حسن مرتضوی عرفان عملی وتصوف

مباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف
 
جهان دوم روحی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦  
جهان دوم روحی     موضوع : جهان دوم روحی   بعد از مرگ کلیه ی کسانی که دارای نواقصی در سیر تکاملی روحی خود هستند بنا به قانون حاکم.وارد جهان دوم میگردندوجهان دوم جهان ظلمت نامیده میشود منظور از جهان ظلمت یک محیط خاصی نیست بلکه محیطی هزاران مرتبه بالاتر از محیط مادی و گشترده تر از آن که خود دارای طبقاتی می باشد.است.هرچه به سطوح پایین آن برویم ظلمت و تاریکی حاکم است و در تاریکی ترین نقاط آن ارواح شرور.بنا به حکم قانون به سایر ارواح حاکمیت دارند و آنان همیشه در آزار و اذیت یکدیگر هستند و این رودند تا زمانی ادامه دارد که آنان به حدود خاصی از درک وارد گردند. سطوحی بالای جخان ظلمت.نسبت به سطوح پایینی آن بسیار عالی است ولی در نوع خود ارواح محلی برای تطهیر و رسیدن به درک لازم می باشد.و در آنجا ارواحی جهت ارشاد و پاک سازی روحی همیشه از جهان های قانون بالا برای انجام ماموریت وجود داردند و جهان دوم مستقیما زیر نظر قانون جهان سوم اداره می گردد و در آنجا بسیار بد جایگاهی است. از سطوح جهان ماده هر کسی توانایی ورود به جهان دوم و سوم و جهان های بالاتر را قبل از مرگ ندارد. هر کسی بخواهد به جهان های بالاتر وارد گردد به حکم قانون لایتغیر امکان برگشت دوباره به ماده را ندارد ولی کسانی که در حالات روحی موفق به درک جهان دوم یا سوم یا جهان های بالا میگردند در حقیقت به این جهان ها ولرد نمی گردند بلکه آنها سیر خود را در ابرآگاهی نسبت به جهان های بالا توسط ارواحی که شاید او را ببیند و یا نبیند انجام می دهند.و شخص خیال می کند که واقعا به آن جهان ها وارد گردیده و یا مشابهی از شرایط جهان های بالا را به امر قانون در جهان مادی توسط ارواح راهنما برای شخص مذکور به مجود می آورند. قانون اینست که تا کسی خود عملا به جهان دوم یا سوم یا بالاتر وارد نگردد از اسرار آن با خبر نمی گردد و هیچگونه اطلاعاتی به جر آن مواردی که از طرف قانون صلاح دیده شده و لازم است از آن جهان ها درز نمیکند.و اگر کسی هم به نوعی در ابر آگاهی از آن اطلاع پیدا یابد میبیند که موقع بیداری قسمت اعظم رویا و سیر و سفر وی به ذهن آکاهی عادی اش وارد نشده و چیزی به یادش نمی آید شاید کسانی باشند که از لحاظ گانه از چهار به بالاتز باشند.همین ها هم اگر به آن جهان ها سیر کنند باز موقع رجعت مقداری از آن اطلاعاتی که محرمانه است از خاطر آنان پاک میگردد و فکر میکنند که توانسته اند جهان های بالا را ببینند.ولی غافل از آنند که تمام سیر و سلوک اینان حداکثر در محدوده ابر آگاهی رویداده است و کسی حق ورود مه جهان های بالاتر را ندارد و اگر اینان به حق خود منصف باشند و آن قدرت لازمه تشخیص و کارآیی در مورد ارتباطات با ارواح از سطوح بالا را دارند اگر موارد مذکور را بررسی کنند به نتایج بالا خواهند رسید که سیر و سفر در جهان های بالا فقط با انرژی قانون میسر است و آن انرژی نیز تا کنون در اختیار کسی نبوده که از آن استفاده نماید به جر شخصی که به او داده شده و نماینده قانون است. کسانی که سلسله وار پشت سر هم یکی بعد از دیگری نماینده قانون خواهد بود از قانون حق استفاده از آن انرژی به او خواهد داد تا بتواند بعضی از افراد را بنا به صلاح دید در جهان های بالا البته با توجه به حدود و قدرت حاکمیت وی که از قانون تعیین میگردد سیر دهد باز همین اشخاص نیز میتوانند از مواردی که ورود آنان به جهان مادی صلاح نیست اقدام به انتقال اطلاعات ممنوعه به جهان مادی گردند. فقط نماینده قانون انرژی لازم جهت سیر اشخاص در جهان های بالا به نسبت اجازه ای که داده شده دارد و هر کس این ادعا را میکند که توانسته در جهان های بالا سیر کند کذب کاذب است و اگر بخت یار بوده حداکثر در ابرآگاهی میتواند باشد. کسانی که محدوده جهان ظلمت را سیر نموده اند آن را بسیار بد جایگاهی میدانند البته آن خود نیز از رجمت خداوندی است.همچنان که در قرآن کرید میفرماید:جهنم از ظاهر عذاب دوزخ است و از باطن در رحمت)). و اینگونه اشخاص پس از سیر خود از دیدن آنجا بسیار غمگین و فشار خاصی را متحمل میگردند و به خود قرو میروند وآنان حتی از نگاه کردن به جهان دوم کراهت از خود نشان میدهند و موقع سیر از روی آن تمایلی به دیدن آن ندارند و از ارواحی که در آن هستند بسیار گریزانند و نمی خواهند اعمال آن ها گریبانگر اینان گردد. حتی نگاه کردن از دور به جهان دوم بسیار ناراحت کننده است.انسان هایی که در آن محیط قرار دارند تمام اعمالشان را با خود حمل میکنند و در دیدن این افکار و حالات روحی بسیار زننده و دلگیر است.اما غافل از آن که همه خود میدانند .ولی بدان عمل نمیکنند .با اعمالی که انجام داده اند با اینکه از آن گریزانند بعد از مرگ به جهان دوم می رومد.نفس شیطان در جهان دوم حاکم است پس هر کس متواند نفس شیطان را از خود دور کند تا زمانی که حتی ذره ای از آن باقی باشد حق ورود به جهان سوم را ندارند.البته راه برای آنان همیشه باز است ولی حیائی که به جهان سوم حاکم است از شرم.آنان را خرد خواهد کرد.آنهایی که به همه اسفل السافلین یا قعر جهان دوم میروند.روح آنان مرده است وتحمل فشار حاکی از شرم و حیا را نخواهد داشت و به خود جازه ورود به جهان سوم را نخواهند داد.هر کس بمیرد به نسبت اعمالی که انجام داده روح اش دارای انرژی خاصی خواهد بود و این انرژی که محدود به اعمال اشخاص است آنان را از روی جهان دوم رد می کند. و هرکجا که سطح ارتعاش آنان با آن برابر است فرود می آورد.قعر جهان دوم اواسط یا اواخر جهان دوم و شاید انشاالله تا جهان سوم که تماما" بستگی به انرژی دارد که آن را به طور صحیح در خود انباشته است. هر کسی که میمیرد سوار تاب الهی میگردد(پل صراط)و تاب الهی او را با خود به بالا می برد و تا آنجا که انرژی دارد سوار آن است.در جایی که انرژی اش تمام شد از آن پیاده میشود. انذژی انسان را حداقل به جهان سوم میرساند از نوع انرژی طلایی یا قانون است و کسانی که نتوانند به انرژی طلایی دست رسی پیدا کنند لاجرم لایق جهان دوم خواهند بود و بعد از طی مراحلی که مربوط به تطهیر روحی آنان است میتوانند به آن انرژی دست رسی و به وسیله آن به جهان سوم وارد گردند. کسانی که به طور آزمایشی از طرف قانون به جهان سوم فقط برای یک لحظه وارد شده اند گفته اند اگر انرژی قانون از ما حمایت نمی کرد بر اثر شرک و حیایی که داشتیم و خود را لایق آن جهان نمیدیدیم خرد میشدیم و امکان تحمل چنان فشاری برای ما میسر نیست و اگر کسانی توسط یک انرژی برتر.به جهان بالاتر از حدود خود بروند به محض اینکه حمایت آن انرژی از آنان قطع گردد قورا" به سطح جهانی که لابق آن هستند بر میگردند. اکثریت انسان های روی زمین که یک گانه اول را دارا هستند حتی لایق ورود به جهان دوم نیز نمیباشند.برای درک جهان د.م باید دارای گانه دوم باشند و با استفاده از کالبد دوم توسط گانه دوم که به حرکت در می آید وارد جهان دوم میگردند و آن را درک کنند. این از رحمت خداوندی است که هر فرد یگانه که میمیرد خداوند از در رحمتش گانه دوم را به او عطا میکند تا با آن وارد جهان دوم گردد.