکنند. 110 - مکر و خدعه نکنند. 111 - در میان مردم فتنه نکنند. 112 - زنا نکنند. 113 - لواط نکنند. 114 - با حیوان وطى نکنند. 115 - با زن خود وطى در دبر نکنند که این چهار موجب کم شدن نسل و ضایع شدن نسب و حکمت الهى است. 116 - مس زن اجنبى نکنند و با زن نامحرم خلوت نکنند که این داعى زناست و شیطان سومى است. 117 - مثل این دو کار را با بچه ساده هم نکنند. 118 - حسن زن نامحرم و بچه خوشگل را تعریف نکنند چه به شعر و چه غیر آن. 119 - مساحقه ننمایند. 120 - از زن یهودى و نصرانى اجتناب کنند. 121 - در حال حیض و نفاس بلکه استحاضه با زنان خود مقاربت نکنند. 122 - زن از سفرى که مامون از حفظ خود نباشد، اجتناب کند. 123 - زنان شبیه مردان و مردان شبیه زنان نشوند. 124 - مردان و زنان جلوگیرى از نسل نکنند(با عدم عذر) چه باعث تعطیل حکمت‏خدا و تقلیل نسل است و رهبانیت در اسلام نیست. 125 - مردان و زنان اسرار خود را فاش نکنند. 126 - زن مسلمان با زینت از خانه بیرون نرود. 127 - مرد و زن دیوث و قواد نشوند. 128 - از شرب کلیه مسکرات اجتناب کنند. 129 - هیچ رقم و هیچگونه آلت قمارى استفاده نکنند و قماربازى نکنند. 130 - در کیل و وزن و ذرع کم‏فروشى نکنند. 131 - مدیونى که قدرت دارد دین خود را بپردازد در دادن دین خود تاخیر و مسامحه نکند. 132 - مال را در محرمات انفاق نکنند. 133 - اذیت‏به همسایه نکنند. 134 - دزدى نکنند. 135 - مال مردم را غصب نکنند. 136 - ربا نخورند. 137 - در شرکت‏به یکدیگر خیانت نکنند. 138 - امانت و عاریه را مطلقا بى‏اذن صاحبش استعمال نکنند. 139 - مردم را از اشیاى مباحه برایشان عموما و خصوصا منع نکنند. 140 - تصرف در شارع خاص بى‏اذن صاحب آن ننمایند. 141 - تصرف در شارع عام که باعث اذیت کردن به عابرین باشد، ننمایند. 142 - خیانت در امانت نکنند. 143 - در عمل نقاشى صورت‏کشى نکنند. 144 - در معابد صورت و شبیه نگذارند اگرچه صورت خوبان باشد. 145 - پرخورى نکنند به‏طورى که موجب ضرر باشد. 146 - اگر زنهاى متعدد داشته باشند، از روى ظلم و ستم یکى را بر دیگرى ترجیح ندهند. 147 - از مسلمانان زیاده بر سه روز هجرت و مفارقت نکنند. 148 - مرد اولاد و عیال خود را ضایع نکند. 149 - کسى را بى‏مجوز شرعى نزنند. 150 - کسى را با اسلحه بدون مجوز شرعى نکشند. 151 - جادوگرى نکنند. 152 - جادوگرى به کسى تعلیم ندهند. 153 - جادوگرى تعلیم نگیرند. 154 - کهانت و تنجیم ننمایند و با اهل آن رفت و آمد نکنند(اهل علم نجوم و کاهن). 155 - بدون تاءویل شرعى یا تاءویلى که بطلان آن واضح است، بر امام مسلمین خروج نکنند. 156 - اگر با برادر دینى دست‏بیعت دادند، بیعت‏خود را نشکنند. 157 - شخص جائر و ظالم و فاسق را امارت حکومت و وزرات ندهند و او را متولى امور مسلمین یا امرى از امور آنها ننمایند. 158 - صالح را عزل نکنند و غیر صالح را به جاى او نصب نکنند. 159 - از شاه گرفته تا کدخداى ده و کلانتر محله براى خود حاجب و دربان قرار ندهد و خود را مخفى ننمایید و آماده خدمت‏به خلق باشد زیرا تاخیر در احقاق حق و رفع ظلم جایز نیست. 160 - امرا و قضات بر مسلمان ظلم نکنند. 161 - حاکم شرع یا حاکم عرف از احدى قبول هدیه نکند. 162 - قاضى یافت‏خاصه و مهمانى مخصوص از احد متخاصمین قبول نکند. 163 - قاضى رشوه از محق و مبطل نگیرد. 164 - در صورتى که صاحب قدرت است طرف مظلوم را بگیرد. 165 - مسلمان واسطه رشوه نشود چه از جانب محق چه از جانب مبطل فرموده:«لعن الله الراشى و المرتشى و الماشى‏». 166 - مسلمان هتک مسلمان نکند. 167 - دنبال زنهاى مسلمین نرود. 168 - از روزنه دیوار و سوراخ خانه در خانه دیگرى بدون اذن صاحبخانه نگاه نکنند. 169 - فالگوش براى شنیدن حرفهاى دیگران نایستند. 170 - ترک جهاد در زمان امام(ع) ننمایند. 171 - کسى را که شرع امان داده، نکشند و ظلم و ستم بر او نکنند. 172 - بعد از تعلیم گرفتن تیراندازى ترک آن نکنند. 173 - با وجود قلت علم، متولى امر قضاوت نشوند. 174 - به باطل خصومت نکنند. 175 - خصومت‏به حق در صورتى که طرف مقابل تمکین داشته باشد(در مقام محبت) نکنند. 176 - مطلقا دروغ نگوید مگر در موردى که استثناء باشد. 177 - بى‏جهت و سبب مردم را اذیت نکنند. 178 - قسمت کننده در تقسیم و قیمت کننده در تقویم جور و خیانت ننمایند. 179 - با فساق هم‏نشینى نکنند و در مجالس ایشان حاضر نشوند مگر براى ضرورت شرعى. 180 - زیر درختهاى بارده که میوه داشته باشد، یا نداشته باشد، تغوط ننمایند. 181 - رو به قبله و پشت‏به قبله بول و غائط نکنند و رعایت کنند که رو به آفتاب و ماه و پشت‏به آنها و رو به باد و در زمین سخت نیز مرتکب نشوند و بر شطوط و انهار نیز تغوط ننمایند. 182 - ترک توبه از معاصى ننمایند. 183 - ظروف طلا و نقره نسازند و در آنها اکل و شرب نکنند. 184 - مردان لباس ابریشمى و زرباف نپوشند و به طلا زینت نکنند و انگشتر طلا در انگشت ننمایند. 185 - انگور و کشمش را براى شراب و مسکر خرید و فروش نکنند. 186 - چوب را براى بت و آلت لهو و لعب و غیر آن مثل نرد و شطرنج و تار و تنبور و کمانچه و امثال اینها خرید و فروش نکنند. 187 - اینهائى که ذکر شد، ساختن آنها را کسب خود قرار ندهند. 188 - کشتى و خانه و حیوانات و وسائل نقلیه را به اجاره ظلمه و حمل مسکرات و آلات لهو و لعب و حمل و سکناى زنان فاحشه و فروختن مسکرات ندهند. 189 - نزد غیر مجتهد جامع‏الشرائط مرافعه و مخاصمه نبرند و راضى به حکم دیگر نشوند. 190 - اعانت‏به اهل معصیت نکنند. 191 - مال یتیم را بناحق نخورند و تصرف در آن بناحق نکنند. 192 - قطع رحم نکنند. 193 - خود را عاق پدر و مادر و با ایشان بد سلوکى نکنند. 194 - در مال وقف تصرف غیر مشروع ننمایند. 195 - خیانت در وصیت میت نکنند. 196 - گمان بد در حق کسى نبرند. 197 - چیزهائى که در شریعت اسلام نجس و حرام است، خرید و فروش نکنند.198 - در نمایشهائى که بر خلاف دستور اسلام است، حاضر نشوند. 199 - با اهل بدعت و شکوک و شبهات مجالست و معاشرت و دوستى و مواصلت نکنند. استقصاء تمام منهیات در اینجا میسور نیست و به همین قدر اکتفا مى‏شود. انشاءالله با تاییدات خداوند و توجهات خاندان حضرت محمد و آل محمد(صلوات‏الله علیهم اجمعین) در نظر دارم کتابى در این باب با ادله مستخرجه از قرآن مجید و احادیث صحیحه به زبان امروزى تالیف و تصنیف و از خود در صفحه روزگار به یادگار گذارم تا براى خود تذکره و براى برادران تبصره باشد. افسوس که نان پخته خامان دارند. (انما اشکوا بثى و حزنى الى الله). اگر کسى گوید که ما در میان مسلمانان کسى را نمى‏بینم که داراى این صفات باشد، جواب گویم این از تقصیر مسلمانان است نه از قصور شرع. مسلمان محمدى حقیقى لابد باید داراى این صفات و مانند اینها باشد چه بیانى دارد در این باب حافظ شیرازى: گر مسلمانى همین است که حافظ دارد واى اگر از پس امروز بود فردائى درس هایی از مکنب اسلام-سال 78