حسن مرتضوی عرفان عملی وتصوف

مباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف
 
حوزه بصره
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦  
حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه بصره حوزه علمیه بصره دوره نخست در دوره نخست از حوزه علمیه بصره به اصحاب رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) بر مى‏خوریم که نور هدایت را در آن سامان پرفروغ نگاه داشته‏اند این دوره از قرن اول تا سوم دوام یافته‏است. با توجه به تعداد اصحاب امامان شیعه(ع) در بصره باید حوزه علمیه آن را یکى از پر رونق‏ترین حوزه‏هاى حدیثى شمرد که راویان دیگر شهرها براى اخذ حدیث به آنجا سفر کرده و روایات ائمه(ع) را از اصحاب دریافت مى‏داشتند. البته گرایش به مذهب تشیع در این شهر حالت تدریجى داشت و هنوز در عصر جعفرى افرادى بودند که احادیث منقول از رجال اهل سنت را به احادیث امام صادق(ع) ترجیح مى‏دادند لکن رفته رفته حوزه بصره خود یکى از مهترین مراکز حدیثى شیعه گردید.«محمد بن زکریا بن دینار جوهرى غلابى بصرى‏» که حدود 298 هجرى وفات یافته از جمله علماى فقه و حدیث این دوره است که نجاشى از وى به بزرگى یاد کرده‏است. دوره دوم دوره دوم حوزه علمیه بصره از قرن چهارم آغاز تا قرن هشتم تداوم یافته است.این حوزه به جهت واقع شدن در راه مکه زائران دانشمند بسیارى را به خود پذیرفته و با علوم اهل بیت آنان را سیراب ساخته است. «عبد العزیز بن یحیى بن سعید بصرى‏» از محدثین قرن چهارم این دوره است که فقه و حدیث را از علماى عصر خویش فرا گرفت و از محمد بن عطیه اخذ حدیث نمود محمد بن ابراهیم بن اسحاق از جمله شاگردان اوست که مشایخ شیخ صدوق محسوب مى‏شود. «شریف ابوطالب مظفر فرزند جعفر بن مظفر علوى سمرقندى بصرى‏» نیز از دانشمندان قرن چهارم بصره است که حدیث را از«جعفر بن محمد بن مسعود عیاشى‏» و «جعفر بن محمد» به نقل «عمرکى بن على بوفکى‏»روایت مى‏کند. وى از مشایخ شیخ صدوق (متوفى 381 ق.) است و از سلسله اسانید کتاب امالى و کمال الدین اوست. «محمد بن عمرو بن على بصرى‏» نیز از دیگر محدثین شیعه در قرن چهارم است که شیخ صدوق از وى روایت نقل مى کند. وى از اکابر فضلاى عصر خویش از جمله ابوالحسن على بن حسن مثنى اخذ روایت کرده‏است. شیخ آقا بزرگ تهرانى در قرن پنجم از نه دانشمند شیعه در بصره یاد مى‏کند که شمار آنها در قرن ششم به پنج نفر و در قرن هفتم به سه نفر تقلیل مى‏یابد و در قرن هشتم تنها از دو دانشمند شیعه یاد مى‏کند و در قرن نهم نامى از عالمان شیعه نیست بدین ترتیب حوزه علمیه بصره که از عصر امامت به فعالیت پرداخته تا قرن هشتم به صورت مداوم به تربیت دانشمندان اسلامى و شیعى همت گمارده است چنانکه برخى از اساتید شیخ صدوق، نجاشى از این حوزه بودند و در واقع باید حوزه بصره را یکى از عمده‏ترین حوزه‏هاى علمیه شیعه در علوم حدیث‏شمرد. دوره سوم این دوره با یک قرن وقفه از سده دهم هجرى آغاز و تا دوره معاصر ادامه مى‏یابد شیخ آقا بزرگ تهرانى در قرن دهم از یک نفر به نام «محمد تولانى‏»یاد مى‏کند و نام دیگرى در این قرن به چشم نمى‏خورد. لیکن در قرن یازدهم شمار عالمان شیعه در این دیار به شش تن مى‏رسد که گویا از حوزه‏هاى دیگرى چون‏«احساء» به این سرزمین نقل مکان کرده‏اند و البته دانشمندانى چون «احمد بن عبد الرضا بصرى‏» نیز در این قرن به حوزه علمیه مشهد و سپس هندوستان مهاجرت کرده‏اند شیخ آقا بزرگ تهرانى در قرن دوازدهم نیز از پنج عالم شیعى در این دیار نام مى‏برد که برخى از آنها از بحرین به آنجا آمده‏اند. لازم به ذکز است که حکیم متاله «محمد بن ابراهیم قوامى شیرازى‏»معروف به «صدرا» و «صدر المتالهین‏»در سال 1050 ق. ضمن هفتمین سفر حج که پیاده مى‏رفت در بصره از دنیا رفته است آرامگاه وى در دوره‏هاى اخیر از انظار پنهان مانده است. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه بغداد حوزه علمیه بغداد دوره اول بعد از عصر امام صادق(ع) بیشتر ائمه به بغداد قدم گذارده و چندى در آنجا توقف کرده‏اند که البته امام کاظم و امام جواد - علیهما السلام - در همان جا نیز به شهادت رسیده و دفن گردیده‏اند. با افزوده شدن بر سابقه تاریخى بغداد تجمع شیعیان در این شهر بیشتر گردید تا اینکه در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى مرکز عمده شیعیان شد و دانشمندان آن سامان ریاست مطلق شیعیان را بر عهده گرفتند که «نواب اربعه‏» از آن جمله‏اند. حضرت امام کاظم(ع) بعد از شهادت پدر گرامى‏شان حضرت امام صادق(ع) راه وى را ادامه داد و به نشر معارف الهى پرداخت چنانکه علما و دانشمندان بزرگى از فقها محدثان، متکلمان و عرفا در مکتب موسوى(ع) درس دین آموختند و با قرآن و سنت آشنا گشتند استاد عزیز الله عطاردى رقم روایان حدیث ایشان را 638 نفر مى‏داند. امام کاظم(ع) در عصرى مى‏زیست که عقاید انحرافى ترویج مى‏شد و برخى از متکلمان در تفسیر ایات قرآنى و صفات الهى به گمراهى افتاده بودند مساله تجسیم، جبر و تفویض، انکار عذاب قبر و معاد جسمانى از جمله مواردى بود که در میان مردم منتشر شده بود امام براى مقابله با اندیشه‏هاى انحرافى با گفت و گوهاى علمى و مباحث عمیق و برهانى خویش راه مبارزه را در پیش گرفتند و این بدان معنى نبود که امام کاظم(ع) باب عقل را مسدود نمایند و انسان را از تفکر و تعقل باز دارند بلکه روش امام پیروى از روش قرآن کریم بود همان گونه که قرآن براى عقل و عقلا و علم و علما احترام قایل بود ایشان نیز با زبان قرآن و با سلوک قرآنى اصحاب خویش رابه تعقل و تفکر مى‏خواند وصایاى ایشان به هشام بن حکم سیره علمى و تفکر قرآنى آن حضرت را روشن مى‏دارد ایشان مى‏فرمایند: «خداوند تبارک و تعالى در قرآن اهل عقل و تفکر را بشارت داده و فرموده است آن بندگان مرا که سخنان را گوش کنند و از بهترین آنها پیروى نمانید بشارت ده اینها کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده و اینان خردمندان مى‏باشند.» امام کاظم(ع) علاوه بر سلوک علمى و ترغیب دانشجویان مکتبش به تعقل و تفکر آنان را با سلوک عملى نیز آشنا ى‏ساخت‏شناسایى مراحل سلوک عملى نیز با براهین قرآنى همراه است وى متواضع‏ترین مردم را خردمندترین آنها مى‏شمارد و دنیا را به دریایى ژرف شبیه مى‏کند که کشتى آن باید تقوى باشد و بارش ایمان، بادبانش توکل ناخدایش عقل، راهنمایش علم و سکانش صبر.» امام کاظم(ع) به تربیت‏شیعیان و آموزش آنان اکتفا نمى‏کند و فقه و حدیث و کلام و تفسیر را به گونه‏اى خشک که تنها جنبه آموزشى داشته‏باشد نمى‏پذیرد لذا با سیره عملى خویش مسایل سیاسى را با سنت نبوى(ص) در مى‏آمیزد و پاسخهاى دندان‏شکنى به ائمه کفر مى‏دهد تا در هدایت جامعه اسلامى کوتاهى نکرده باشد هرچند جانش با این روش مورد تهدید قرار گیرد. دوره دوم دوره دوم حوزه علمیه بغداد از روزى شروع مى‏شود که امام کاظم(ع) به دیار باقى شتافته‏است و برخى از راویان حدیث وى در آن شهر به تربیت‏شاگردان مشغولند و آن به گونه‏اى است که امام رضا(ع) از مدینه به خراسان رفته و حجاز و عراق از دیدار وى محروم گشته‏اند. دوره سوم این دوره از عصر امامت امام جواد(ع) شروع مى گردد و آن زمانى است که حاکم مدینه مامون را از نفوذ کلام امام شیعیان آگاهند و از گسترش تفکر شیعى و نهضت علوى بیم داده‏است و او نیز بقاى خلافت‏خویش را در تبعید امام محمد تقى(ع) و تحت نظر گرفتن وى دانسته است. دوره چهارم این دوره به عصر غیبت صغرى اختصاص دارد و نواب چهارگانه امام مهدى(عج) با استفاده از عنصر تقیه به رشد و تعالى شیعه در این شهر پرداختند و در کمیت و کیفیت جامعه شیعه نشین بغداد نقش مؤثرى ایفا نمودند به صورتى که حوزه علمیه بغداد پس از غیبت صغرى ادامه یافت و دانشمندان بسیارى را در خود پرورد. حوزه بغداد در این دوره از ادوار پنچگانه خویش از جهت مرجعیت و رهبرى امت اسلامى نظرگاه تمامى شیعیان بود و این حوزه تنها حوزه‏اى است که عصر امامت غیبت صغرى و کبرى را درک کرده و رهبرى شیعه در آن به سر مى‏برده‏است. بدین ترتیب «عثمان بن سعید»، «محمد بن عثمان‏»، «حسین بن روح‏»و «على بن محمد سیمرى‏» علاوه بر جوابگویى به ارجاعات فقهى و اخذ وجوهات شرعى رهبرى شیعه را نیز بر عهده داشتند تا اینکه توقیعى از سوى حضرت امام عصر (عج) صادر شد که فرموده بود: «اى على بن محمد سیمرى خداوند بزرگ در مصیبت درگذشت تو به برادران دینى‏ات پاداش عظیم عنایت فرماید تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت. بنابراین امور زندگى خود را تمام کن (دفتر کار خویش را ببند) و هیچ کس را وصى و جانشین خویش قرار مده زیرا دوران غیبت کبرى آغاز شده و امر ظهور موکول به اجازه خداوند برزگ است که آن هم پس از غیبت طولانى قساوت دلهاى مردم و دورى آنان از حقایق و فراگیر شدن ظلم و جور در دنیا خواهد بود. بزودى افرادى به سوى شیعیان من آمده ادعاى مشاهده (نیابت‏خاصه) مرا خواهند کرد آگاه باشید که هر کس قبل از خروج سفیانى و شنیدن صیحه آسمانى ادعاى مشاهده کند دروغگو است و بر خدا و رسول او افترا مى‏بندد و تمام قدرتها و نیروها از آن خداوند متعال است.» و با روایت «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا فانهم حجتى علیکم و انا حجة الله علیهم‏» شیعیان را پس از چهارمین نایب خاص به نواب عامه ارجاع فرمود. دوره پنجم این دوره به غیبت کبرى مربوط مى شود که در آن فقها و دانشمندان شیعى بسیارى در بغداد به سر مى‏بردند از جمله «ابوالفرج اصفهانى‏» «شیخ مفید»، «کلینى رازى‏»، «سید رضى‏»و «شریف مرتضى‏». البته نباید از یاد برد که بغداد مرکز خلافت عباسى و مرکز علمى فرهنگى اهل سنت نیز بود و مشاهیرى از اهل سنت نیز در آن حوزه به سر مى‏بردند ابوحنیفه نعمان بن ثابت ابو عبد الله احمد بن محمد بن حنبل و ابو جعفر محمد بن جریر طبرى در این شمارند دانشمندان و علماى شیعه در این حوزه تنها از فقها و ادبا نبودند بلکه درمیان آنان به شعراى اهل بیت(ع) و عرفاى نامى نیز بر مى‏خوریم. نقابت علویان نقابت علویان از مواردى است که درحوزه علمیه بغداد به وجود آمد و موسس این حکومت و تشکیلات آن به‏«حسین نسابة ابن احمد» مى‏رسد که از حجاز به بغداد روى نمود وى زمانى به بغداد هجرت کرد که «مستعین بالله‏» حکومت مى‏کرد و سال 251 هجرى بود او که از خاندان زید شهید فرزند امام زین العابدین(ع) بود به نزد خلیفه حاضر شد و گفت: «از شما درخواست مى‏نمایم که حاکمى براى طالبیین بگمارى که مردى از آنان باشد و وى را اطاعت نماید.» مستعین که در عصر تزلزل خلافتش به سر مى‏برد با راى «حسین نسابة‏» موافقت کرد ومنصب نقابت را در جمعى از طالبیان به وى بخشید. پس از وى پسرش «یحیى‏» و سپس فرزند او «ابوالحسن الفارس، محمد بن یحیى‏» و بعد «ابو الحسن بن جعفر ملقب به قیراط‏» اوایل قرن چهارم به این منصب رسیدند و آن گاه: - ابوعبد الله محمد بن الداعى در سال 348 - و ابو احمد حسین بن موسى الحسینى الموسوى پدر شریف رضى از سال 354 تا 369 به این مقام رسید تا آنکه عضد الدولة بویهى وى را در قلعه‏اى در فارس حبس کرد. - ابى الحسن على بن احمد العمرى - الشریف الرضى بن حسین - الشریف المرتضى - الشریف عدنان بن الشریف الرضى - ابوالغنائم العمر بن محمد - ابوالحسن ناصر بن مهدى بن حمزة‏نیز به منصب نقابت در بغداد رسیدند و کارهاى سادات رسیدگى به امور سیاسى اقتصادى و حقوى آنان را برعهده گرفتند. جنبش علمى حوزه علمیه بغداد به علت ضعف دستگاه حاکم عباسى و ظهور شخصیتهاى بزرگى در فقه و حدیث و اصول و کلام در این دوره به اوج شکوفایى رسید و کتب اربعه شیعه در این حوزه به رشته تحریر درآمد. 1 - «الکافى‏» نخستین کتاب از مجموعه مشهور مکتب تشیع است که «ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینى‏» به تدوین آن همت گمارده است. جمع آورى این کتاب گرانقدر که به هشت جلد مى‏رسد و حدود 16190 حدیث را در خود فراهم آورده است بیست‏سال به طول انجامید وى به سال 328/329 هجرى وفات یافت ودر باب الکوفه بغداد به خاک سپرده شد. 2 - «من لا یحضره الفقیه‏» دومین کتاب از کتب اربعه است که به همت فقیه و محدث عصر «ابو جعفر محمد بن على بن بابویه قمى‏» تالیف گردیده است. تالیفات او از مرز سیصد جلد مى‏گذرد و این کتاب مشهورترین آنهاست. شیخ صدوق در حوزه‏هاى علمى رى، نیشابور، خراسان و بخارا مقیم بود. به سال 355 به حوزه علمیه بغداد رو نهاد و به تدریس پرداخت وى یکى از اساتید شیخ مفید است که در این حوزه به افاضه و استفاضه پرداخته است. احادیث «من لا یحضره الفقیه‏» به 5963 رقم مى‏رسد شیخ صدوق در سال 381 هجرى از دنیا رفت و در شهر رى به خاک سپرده شد. 4 و 3 «تهذیب الاحکام‏» و «الاستبصار فیما اختلف فیه من الاخبار» سومین و چهارمین کتاب از مجموعه کتب اربعه شیعه است که به وسیله‏«شیخ طوسى‏»تدوین یافته است کتاب تهذیب مشتمل بر 13590 و کتاب استبصار مشتمل بر 5511 حدیث مى‏باشد. وى که دوازده سال آخر عمر خویش را در جوار مرقد مبارک حضرت مولى الموحدین على(ع) سپرى کرد در 22 محرم سال 460 هجرى به جوار رحمت‏حق پیوست و در خانه‏اش مدفون شد. بدین ترتیب «کتب اربعه‏» جانشین «اصول اربعماة‏» شد و مورد استفاده فقها در استنباط مسایل شرعى جزء متون درسى طلاب و دانشجویان قرار گرفت چنانکه «سید بن طاووس‏» به فرزندش توصیه نمود کتابهاى شیخ طوسى را فراموش نسازد. تاکید بر فلسفه سیاسى در این دوره از حوزه علمیه بغداد با وجود اندیشه‏مندان و فقهایى بسان شیخ مفید و سید مرتضى و حکومتهایى چون ال بویه، این اندیشه در جامعه رشد مى‏کرد که شیعه باید خلافت و رهبرى جامعه اسلامى را بر عهده گیرد و پیشتر نیز این حق بزرگ از آن امامان شیعه بوده است. شیخ مفید با تالیف کتب و مناظراتى علمى جایگاه امامت در فلسفه سیاسى اسلام را روشن ساخت و سید مرتضى این روش را پیگیرى و درفقه سیاسى نیز اصول عملى فلسفه سیاسى اسلام را تبین کرد و حضور ولى فقیه در جامعه را به مثابه سرپرست مسلمانان امرى ضرورى برشمرد. «شناخت امام و وجوب اطاعت از وى‏» وجوب پرداخت زکات به رسول خدا(ص) ائمه(ع) و در زمان غیبت به نواب خاص یا فقهاى جامع الشرایط شیعه، «بحث‏شقاق و اختلاف زوجین و دستور بعث‏حکمین و تعیین آنان‏» و «اقامه حدود» از آنجمله مواردى است که شیخ مفید در فقه سیاسى از آنها نام برده جایگاه حکومت و حاکمیت فقیه رامشخص مى‏نماید. و شاید همین امور باعث گردیده که بنى عباس با برانگیختن برخى از مردم بغداد شیعه و مکتب تشیع را تضعیف کنند چه آنان در مقابل براهین قاطع متفکران شیعى پاسخ مناسبى نداشتند و تنها با منطق آشوبگرى و نزاع در مقابل منطق قرآنى و استدلالى مکتب علوى، خودى نشان مى دادند. دانشمندان حوزه علمیه بغداد حوزه علمیه بغداد یکى از حوزه‏هاى غنى شیعه در علوم مختلف بوده که علاوه بر علوم اسلامى در علوم شیمى فیزیک نجوم پزشکى و دارو سازى نیز دانشمندانى را به خود دیده و از آنها بهره جسته‏است. «حسن بن محمد بن عاصم محدث قمى‏» از جمله ستارشناسان حوزه علمیه بغداد تالیفاتى در علم نجوم دارد رازى در پزشکى به چنان مقام رفیعى نایل آمده بود که عضد الدوله دیلمى ریاست بیمارستان عضدى را به وى سپرده بود. اینک به ذکر برخى دانشمندان مشهور شیعه در حوزه علمیه بغداد مى‏پردازیم: 1 - ابن اعلم بغدادى (324 - 375 ق.) 2 - ابن مبشر (متوفى 618 ق.) 3 - بو على بن مسکویه (325 - 421 ق.) 4 - بدیع اسطرلابى 5 - جعفر قطاع 6 - زکریا رازى (240/250 - 320 ق.) 7 - کندى (1850 - 260 ق.) 8 - شیخ مفید (336/338 - 413ق.) 9 - سید مرتضى (355 - 634 ق.) 10 - سید رضى (359 - 406ق.) حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه کاظمین حوزه علمیه کاظمین با توجه به این نکته که شیعه نسبت به امامان خود احترام خاصى قائل است و آنان را حاملان علوم انبیا و قرآن و سنت نبوى(ص) مى‏داند در زمان حیاتشان از پرتو انوارشان بهره برده و تا حد ممکن به تشکیل حلقات درس و حوزه‏هاى علمى ایشان پرداخته‏اند و پس از وفاتشان نیز آرامگاههاى آنان را مرکز حوزه‏هاى دینى قرار داده و از فیض بى منتهایشان استفاده کرده‏اند یکى از حوزه‏هاى علمیه شیعه که در زمان حیات امام موسى کاظم(ع) و امام جواد(ع) شکل گرفته و به تربیت دانشجویان اسلامى پرداخته حوزه علمیه بغداد است پس از چندى‏«کاظمین‏» حوزه علمیه شیعه گردیده‏است. امام کاظم و امام جواد(ع) پس از شهادتشان در «مقابر قریش‏» بغداد به خاک سپرده شدند و همین امر باعث گردید تا پس از شهادت آن دو امام این مقبره محل زیارت شیعیان گردد و رو به آبادانى نهد. «معز الدوله‏»در سال 336 هجرى مقدم برهر کار به تجدید ساختمان مشهد کاظمین پرداخته آن را از اساس پى‏ریزى و بنیان ساخته و برگرداگرد حرم مطهر صحنى مجلل و موسع بگرانیده اطراف صحن را هم حجرات متعددى براى سکونت اهل علم و طلاب فرقه امامیه احداث و در ضلع شرقى آن هم مقصوره‏اى براى تدریس عمومى بنا نهاده آن را «مدرس‏» بنامید. وى پس از استقرار در عراق به سال 339 هجرى از شیخ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمى که از اعاظم اصحاب سعد بن عبد الله اشعرى قمى شمرده مى‏شد و به فضل و دانش و فطانت و کیاست در بین خواص مشهور و در قم مقیم و مورد وثوق عامه بود براى هجرت به بغداد از سوى برادر خود «رکن الدوله دیلمى‏» که در شهر رى سلطنت داشت، دعوت کرد. رکن الدولة وسایل سفر آن عالم جلیل را فراهم‏کرد و او را به طرف بغداد حرکت داد و در برابر مجامع علمى طبقات مختلف اهل سنت جامع علمى نوینى هم براى فرقه امامیه در مسجد براثا و صحن کاظمیه تاسیس فرمود و شخصا به تدریس و تعلیم آنها پرداخت. بدین ترتیب حوزه علمیه کاظمین در امتداد حوزه علمیه بغداد قرار دارد و پنجمین دوره حوزه علمیه بغداد نخستین دوره حوزه علمیه کاظمین خواهد بود لیکن باید توجه داشت که مرکز تدریس شیخ مفید و محل تجمع شیعیان بغداد «مسجد براثا» بوده و گویا حوزه علمیه کاظمین در این دوره از رونق چندانى برخوردار نبوده است. چنانکه نوشته‏اند بر اثر تصادمات فکرى، شیخ طوسى مجبور به هجرت از بغداد گردید و در کاظمین سکونت نکرد و به نجف اشرف هجرت کرد که این خود از دو حال خارج نیست‏یا اینکه شیخ طوسى به سبب نزدیکى کاظمین به بغداد احساس آسودگى نمى‏کرده است‏یا کاظمین هنوز به صورت محلى آبادان و مسکونى در نیامده بود. پس از این دوره در تاریخ شیعه از حوزه علمیه بغداد نامى نیست و لیکن بزرگانى از اهل فضل در کاظمین ساکن بوده و به نشر فرهنگ شیعى در این سامان پرداخته‏اند. البته نباید از یاد برد که در سال 608 ق. الناصر لدین الله خلیفه عباسى امر کرد تا حجره‏هاى بارگاه موسى بن جعفر را هم مانند مدرسه‏هاى نظامیه و زمرد خاتون (مادر خود) مرکز اهل علم و طلاب علوم دینى براى تدریس فقه و حدیث و تفسیر و ادبیات گردانند و هم دستور داد که در آن مدرسه «مسند امام احمد بن حنبل‏» را در خدمت علامه فقیه امامى صفى الدین محمد بن معد موسوى تلمذ نمایند. بدین ترتیب پس از واقعه سال 448 و هجرت شیخ طوسى سال 608 را مى‏توان نقطه آغاز مجدد حوزه علمیه کاظمین به شمار آورد که در امتداد حوزه بغداد به فعالیت علمى مشغول بوده‏است. در دوره‏هاى اخیر به سه مدرسه در این حوزه اشاره کرده‏اند: 1 - مدرسه سید حیدر 2 - مدرسه آیت الله شیخ مهدى خالصى 3 - مدرسه سید محسن اعرجى از آنجا که بیوتات علمیه نیز خود مرکز آموزش طلاب و دانشجویان اسلامى بوده‏اند، دهها بیت در کاظمین به این مهم پرداخته‏اند. برخى از بیوتات علمى کاظمین عبارتند از: 1 - بیت‏سید محمد على هبة الدین شهرستانى 2 - بیت‏سید محسن اعرجى (متوفى 1227ق) 3 - بیت‏شیخ احمد بلاغى کاظمینى (متوفى 1271) که شیخ محمد جواد بلاغى ساکن نجف از این خاندان است. 4 - بیت‏شیخ ابراهیم جزائرى ساکن کاظمین که به سال 1231 هجرى زنده بود. آل مظفر (شیخ محمد حسن مظفر شیخ محمد حسین مظفر و شیخ محمد رضاى مظفر) از این خاندان هستند. 5 - بیت‏سید حیدر (متوفى 1265)که از بزرگان علم در عصر خویش بود.مجتهد بزرگ سید مهدى حیدرى که از بزرگان علم و مراجع عراق در قرون اخیر بود و در جنگ جهانى اول مردم را بر ضد انگلیس به جهاد فراخواند از این خاندان است 6 - بیت‏شیخ عبد العزیز خالصى(متوفى 1286)که نسبتشان به على بن مظاهر برادر حبیب بن مظاهر مى‏رسد آیة الله شیخ مهدى خالصى که از مراجع تقلید عصر خویش به حساب مى‏آمد از این خاندان است. 7 - بیت‏شبر که ذریه سید عبدالله شبر(متوفى 1242) ازاعلام عصر و دانشمندان کثیر التالیف شیعه است‏سید عباس شبر مقیم بصره و سید على شبر مقیم کویت از دیگر دانشمندان و مراجع تقلید هستند و که از این بیت برخاسته‏اند. 8 - بیت‏سید اسماعیل صدر (متوفى 1338)که سید حسن صدر مقیم کاظمین از این خاندان است. 9 - بیت‏شیخ محمد حسن آل یاسین (متوفى 1308) که در نجف و کاظمین از بیوتات علم و ادب هستند. مشاهیر علما و فقهاى حوزه علمیه کاظمین در قرن گذشته عبارتند از 1 - فقیه دانشمند شیخ احمد بن شیخ محمد حسین بن هاشم کاظمى 2 - فقیه اصولى شیخ محمد حسین بن شیخ هاشم کاظمى(متوفى 1308 ق.) 3 - فقیه فاضل شیخ جعفر بن شیخ محمد جواد بن شیخ محمد حسین کاظمى(متوفى حدود 1332) 4 - فقیه متقى شیخ راضى بن شیخ محمد کاظم کاظمى(متوفى حدود 1350) 5 - فقیه اصولى شیخ محمد بن کاظم کاظمى 6 - دانشمند فقیه شیخ حسن بن شیخ طالب اسدى کاظمى 7 - عالم فاضل شیخ حسن بن شیخ اسد الله دزفولى شوشترى کاظمى(متوفى 1300) 8 - فقیه وارسته شیخ محمد جواد بن شیخ محمد حسین کاظمى صاحب الهدایة (متوفى 1328) 9 - فقیه پرهیزگار و محقق اصولى مرجع تقلید بغداد شیخ محمد حسن بن یاسین تلعکبرى کاظمى(متوفى 1308) 10 - فقیه اصولى شیخ محمد حسن بن محمد صالح ربیعى بغدادى کاظمى(متوفى 1336) 11 - فقیه مجاهد سید مصطفى بن سید حسین حسینى کاشانى کاظمى (متوفى 1336) 12 - فقیه اصولى علامه مجاهد سید حسین على بن سید نور على حسینى بغدادى(متوفى 1337) 13 - عالم جامع سید على بن سید عطیفه حسینى کاظمى(متوفى 1306) 14 - فقیه اصولى شیخ على بن شیخ محمد تقى دزفولى شوشترى کاظمى(متوفى حدود 1330) 15 - فقیه اصولى شیخ محمد على بن شیخ حسن جمالى قابچى خراسانى کاظمى(متوفى 1365) 16 - جامع معقول و منقول احمد حیدرى حسنى کاظمى(متوفى 1381) 17 - فقیه اصولى سید محمد امین بن سید حسین حسنى بغدادى(متوفى 1331) 18 - فقیه اصولى سید حیدر بن اسماعیل موسوى عاملى کاظمى 19 - عالم عامل شیخ راضى بن شیخ حسین بن عزیز خالصى(متوفى 1347) 20 - عالم محقق شیخ حسن بن محمد قابچى کاظمى 21 - فقیه اصولى سید حسن بن سید هادى(متوفى 1354) 22 - فقیه خبیر سید جعفر بن سید محمد اعرجى حسینى (متوفى 1332) 23 - دانشمند متفکر سید محمد جواد بن سید اسماعیل کاظمى موسوى عاملى(متوفى 1361) 24 - شیخ عبدالحسین بن على محلاتى اصفهانى یزدى کاظمى (متوفى 1323) 25 - دانشمند بزرگ و فقیه فاضل سید عبدالکریم بن سید حسن اعرجى کاظمى (متوفى 1308) 26 - بزرگ فقیه عصر شیعه در کاظمین شیخ محمد طاهر بن شیخ محسن دزفولى کاظمى (متوفى 1315) 27 - فقیه جلیل شیخ عباس بن شیخ محمد جصانى کاظمى (متوفى 1306) 28 - شیخ عبد الحسین بن محمد جواد بغدادى (متوفى 1365) 29 - جامع فنون عبد الحسین بن شیخ باقر آل یاسین کاظمى (متوفى 1351) 30 - فقیه کامل سید صدر محمد على بن سید اسماعیل عاملى کاظمى (متوفى 1373) 31 - عالم ربانى سید مهدى بن احمد بن حیدر حسنى کاظمى (متوفى 1341) 32 - مرجع عالیقدر شیخ محمد رضا بن شیخ عبدالحسین آل یاسین کاظمى (متوفى 1370) مؤلف کتاب «بلغة الراغبین فى فقه آل یاسین‏» 33 - فقیه اصولى شیخ محمد صادق بن شیخ حسین خالصى (متوفى 1341) 34 - علامه فقیه میرزا محمد بن داود امام الحرمین همدانى (متوفى 1303) 35 - علامه فقیه و محدث کبیر شیخ قاسم بن محمد بن جواد کاظمى ابن الوندى (متوفى 1100) مؤلف کتاب‏«شرح الاستبصار» 36 - ادیب فاضل سید ابوالحسن بن حسین کاظمى (از شعراى قرن داوزدهم) 37 - علامه محقق شیخ عبد النبى کاظمى(متوفى 1256) مؤلف «تکملة الرجال‏» حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه سامراء حوزه علمیه سامرا دوره اول دوره اول حوزه علمیه سامرا با ورود امام هادى و امام حسن عسکرى(ع) به این شهر آغاز مى‏شود که امام به صورت حضورى و مکاتبه‏اى به نشر معارف الهى مى‏پرداخت و تعیین وکلا و نمایندگان از طرف ایشان در شهرهاى مختلف ایران و عراق و حجاز در حکم گسیل دانشمندان به حوزه‏هاى جدید شیعى بود. چنانکه دکتر جاسم حسین بنابر اخبار تاریخى مناطق اعزام نمایندگان امام(ع) را به چهار قسمت عمده تقسیم مى‏کند: 1 - ناحیه بغداد، مدائن، سواد و کوفه 2 - ناحیه بصره و اهواز 3 - ناحیه قم و همدان 4 - ناحیه حجاز، یمن و مصر به عنوان نمونه باید به برخى از رویات اشاره کرد که سوال «محمد بن على کاشانى‏» در موضوع توحید و پاسخ امام هادى(ع) رانقل کرده‏اند و این غیر از ارتباطاتى است که در مورد اخذ وجوهات شرعى انجام مى‏گرفته است. در مکتب امام هادى(ع) به نکات زیر برمى‏خوریم: 1 - اصالت قرآن 2 - نشر کلام شیعى 3 - نشر فرهنگ دعا و زیارت 4 - برخورد قاطع با دشمن عقیدتى و سیاسى امام(ع) در جواب نامه‏اى که از «جبر و تفویض‏» سؤال شده است جایگاه قرآن و اصالت آن را این گونه بیان مى‏دارد: «بدانید - خدایتان رحمت کند - که ما در روایت و اخبار بسیارى که وارد شده نگریستیم و چنین یافتیم که آنچه همه فرق اسلام که خدا را مى‏شناسند نقل کرده‏اند از دو گونه خارج نیست 1 - یا حق است که باید پذیرفت 2 - یا باطل است که باید رد کرد. و امت همه اتفاق دارند که «قرآن‏» نزد همه فرقه‏هاى اسلام حق است. همگى به حقانیت آن اعتراف دارند و در این مساله به حقیقت رسیده و حق را یافته‏اند چون پیغمبر(ص) فرموده: «امت من همه با هم گمراه نشوند» و خبر داده که «آنچه مورد اجماع امت باشد حق است به شرط اینکه هیچ اختلافى درمیان نباشد» و قرآن حق است و درباره نزول آن از جانب خدا و درستى‏اش اختلافى نیست. پس اگر حدیثى مورد تصدیق و تایید قرآن بود و جمعى از امت منکر شدند به ناچار باید دست از انکار بکشند و بدان اقرار کنند به حکم اینکه همه صحت قرآن را پذیرفته‏اند. و اگر به جحد و انکار ادامه دهند محکوم به خروج از دین‏اند. آن‏گاه نخسین خبرى را که مورد تصدیق قرآن کریم است آورده و قرآن را بر صحت آن گواهى گرفته است و آن حدیث جز حدیث «ثقلین‏» نیست که با آیه‏«انما ولیکم الله‏» راست مى آید» امام على النقى(ع) با توجه به ماجراى مرموز صوفیه در عصر خویش که مردم را از حضور سیاسى و عبادت واقعى دور مى‏دارند با نشر فرهنگ دعا و زیارت و با عرفان ناب شیعى به ستم ستیزى و دشمن شناسى مى‏پردازد و لزوم دوستى اهل بیت عصمت را یاد آور مى‏شود. امام على النقى(ع) پس از بیست‏سال تبعید در سامرا در سال 254 هجرى با زهر به شهادت مى‏رسد و امام حسن عسکرى(ع) امامت امت رابر عهده مى‏گیرد دوره امامت امام حسن عسکرى(ع) همه در سامرا سپرى شده است و از این رو به ایشان‏«عسکرى‏» مى‏گویند حضور امام در این شهر مى‏توانست براى حوزه علمیه سامرا نقش آفرین باشد لیکن امام همواره تحت نظر بود و شیعیان کمتر مى‏توانستند با ایشان ملاقات کنند. پس از شهادت امام حسن عسکرى(ع) حضرت مهدى(عج) به امامت رسید که دوران امامت ایشان به دو عصر غیبت صغرى و کبرى منجر گردید و در عصر غیبت صغرى نواب خاص ایشان عموما در بغداد سکنى گزیدند و حوزه سامرا از رونق افتاد. دوره دوم هر چند شهر سامرا خالى از رجال علم نبوده و همواره مورد توجه شیعه بوده‏است لیکن به سبب توجه خاص عباسیان به این شهر نواب امام زمان(ع) از حوزه علمیه سامرا به بغداد رفته براى برخى از شهرهاى مهم شیعى نیز نمایندگانى انتخاب کردند بدین ترتیب حوزه سامرا پس از غیبت صغرى به رکود علمى رسید. دروه سوم این دوره با ورود حضرت آیة الله العظمى میرزا سید محمد حسن شیرازى (قدس سره) به شهر سامرا آغاز مى‏گردد. آیة الله العظمى حاج میرزاى محمد حسن شیرازى - قدس سره - سال 1287 هجرى به زیارت خانه خدا مشرف شد و در این سفر قصد اقامت در مدینه منوره را داشت که میسر نشد و به نجف اشرف بازگشت‏سپس قصد نمود تا در مشهد الرضا(ع) اقامت نماید ولى ممکن نشد بالاخره در شعبان 1290 هجرى به شهر مقدس سامرا مهاجرت نمود با هجرت میرزاى شیرازى به سامرا حوزه علمیه این شهر پس از گذشت‏سالهاى متمادى مرکز اسلام و بزرگ دانشگاه علوم اسلامى شیعه امامیه گردید. علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانى دانش پژوهان مکتب میرزاى شیرازى را که به تحصیل و تحقیق مشغول بودند بالغ بر سیصد و هفتاد نفر نام برده‏است. اسلوب تدریس آیة الله العظمى شیرازى (متوفى 1312) نخستین مجتهدى است که شیوه اجتهادى شیخ انصارى را ترویج کرد و در حوزه علمیه سامرا اسلوبى خاص در تدریس را پیش گرفت که به شیوه سامرا معروف شد وى مساله را در حوزه درس خویش مطرح مى‏نمود و طلاب و فضلا ابعاد مختلف آن را مورد بررسى قرار مى‏داند و زمانى که به مشکلى برمى‏خوردند میرزا با بیانى شیوا به حل اشکال اقدام مى‏ورزید لذا درس وى خاص کسانى بود که در فقه و اصول مدارج عالى را طى کرده به تحقیق و بررسى مشغول بودند. از ویژگى‏هاى تدریس میرزاى شیرازى بارور کردن استعداها و شخصیت دادن به طلاب و فضلاى حاضر در درس بود و هر کس سخنى داشت‏سخنش شنیده مى‏شد و در نهایت استاد به بیان نظر خود مى‏پرداخت. آیة الله العظمى اراکى در مورد ارج نهادن به مقام علم و شخصیت فضلا در حوزه درس میرزاى شیرازى فرمود: «حاج شیخ على روزدرى تصمیم گرفت که تقریرات درس میرزا را چه در عقلیات چه در مباحث الفاظ بنویسد در کمال مداقه شرح و بسط تقریرات میرزاى شیرازى را نوشت. میرزا به افراد خانه سپرده بود که اگر شیخ على دروزى نصف شب هم به خانه آمد اجازه دهید وارد شود تا نوشته‏هاى خود را به من نشان دهد تا اگر نیازى به حک و اصلاح دارد حک و اصلاح نمایم.» «آقاى حاج شیخ عبدالکریم حائرى معتقد بود که کفایه مرحوم آخوند خراسانى عقلیاتش را از رسائل شیخ گرفته و مباحث الفاظش را از تقریرات شیخ على روزدرى جوهر کشى کرده‏است.» عده‏اى عقیده دارند که میرزاى شیرازى بر شیخ انصارى هم تقدم دارد و بزرگان طبقه بعد همه از شاگردان اویند مثل آخوند خراسانى، سید محمد کاظم یزدى، سید حسن صدر، سید محمد فشارکى، میرزا محمد تقى شیرازى، شریعت اصفهانى. چنانکه شاگردان وحید بهبهانى نیز مقام علمى و اعلمیت استادشان را به اثبات رسانده‏اند. فلسفه هجرت از جمله مسایل در زندگى حضرت آیة الله العظمى سید محمد حسن شیرازى(قدس سره) هجرت ایشان به شهر مقدس سامرا است چه آنکه وى از بزرگان حوزه علمیه نجف اشرف بوده است‏حوزه‏اى که سابقه چندین صد ساله داشت و موقعیت علمى ایشان در آنجا تثبیت‏شده بود پس چه انگیزه‏اى میرزاى شیرازى را روانه سامرا کرد؟ چنانکه گذشت میرزاى شیرازى قبل از هجرت به سامرا مى‏خواست در مدینه منوره اقامت کند ولى برایش ممکن نشد پس به سامرا هجرت کرد علت این امر را باید توجه آن بزرگوار به وحدت برادران شیعه و سنى دانست. پس از میرزا شاگردانش نیز پرچمدار دین و قرآن و سیاست اسلامى گردیدند و با ایجاد حکومت اسلامى در لارستان از سوى آیة الله سید عبد الحسین لارى خواستار وحدت مذهب و سیاست و مشروطه مشروعه شدند و شیوه استاد را در مبارزه پى‏گرفتند. آیة الله العظمى میرزا محمد تقى شیرازى از شاگردان نام آور حوزه سامرا و مکتب جهاد و مبارزه میرزاى شیرازى بزرگ است وى از نخستین مهاجران به حوزه علمیه سامرا است که از محضر میرزاى شیرازى بهره برد و او از برترین شاگردان او گردید و خود به تدریس و تربیت دانشجویان علوم اسلامى همت گمارد میرزا محمدتقى شیرازى پس از درگذشت میرزا محمد حسن شیرازى مرجع تقلید شیعیان جهان گردید و به حوزه علمیه کربلا منتقل شد و انقلاب عراق را در آن حوزه آغاز کرد. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه کربلا حوزه علمیه کربلا دوره اول نخستین دوره از حوزه علمیه کربلا به عصر ائمه شیعه مى‏رسد که در آن برخى از راویان حدیث به تربیت‏شاگرد اقدام کرده‏اند این دوره تا عصر غیبت کبرى ادامه دارد. «عبد الله بن جعفر حمیرى‏» از شاگردان و اصحاب امام هادى(ع) و امام حسن عسکرى(ع) و از نخستین کسانى است که در حوزه علمیه کربلا به تربیت‏شاگرد همت گمارده‏است. دوره دوم این دوره پس از غیبت کبرى آغاز گردید و تا قرن یازدهم هجرى امتداد یافت. دانشمند عالیقدر رجالى «ابوالعباس احمد بن على بن احمد بن عباس نجاشى‏» از شاگردان شیخ مفید و اساتید سید مرتضى و شیخ طوسى از بزرگان علماى بغداد است که در شهرهایى چون نجف، کوفه، سامرا، و بصره و کربلا به آموزش فقه، حدیث، رجال، تاریخ و ادب پرداخته است. کتاب رجال او از مشهورترین کتب رجالى شیعه است. برخى از دانشمندان حوزه علمیه کربلا «عماد الدین ابن حمزه طوسى‏» که از بزرگان فقه شیعه در قرن ششم هجرى است در این شهر به خاک سپرده شده و به احتمالى در کربلا حوزه درس داشته‏است. «سید فخار موسوى‏» از فقهاى نامدار شیعه در قرن هفتم هجرى است «رضى الدین على بن طاووس‏» از دیگر دانشمندان شیعى است که روزگارى را در حوزه عملیه کربلا سپرى کرده‏است. «شهید اول شمس الدین محمد بن مکى‏» «ابن فهد حلى‏» دوره سوم این دوره پربرکت‏ترین دوره از ادوار حوزه علمیه کربلا و در عین حال جنجالى‏ترین آنهاست در دو دوره قبل فقها و محدثین در کنار هم در کمال آرامش به فعالیت مشغول بودند و هر یک از دو مکتب شیعى به نیازهاى جامعه پاسخ مى‏گفتند. در دو قرن یازدهم و دوازدهم عللى دست به دست هم داد تا مکتب اخبارى رواج یابد و مکتب اصولى را تحت الشعاع قرار دهد از جمله: 1 - روى کار آمدن دولت‏شیعى صفوى 2 - جو علمى حاکم بر حرمین شریفین دولت‏شیعى صفوى براى حفظ استقلال کشور خود مى‏بایست تدابیرى مى‏اندیشید تا وحدت ملى را حفظ نماید و شور و حماسه عقیدتى بهترین عامل وحدت بود و یگانگى هدف را تامین مى‏کرد لذا دعوت از فقهاى شیعه براى هدایت جامعه نخستین طرحى بود که شاهان صفوى در پیش گرفتند و پس از چندى این منصب را به محدثین و اخباریان دادند. در جایگرینى محدثین عواملى دخالت داشتند که از عمده آنها جو علمى حاکم بر حرمین شریفین را باید نام برد. اشاعره و اهل حدیث بر حوزه‏هاى علمى حرمین در حجاز مسلط شده بودند و ظواهر کتاب و سنت و اصول مذهب مالک و ابن حنبل اساس فقه و فتوا بود عقیده ظاهریان یعنى حجیت ظاهر آیات و احادیث و مخالفت با اجتهاد و راى و قیاس که ابوسلیمان داوود اصفهانى (متوفى 270 ق.) و پسرش محمد بن داوود (متوفى 297 ق.) در بغداد بنیان نهاده بعضى از علماى مصر و اندلس چون ابن تیمیه و این حزم آن را استوار نموده بودند در حجاز رواج داشت و بیشتر محدثین آن خطه به این رویه عقیده داشتند شیخ محمد بن عبد الوهاب نجوى (1115 - 1206 ق.) و شاه ولى الله احمد بن عبد الرحیم فاروقى دهلوى (1110 - 1176ق.) تحت تاثیر همان جو علمى قرار گرفتند که اولى مکتب و فرقه وهابى را در نجد و دومى مکتب اهل حدیث را در هند بنیان نهاد. «میرزا محمد استرآبادى‏» و شاگردش‏«میرزا محمد امین استرآبادى‏» نیز به احتمال قوى تحت تاثیر محیط حرمین بودند که طریقت اخبارى را پایه‏گذارى کردند و به ترویج آن در بلاد شیعه پرداختند پس از چندى این مکتب در عراق و سواحل خلیج فارس و ایران توسعه یافت ایامى که مکتب اخبارى به وجود آمد و رشد کرد نیاز به وحدت ملى نیز از جانب صفویان بیش ار پیش احساس گردید و این وحدت دلخواه صفویه با مکتب اجتهاد سازگار نبود چرا که در مکتب اجتهاد فقها در غیبت امام عصر(عج) منصب رهبرى جامعه را برعهده داشتند ولى با اندیشه اخبارى در عین حال شور و حماسه مذهبى برانگیخته مى‏شد ولى رهبرى همچنان در دست‏شاهان باقى مى‏ماند چون اخباریان خود و همه را مقلد امامان معصوم(ع) مى‏دانستند ناگفته پیداست که مسایل جدید و رهبرى جامعه در این طرز تفکر ندیده گرفته شده‏بود و شاهان صفوى این منصب را اشغال مى کردند. در این عصر جنگ خوارج در بحرین رخ داد و مهاجرت علماى بحرینى به ایران و عتابات مکتب اخبارى را در ایران و عراق رواج داد و با روى کار آمدن اخباریان در دولت صفوى پایه‏هاى این مکتب قوت گرفت‏حضور سید ابو على ماجد بحرانى(متوفى 1028 ق.)در شیراز و اشغال منصب شیخ الاسلامى نمونه‏اى از روى کار آمدن اخباریان در دولت صفوى است. «شیخ یوسف بحرانى‏» (1107 -1186 ق.) آقا محمد باقر اصفهانى، معروف به «وحید بهبهانى‏» (1117 - 1205 ق.)ملا محمد شریف فرزند حسنعلى آملى مازندرانى سید محمد مجاهد از علماى حوزه علمیه کربلا در این دوره‏اند دوره چهارم این دوره از قرن سیزدهم هجرى شروع مى‏شود و تا عصر حاضر ادامه دارد به نظر مى‏رسد این دوره از حوزه علمیه کربلا با هجرت میرزا محمد تقى شیرازى (مجدد دوم) شروع شده باشد زمانى که میرزاى دوم پس ازمیرزاى بزرگ به رجعیت‏شیعیان رسید به کربلا رفت و در این حوزه بود که فتواى مشهور خود را علیه استعمار انگلیس صادرکرد. استعمار انگلیس ملت عراق را مجبور کرده‏بود تا نماینده دولت بریتانیا «سرپرستى کاکس‏» را به عنوان رئیس حکومت عراق بپذیرد و همه جا در همه موارد از اوامر او اطاعت کنند مردم با استفتایى نظر مرجع تقلید و رهبر شیعیان را جویا شدند و میرزاى شیرازى دوم با توجه به نقشه‏هاى شوم انگلیس فتواى زیر را صادر کرد: «ان المسلم لا یجوز له ان یختار غیر المسلم حاکما» مدارس علمیه کربلا در برشمارى مدارس علمیه کربلا به موارد زیر بر مى‏خوریم: 1 - مدرسه سردار حسن خان 2 - مدرسه صدر اعظم نورى 3 - مدرسه زینبیه 4 - مدرسه هندیه 5 - مدرسه باد کوبه - ترک 6 - مدرسه میرزا کریم شیرازى 7 - مدرسه البقعة 8 - مدرسه سلیمیه 9 - مدرسه مهدیة 10 - مدرسه هندیه صغرى 11 - مدرسه ابن فهد حلى 12 - مدرسه مجاهد 13 - مدرسه شریف العلماء 14 - مدرسه بروجردى 15 - مدرسه امام باقر(ع) 16 - مدرسه حسنیه 17 - مدرسه خطیب 18 - مدرسه امام صادق(ع) 19 - مدرسه اکبریة بعضى از بزرگان حوزه علمیه کربلا از آیات عظام و مراجع تقلیدى که در دوره‏هاى اخیر در این حوزه سکنى گزیده بودند مى‏توان به افراد زیر اشاره‏کرد: 1 - آیة الله العظمى سید حسین قمى 2 - آیة الله العظمى سید میرزا مهدى شیرازى 3 - آیة الله العظمى سید على بهبهانى 4 - آیة الله شیخ محمد خطیب 5 - آیة الله سید عبد الحسین حجت 6 - آیة الله شیخ محمد رضا اصفهانى 7 - آیة الله سید حسن قمى 8 - آیة الله شیخ محمد على سیبویه 9 - آیة الله العظمى میرزا هادى خراسانى 10 - آیة الله العظمى سید محمد هادى میلانى مدرسین حوزه علمیه کربلا در دوره اخیر عبارت بودند از: 1 - آیة الله سید اسد الله اصفهانى 2 - آیة الله سید کاظم مدرس 3 - آیة الله شیخ محمد شاهرودى 4 - آیة الله شیخ مهدى قمى 5 - آیة الله شیخ مرتضى آشتیانى 6 - آیة الله سید محسن جلالى 7 - آیة الله سید نور الدین میلانى 8 - آیة الله سید محمد صدر 9 - آیة الله سید زین العابدین کاشانى 10 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ جعفر رشتى 11 - حجة الاسلام و المسلمین سید عبد الله خویى 12 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ یحیى زرندى 13 - حجة الاسلام و المسلمین سید محمد حسن جناب 14 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ ابراهیم پاکستانى 15 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ عبد الرحیم قمى 16 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ على اکبر سیبویه 17 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ عبد الحسن بیضایى 18 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ موسى کلهر این حوزه به سبب وجود دانشمندان شیعى و متفکران اسلامى توانسته‏است کتابها و دایرة المعارفهاى شیعى در علوم مختلف اسلامى را نگاشته و به جهان علم تقدیم دارد برخى از آنها عبارتند از: 1 - «المعصومین(ع) من المهد الى اللحد» اثر حجة الاسلام و المسلمین سید کاظم قزوینى 2 - «موسوعة الکلمة‏» اثر شهید سید حسن شیرازى 3 - «دائرة المعارف‏» اثر حجة الاسلام و المسلمین شیخ محمد حسین اعلمى 4 - «موسوعة الامامة الکبرى‏»اثر آیة الله سید حسن قزوینى 5 - «موسوعة تفسیر القرآن الحکیم‏» اثر حجة الاسلام و المسلمین سید محمد تقى مدرسى 6 - «موسوعة الرجال‏» اثر سید عباس کاشانى نجف حوزه علمیه نجف اشرف نجف اشرف تا قبل از شهادت امیر المؤمنین على(ع) سرزمینى معروف نبود و شرافت آن از مولود کعبه است که پس از شهادتش در آن سرزمین آرمید و سیل عشاق را به سوى خود جلب کرد. این شهر قبل از هجرت شیخ طوسى، سرزمینى بود که برخى از علویان و شیعیان خاص امیر مؤمنان(ع) را در خود جاى داده بود لیکن با هجرت شیخ طوسى دانشجویان علوم اسلامى نجف اشرف را به مرکز شیعه و دانشگاه بزرگ شیعه امامیه تبدیل کردند و پس از آن هزارن دانشجو و متفکر شیعى در این دانشگاه پرورش یافته به نشر معارف اهل بیت(ع) همت گماردند. نباید تصور کرد که پیش از شیخ طوسى دانشمندان شیعى در نجف اشرف نبوده‏اند بلکه پیش از وى رجال علم در آن شهر سکونت داشته و به برخى از دانشمندان شیعى اجازه روایت داده‏اند لیکن نجف از زمانى به عنوان مرکز فقه شیعى و علوم آل البیت(ع) درآمد که شیخ طوسى به آن شهر هجرت کرد و با دانشمندان حاضر در مکتب درس خویش حوزه علمیه نجف اشرف را بنانهاد. دوره اول نخستین دوره از حوزه علمیه نجف اشرف با هجرت شیخ طوسى از بغداد به نجف آغاز مى‏گردد و تا قرن ششم هجرى ادامه مى‏یابد. شیخ الطائفه پس از 22 سال مرجعیت در بغداد به نجف اشرف هجرت کرد و پس از گذشت 12 سال به دیار باقى شتافت. شیخ طوسى از جمله دانشمندان شیعى است که به علوم نقلى و عقلى احاطه کامل داشته و تالیفاتى در هر یک از موضوعات و علوم اسلامى به رشته تحریر درآورده است. هجرت شیخ طوسى به نجف اشرف موجب گشته تا دهها دانشمند شیعى در این حوزه گرد آیند و صدها دانش‏پژوه به تحقیق و تالیف پردازند و از محضر دانشمندان بهره برند و همین امر به بنیان‏گذارى حوزه علمیه نجف اشرف انجامید حوزه‏اى که با برخوردارى از بزرگان علم و عمل دانشکده‏هاى مختلف خود را در این دانشگاه بزرگ شیعى تاسیس نمود و به علوم اسلامى در فقه و کلام و تفسیر و حدیث پرداخت. پس از رحلت‏شیخ طوسى به سال 460 هجرى فرزندش «شیخ ابو على طوسى‏» - زنده در سال 515 هجرى - مرجعیت‏شیعه را عهده‏دار گردید و ابو نصر محمد بن ابى على الحسن بن ابى جعفر محمد بن الحسن الطوسى‏» فرزند ابوعلى پس از پدرش حوزه‏اى را که جدش دایر کرده‏بود اداره نمود. دوره دوم در این دوره که از قرن ششم تا نهم هجرى به طول انجامیده حوزه علمیه کربلا از تحرک بیشترى برخودار بوده است و دانشمندانى چون «ابو العباس احمد بن على نجاشى‏» «عماد الدین ابى حمزه طوسى‏» «سید فخار موسوى حائرى‏» «رضى الدین على بن طاووس‏» «شمس الدین محمد بن مکى‏» (شهید اول) «ابن خازن حائرى‏» و «ابن فهد حلى‏» در آن به تربیت دانشجویان علوم دینى مشغول بوده‏اند از این‏رو حوزه علمیه نجف در آن برهه از رونق چندانى برخودار نبود چه آنکه اغلب رجال علم در حوزه کربلا سکنى گزیدند برخى علت رکود علمى این دوره را به سبب تحرک حوزه حله در این عصر دانسته‏اند و بیوتات علمیه آل ادریس، آل شیخ ورام، آل فهد، آل طاووس و ... را دلیل گفتار خویش ساخته‏اند. دوره سوم دوره سوم حوزه علمیه نجف اشرف از قرن نهم هجرى آغاز مى‏گردد و تا قرن یازدهم هجرى ادامه مى‏یابد. پس از این دوره که عصر حضور فقهاى اصولى است، علماى اخبارى در این مرکز فعالیت بیشترى داشته‏اند. جمال الدین و شرف المعتمدین ابوعبد الله مقداد بن عبد الله بن محمد بن حسین بن محمد سیورى حلى اسد غروى، معروف به «فاضل مقداد» از فقهاى شیعه و دانشمندان بزرگ این دوره است که روستاى «سیور» حله متولد گردیده و از شاگردان شهید اول است وى نه تنها در فقه دانشمندى برجسته است بلکه متکلمى ورزیده به حساب مى‏آید. وى با نگارش شروحى بر آثار استادش مکتب شهید اول را بارورتر ساخت و حوزه فقه استدلالى را وسعت بخشید و با تالیف کتابى در فقه القرآن مبانى قرآنى فقه شیعى را بیان‏داشت و پس از آن با دیگر نگاشتهاى خود منزلت تفکر شیعى و بینش وى در اصول اعتقادات و فروع احکام را روشن ساخت. دوره چهارم این دوره از اوایل قرن یازدهم شروع شد و تا آخر آن امتداد داشت و با اخباریانى اختصاص یافت که در حوزه علمیه نجف به فعالیت علمى اشتغال داشتند در این عصر رکود علمى مباحث اصولى مشهود است تا اینکه وحید بهبهانى از ایران به کربلا و نجف آمد و با مباحث علمى پایه‏هاى منطق اجتهاد را تقویت کرد. از جمله عللى که باعث‏شد مکتب اخبارى بر مکتب اصولى چیره گردد و تا پیش از وحید بهبهانى در حوزه نجف اشرف رشد یابد انتقال زعماى مکتب اصولى به حوزه علمیه کربلا ذکر شده‏است که خالى از اشکال نمى‏باشد. دوره پنجم این دوره که از قرن دوازدهم تا قرن پانزدهم هجرى را شامل مى‏گردد از پر تکاپوترین دوره‏هاى حوزه علمیه نجف اشرف به شمار مى‏رود. شروع دوره پنجم حوزه نجف با هجرت وحید بهبهانى و شاگردان وى آغاز مى‏گردد «سید محمد مهدى بحر العلوم‏» (1155/1154 - 1212)از شاگردان وحید بهبهانى و شیخ یوسف بحرانى است که پس از استاد کل زعامت‏شیعیان و دیریت‏حوزه علمیه نجف را بر عهده گرفت و آن در حالى بود که هنوز سنش از 30 سال تجاوز نکرده بود. بحر العلوم از دانشمندان فرزانه‏اى است که مقامات معنوى و سیر و سلوکى را به نحو نیکو طى کرده و مورد احترام علماى شیعه بوده است و تالى معصوم به شمار مى‏رود کرامات زیادى از او نقل شده است و گویند شیخ جعفر کاشف الغطا دانشمند معاصر وى با تحت الحنک عمامه خویش غبار نعلین او را پاک مى‏کرد. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه نجف> دانشمندان حوزه نجف دانشمندان حوزه علمیه نجف حوزه علمیه نجف از دیرباز در ردیف مهمترین و بالاترین حوزه‏هاى علمى شیعه قرار داشته و به دلیل قدمت و سابقه طولانى و مرکزیت عمده‏اى که دارا بود، همواره محل توجه و اجتماع شخصیت‏هاى علمى و اسوه‏هاى تقوا بوده است. گواه این مطلب آنست که بسیارى از چهره‏هاى بزرگ و محورهاى علمى در سایر حوزه‏ها و در اقصى بلاد شیعه، پرورش یافتگان این حوزه با برکت هستند و چه بسیار مراجع تقلید، مؤلفین، مدرسین، خطبا و مبلغینى که قبل از بررسى شخصیت و خدمات آنها در رابطه با شهر و حوزه علمیه محل فعالیتشان بایستى به تکامل علمى و تقوایى آنها در حوزه نجف توجه نمود، برخى از این چهره‏هاى بزرگ و عظیم الشان از این قبیلند. نابغه بزرگ ابن ادریس حلى مؤسس و پرچمدار حوزه علمیه حله. میرزاى بزرگ شیرازى، صاحب فتواى تحریم تنباکو و پرچمدار حوزه علمیه سامرا. آیت الله حاج میرزا محمد حسن آشتیانى، چهره علمى و اندیشمند حوزه علمیه تهران. فقیه و محقق بزرگ حاج ملا احمد نراقى، پرچمدار حوزه علمیه کاشان. دو مشعل فروزان، حاج محمد ابراهیم کلباسى و سید محمد باقر شفتى دو پرچمدار حوزه علمیه اصفهان. آیت عظماى حق، حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى، موسس حوزه علمیه قم. پرچمدار رشید شیعه حاج آقا حسین بروجردى زعیم حوزه علمیه قم. مفسر و فیلسوف قرن علامه طباطبایى، اندیشمند مشهور حوزه علمیه قم. علامه مجاهد، سید شرف الدین عاملى صاحب کتاب نفیس المراجعات. فقیه، فیلسوف، عارف، مجاهد و متفکر بزرگ حضرت امام خمینى، رهبر انقلاب اسلامى ایران، و هزاران هزار شخصیت علمى و تقوایى دیگر در حوزه‏هاى علمیه بحرین، حله، سامرا، کربلا، اصفهان، قم، تهران، مشهد و ... که همه آنها دوره‏اى از زندگى علمى و تحصیلى خود را در حوزه عظیم نجف سپرى نموده‏اند. به راستى آشنایى کامل با شخصیت‏هاى علمى و اساتید عالى‏قدر آن همه جلسات عظیم درسى کارى بس بزرگ و مشکل است، از این رو تنها بعضى از محورهاى بزرگ علمى که مجلس درسشان و مرجعیت و زعامتشان، عظمت تاریخى داشته جاذبه شدید علمى و تقوایى آنها، طالبان علم و پژوهشگران را به سوى خود مى‏کشیده است، به نحو اشاره نام مى‏بریم: 1- شیخ الطائفه، محمد بن الحسن الطوسى. (موسس حوزه هزار ساله نجف) 2- مفید ثانى، شیخ ابو على حسن بن محمد بن الحسن الطوسى 3- محقق نامدار جهان تشیع، مولى احمد بن محمد اردبیلى، مشهور به مقدس اردبیلى 4- علامه سید مهدى بحر العلوم 5- فقیه نامدار و بزرگ سید جواد عاملى 6- زعیم و مرجع بزرگ شیخ جعفر کاشف الغطاء 7- فقیه بزرگ شیخ محمد حسن نجفى، صاحب جواهر الکلام 8- استاد المحققین شیخ مرتضى انصارى 9- فقیه مجاهد میرزا محمد حسن شیرازى. (ایشان قبل از هجرت به سامرا در نجف اقامت داشتند) 10- محقق و نابغه بزرگ، ملا محمد کاظم خراسانى، صاحب کفایة الاصول 11- آیت الله سید محمد کاظم طباطبایى صاحب عروة الوثقى 12- مدقق کبیر حاج میرزا حبیب الله رشتى 13- آیت الله میرزا حسین نایینى 14- آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى 15- آیت الله آقا ضیاء الدین عراقى 16- آیت الله العظمى سید ابوالحسن اصفهانى 17- آیت الله العظمى سید عبدالهادى شیرازى 18- آیت الله العظمى سید محسن طباطبایى حکیم 19- آیت الله العظمى حاج سید محمود شاهرودى 20- آیت الله العظمى حاج سید ابوالقاسم خویى 21- آیت الله العظمى امام خمینى براى توضیح بیشتر درباره زندگینامه این دانشمندان به گزینه علما و بزرگان مراجعه کنید. نجف فقه در حوزه علمیه نجف حوزه علمیه نجف که سالهاى متمادى ماوى و مامن علماى بزرگ شیعه بود مهمترین دستاورد آن اجتهاد پویا و پرورش اساطین و بزرگانى در علم فقه و اجتهاد بود که ذیلا به بعضى از اسطوانه‏هاى فقه در حوزه نجف اشاره کنیم. 1 - شیخ اعظم انصارى - قدس سره - که با نگرشى جدید به مبانى اجتهاد تحولى شگرف در علم اصول به وجود آورد و مکتب اصولى وى را شاگردان مبرز او بسان میرزاى شیرازى، میرزاى رشتى و آیة الله کوه کمرى ادامه دادند تا آنکه شخصیتهاى متفکر و مجددى بسان آخوند خراسانى پا به عرضه نهاد و مکتب اصولى شیخ اعظم را ترتیبى نوین بخشید و امهات مباحث اصولى را در کتاب وزین «کفایه‏» فراهم آورد. 2 - آیة الله شیخ محمد حسین اصفهانى، آیة الله آقا ضیاء الدین عراقى و دیگر شاگردان آخوند خراسانى با تدوین کتب و تدریس اصول فقه با اسلوب جدید تحولى را که از عصر شیخ اعظم به وجود آمده بود تداوم بخشیدند علامه نائینى نیز با ژرف‏نگرى خویش بر عمق و محتواى مباحث اصولى افزود و جایگاه علم اصول در فقه جعفرى پرازنده‏تر از همیشه خودنمایى کرد و لیاقت‏خویش را در اجتهاد شیعى نشان داد. اینک وقت آن رسیده بود که علم فقه ترتیبى منسجم به خود گیرد و فروع احکام از امهات مباحث استخراج گردد و با روشى نوین تدوین یابد. 3 - حضرت آیة الله سید محمد کاظم یزدى (1247 - 1338 ق.) با تالیف «عروة الوثقى‏» و حضرت آیة الله سید ابو الحسن اصفهانى (1277 - 1365 ق.) با نگارش «وسیلة النجاة‏» مسایل شرعى را با جامعیتى فراگیر تدوین کردند و به دنبال حرکت علماى اصول در فقه شیعى تحولى دیگر به وجود آوردند. 4 - آیة الله سید محمد کاظم طباطبایى یزدى که از حوزه‏هاى علمیه اصفهان و نجف بهره برده بود اندوخته‏هاى خویش را با تالیف و تدریس در اختیار مشتاقان علوم اهل بیت نهاد و با نگارش کتبى در مناجات، دعا، فقه و اصول وحدت هدف در اصول معارف و فروع احکام را به اثبات رساند و جامعیت‏خویش را در این علوم نشان داد. «العروة الوثقى‏» با 3260 مساله فقهى کتابى شد مرجع و مراجع عظام را بر آن داشت تا از اسلوب آن پیروى کنند و فروع فقهى آن را در حوزه‏هاى درس خارج مورد بحث و بررسى قرار دهند چنانکه تا کنون دهها حاشیه و شرح بر آن نگاشته شده است. 5 - کتاب «وسیلة النجاة‏» حضرت آیة الله سید ابو الحسن موسوى اصفهانى - قدس سره - از دیگر نگاشته‏هاى فقه استدلالى شیعه است که به موجب فراگیر بودن مسایل آن مورد توجه فقهاى فرزانه‏اى بسان حضرت امام خمینى - قدس سره الشریف - واقع شد و برخى از کتابهاى استدلالى فقه شیعه بر مبناى آن تالیف گردید آیة الله اصفهانى که از حوزه‏هاى اصفهان و نجف اشرف بهره برده و به مقام اجتهاد رسیده بود پس از در گذشت آیة الله میرزا محمد تقى شیرازى در سال 1338 به عنوان مرجع تقلید معرفى شد همزمان با ایشان علامه نایینى نیز مرجع تقلید شیعیان بود تا اینکه به سال 1355 علامه نایینى در نجف و آیة الله شیخ عبد الکریم حائرى در قم از دنیا رفتند و مرجعیت عامه به آیة الله اصفهانى رسید. 6 - حضرت آیة الله سید محسن حکیم (1264 - 1390ق.) از دیگر فقهاى شیعه امامیه است که در حوزه علمیه نجف یاست‏شیعیان را بر عهده داشت وى ار دروس فقه و اصول آخوند خراسانى، آقا ضیاء الدین عراقى و برخى از مردان نامى حوزه نجف بهره برده و به مقام اجتهاد رسیده بود. 7 - آیة الله خویى از دیگر مراجعى است که در حوزه علمیه نجف مرجعیت‏شیعه را بر عهده داشت وى که به سال 1317 هجرى در خوى به دنیا آمده بود به سال 1330 به عتبات عالیات رفت و از اساطین حوزه علمیه نجف اشرف بهره برد و به مقام اجتهاد رسید. پس از رحلت‏حضرت آیة الله خویى اصحاب جلسه فتواى ایشان که از بزرگام حوزه نجف مى‏باشند با تدریس و تحقیق در مباحث اصولى و فقهى و دیگر علوم اسلامى حیات علمى فرهنگى شیعه در آن سرزمین مقدس را تداوم بخشیدند که حضرات آیات سید عبد الاعلى سبزوارى(ره) و سید على سیستانى از آن جمله‏اند. نجف حوزه فلسفى نجف ایران از عصر ابن سینا تا خواجه نصیر الدین طوسى مرکز ثقل فلسفه اسلامى بوده است به گونه‏اى که شاید بتوان گفت هر طالب علوم عقلى مى‏بایست در حوزه‏هاى فلسفى ایران به تحصیل مى‏پرداخت این کانون علوم عقلى تا زمان هجرت خواجه به بغداد ادامه داشت وى یک بار به سال 662 هجرى و بار دیگر اندکى پیش از وفات خود به این شهر مسافرت کرد مدت قامت‏خواجه در بغداد به صورت دقیقى معلوم نیست لیکن چون او براى جمع آورى کتاب و ابزار لازم جهت تاسیس و تکمیل رصدخانه مراغه به این شهر مسافرت کرده بود نمى‏بایست مدت زیادى در این شهر مانده باشد لذا اگر وى حوزه درسى در بغداد برپا نموده باشد به مسافرت دوم وى برمى‏گردد خواجه طوسى روز غدیر 672 هجرى در بغداد از دنیا رفت و در کاظمین به خاک سپرده شد. پس از رحلت‏خواجه نصیر الدین طوسى در حوزه‏هاى علمیه عراق شخصیت برجسته فلسفى دیده نشد تا اینکه آخوند ملا حسینقلى همدانى که از حوزه درسى ملاهادى سبزوارى بهره برده بود به عتبات مهاجرت نمود و در حوزه کربلا و نجف به تحصیل و تکمیل علوم نقلى پرداخت آن گاه به تربیت‏شاگردان همت گمارد. چنانکه گذشت، پس از پیدایى مکتب صدر المتالهین فلسفه با عرفان و کلام اسلامى درآمیخت و روش جدیدى در علوم نقلى و فلسفى به وجود آمد آخوند ملا حسینقلى همدانى نیر که یکى از پیروان این مکتب بود شاگردان خویش را با فلسفه صدرایى و سیر و سلوک معنوى آشنا نمود. ناگفته نماند که «میرزا حسن‏» فرزند«آخوند ملا محمد اسماعیل واحد العین اصفهانى‏» نیز مدتى در کربلا حضور یافت و به تدریس فلسفه پرداخت لیکن عمده شاگردان علوم عقلى از آخوند همدانى بهره برده‏اند در واقع وى فلسفه را از سبزوار به نجف انتقال داد مشهورترین شاگردان وى عبارتند از: - سید جمال الدین اسد آبادى - سید عبد الحسین لارى - سید احمد کربلایى - سید سعید حبوبى «آقا میرزا محمد باقر اصطهباناتى‏» از دیگر شخصیتهاى فلسفى است که از حوزه درس «آقا على حکیم‏» «حکیم قمشه‏اى‏» و «میرزاى جلوه‏» در ایران بهره برده و جهت تکمیل علوم نقلى به نجف مهاجرت کرده بود مدتى که وى در نجف اقامت اشت‏شاگردانى چون «آیة الله شیخ محمد حسین غروى اصفهانى‏» و «شیخ محمد رضا یزدى‏» را با فلسفه الهى آشنا کرد آقا میرزا محمد باقر در جریان مشروطیت در سال 1326 در اصطهبانات به قتل رسید. از دیگر اساتید فلسفه نجف اشرف در این دوره «آقا شیخ على محمد نجف آبادى‏» است که از اساتید شرح منظومه آیة الله غروى و «شیخ محمد حسین کاشف الغطاء» محسوب مى‏شد. همچنین مهاجرت «آقا سید حسین بادکوبه‏اى‏» به نجف از دیگر علل نشر فلسفه در این حوزه مبارکه است وى که از میرزا ابو الحسن جلوه، حکیم اشکورى و حکیم کرمانشاهى فلسفه آموخته بود این علم شریف را در نجف اشرف گسترش داد و با تربیت‏شاگردى چون حکیم الهى استاد علامه سید محمد حسین طباطبایى قدس سره نام خویش را جاودانه ساخت. ناگفته نماند که «شیخ مرتضى طالقانى‏» از دیگر حکماى الهى نجف و معاصر «آقا سید حسین باد کوبه‏اى‏» است که شاگردى چون استاد علامه محمد تقى جعفرى را به جهان علم تقدیم داشته‏است حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه نجف> مدارس حوزه نجف مدارس علیمه حوزه نجف مدارسى که در حوزه علمیه نجف دایر است عبارتند از: 1 - مدرسه علوم اسلامى 2 - مدرسه دینى خواهران 3 - مدرسه عاملى‏ها 4 - مدرسه سید محمد کاظم یزدى 5 - مدرسه مجدد شیرازى 6 - مدرسه شیخ انصارى 7 - مدرسه آیة الله بروجردى 8 - مدرسه شوشترى 9 - مدرسه هندى 10 - مدرسه متوسط آخوند خراسانى 11 - مدرسه بزرگ خلیلى 12 - مدرسه قزوینى 13 - مدرسه قوام 14 - مدرسه بادکوبه‏اى 15 - مدارس آیة الله سید عبد الله شیرازى 16 - مدرسه جامعة النجف 17 - مدرسه مقداد سیورى - سلیمیة 18 - مدرسه شیخ عبد الله 19 - مدرسه صحن شریف - غرویة 20 - مدرسه صحن شریف بزرگ 21 - مدرسه صدر 22 - مدرسه معتمد کاشف الغطا 23 - مدرسه مهدیة 24 - مدرسه ایروانى 25 - مدرسه بخارى 26 - مدرسه شریبانى 27 - مدرسه بزرگ خراسانى 28 - مدرسه کوچک خلیلى 29 - مدرسه کوچک آخوند خراسانى 30 - مدرسه بزرگ بروجردى 31 - مدرسه طاهریه 32 - مدرسه کوچک بروجردى 33 - مدرسه جوهرچى 34 - مدرسه رحباوى 35 - مدرسه عبد العزیز بغدادى 36 - مدرسه افغانى‏ها 37 - مدرسه یزدى 38 - مدرسه حکیم 39 - مدرسه کلباسى حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه حله حوزه علمیه حله حوزه علمیه حله یکى از پربارترین حوزه‏هاى شیعى است که به نشر فرهنگ اسلامى و فقه جعفرى پرداخته است‏شکوفایى این حوزه به عصرى برمى‏گردد که بغداد به دست هلاکو سقوط کرد و حوزه‏هاى علمیه بغداد و نجف از نشاط افتاد لیکن به سبب امان خواهى مردم حله این شهر به صورت یکى از شهرهاى علمى شیعه درآمد و فضیلتى را که على(ع) در خصوص این شهر گفته بود آشکار کشت و این شهر مردمى پاک سرشت را به جهان اسلامى ارزانى داشت. دوره اول هر چند پیش از حمله هلاکو به بغداد حله یکى از شهرهاى شیعه‏نشین محسوب مى‏گردید و علما شیعه در آن ساکن بوده‏اند لیکن رونق حوزه علمیه شیعه به این عصر (پس از حمله هلاکو به بغداد) برمى‏گردد. از آن پس حوزه حله مهد پرورش اساتید و فقهاى شیعه امامیه به شمار آمد و عصر سرگردانى و بلاى اشغال مغول را به عصر شکوفایى اندیشه‏ها تبدیل نمود لذا در این دوره تحرک علمى بغداد و نجف به حله و پس از آن به کربلا منتقل گردید لیکن پس از مدتى حوزه علمیه نجف بار دیگر رونق خود را بازیافت. دانشمندانى که در قرن ششم از حله برخاسته‏اند عبارتند از: 1 - ابو الفضل بن الحسین الاحدب 2 - جعفر بن هبة الله بن نما 3 - الحسن بن طارق بن الحسن 4 - الحسن بن محمد بن الحسن بن معیه 5 - عربى بن مسافر 6 - على بن على بن نما 7 - على بن نصر الله بن هارون 8 - کتائب بن فضل الله 9 - محمد بن ادریس 10 - محمد بن على بن احمد 11 - محمد بن محمد بن ثابت بن سکون 12 - محمد بن محمد بن هارون بن کوکب 13 - محمد بن منصور بن احمد بن ادریس 14 - هبة الله بن نما 15 - یحیى بن الحسن بن الحسین بن بطریق 16 - یحیى بن الحسن بن سعید دوره اول دوره اول حوزه علمیه حله که از قرن ششم تا هشتم را شامل مى‏شود از پرتکاپوترین دوره‏هاى این مرکز علمى - فرهنگى است که با آثارى چون: - شرایع الاسلام: محقق حلى - تذکرة الفقها: علامه حلى - مختلف الشیعه: علامه حلى - کشف المراد: علامه حلى به نشر تفکر شیعى و احیاى علوم اهل بیت عصمت(ع) پرداخت و عصر تهاجم مغولان را به عصر علم و ایمان مبدل ساخت. دوره دوم این دوره از قرن نهم تا عصر حاضر را شامل مى‏شود در این دوره نسبة طولانى حوزه علمیه حله به حرکت‏خود ادامه داده و در پرورش استعدادها درخشان جهان اسلام تلاش کرده است با این تفاوت که در این دوره حوزه حله آن درخشش سابق را نداشته‏است هر چند دانشمندان متفکرى از این شهر برخاسته‏اند نوعا سطوح عالى آموزشى را در حوزه‏هاى مجاور - حوزه علمیه نجف و کربلا - گذرانده‏اند حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه علمیه مشهد> تاریخ حوزه مشهد تاریخ حوزه علمیه مشهد دوره اول دوره اول حوزه علمیه مشهد خاص این شهر نیست، بلکه به خراسان بزرگ اختصاص دارد. چرا که این دوره عصر حضور امام رضا(ع) را دربر مى‏گیرد و امام تنها در یک شهر ساکن نبودند بلکه از مدینه تا خراسان در طى عبور از شهرهاى مختلف به نشر معارف علوى اهتمام داشتند و حدیث «سلسلة الذهب‏» (1) که در نیشابور ایراد شه یکى از آن موارد است. این حوزه علمى سیار در حالى به ایفاى نقش پرداخته که امام از سوى رژیم غاصب عباسى، در محاصره کامل قرار داشت و راههایى انتخاب شد که امام از دسترس شیعیان دور باشد. چنانکه شیخ مفید مى‏نویسد: مامون به فرستادگان خود دستور داد امام (ع) و گروهى از خاندان ابى‏طالب را از راه بصره، اهواز و فارس به سوى مرو حرکت دهند. (2) و راه دیگر را که همان راه کوفه، جبل در عراق، کرمانشاه و قم - که از نقاط شیعه نشین و مراکز قدرت شیعیان بود - روا ندانست. چون ممکن بود با مشاهده امام (ع) هیجانى شیعیان مسیر را فراگیرد و وى را نزد خویش نگاه داشته، مانع از حرکت ایشان به مرو گردند. ورود امام رضا(ع) به مرو همزمان با توطئه دیگرى بود که مامون براى از میان بردن فرهنگ شیعى در خصوص «علم لدنى‏» امام پى‏افکنده بود. تشکیل جلسات با حضور دانشمندان مذاهب و فرق مختلف اسلامى و دیگر ادیان جز براى مخدوش جلوه دادن علم امام و از اعتبار انداختن منصب امامت چیز دیگرى نبود. ولى از آنجایى که تمام این مناظرات علمى با پیروزى امام رضا(ع) همراه بود، مامون بر آن شد که امام را در محدودیت قرار دهد و از برپایى جلسات مناظره خوددارى کند. عصر رضوى برابر با نهضت ترجمه بود و این مساله باعث رویارویى دو نوع اندیشه متضاد شد که امام رضا(ع) در مکتب توحیدى خویش با مباحث کلامى به آن پاسخ مى‏فرمود. از جلمه مواردى که به دست ما رسیده است عناوین ذیل است: - مقابله با تشبیه و تجسیم خداوند - توصیف صفات الهى - مقابله با اندیشه رؤیت‏خداوند - مساله بداء و... که این همه مناظرات و احتجاجات امام تدوین و شرح شده و دیدگاه اسلام را در مبحث الهیات بیان داشته است. (3) مکتب رضوى پس از وجود مبارک حضرت زیر نظر شاگردان برجسته‏شان تداوم یافت و در نشر تفکر شیعى مؤثر افتاد. دوره دوم پس از شهادت هشتمین پیشواى شیعیان در ایران، ایشان در قریه‏اى از قراء طوس به نام «سناباد» مدفون گردید و شیعه از آن پس این نقطه را مرکز علمى فرهنگى خویش قرار داد و با ایجاد حلقات درس در کنار تربت آن امام بر رونق منطقه افزوده گشت. این دوره از قرن سوم تا نهم هجرى را شامل مى‏گردد که در آن بزرگانى بسان شیخ طوسى و شیخ طبرسى (متوفى 584 ق.) مى‏زیسته‏اند. (4) لیکن اوضاع آشفته این دوره با روى کار بودن دولتهاى سنى مذهب و رجال سختگیر آنها مانند خواجه نظام الملک و وجود جنگها و حملات وحشیانه تیموریان و مغولان، باعث رکود علمى در این حوزه گردیده است. با وجود این همه حملات نظامى و فرهنگى کتاب وزین «مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏» (اثر شیخ طبرسى) در این دوره از حوزه علمیه مشهد نگارش یافته است. مدارسى که در این دوره در مشهدالرضا(ع) وجود داشت عبارت بودند از: 1- مدرسه مشهد امام رضا(ع) 2- مدرسه بالاسر 3- مدرسه پریزاد 4- مدرسه دو در 5- مدرسه امیر سیدى (5) دوره سوم این دوره از قرن دهم تا سیزدهم را شامل مى‏گردد.«گویا در قرن دهم با وجود توجه فراوانى که به مشهد از جنبه مذهبى مى‏شد، حوزه علمیه این شهر چندان رونق نداشته و علماى معروف در آن حوزه به تدریس اشتغال نداشته‏اند و شاید به همین جهت بوده که مدارس علمى آن از دو یا سه مدرسه قدیمى تجاوز نمى‏کرد و مدرسه جدیدى در آن بنیاد نشده است. علماى معروف مشهد در این قرن، یکى «ملاعبدالله شوشترى‏» (متوفى 997ق.) است که به دست ازبکان در هرات به قتل رسیده و دیگرى «مولانا محمد رستمدارى‏» (متوفى اوایل قرن یازدهم) که نامه‏اش به علماى ازبک به تفصیل در مجالس المؤمنین و مطلع الشمس نقل شده و گواه دانش و قدرت علمى اوست. در قرن یازدهم وضع حوزه تفاوت زیادى یافته و علما و مدرسان معروف در آن به تدریس مشغول شده‏اند. مدارس متعددى بنا شده و طلاب و محصلین براى استفاده از هر سو گرد آمده‏اند. در حقیقت قرن یازدهم را مى‏توان مبدا اهمیت و عظمت‏حوزه علمى مشهد دانست. مخصوصا در نیمه دوم این قرن، حوزه مشهد از لحاظ کثرت علما و مدرسین در ردیف حوزه‏هاى مهم شیعه قرار گرفت و طلاب از شهرهاى دیگر به آن رو آوردند و حتى مدرس بزرگ و معروفى همچون «مولانا محمد باقر» معروف به «محقق سبزوارى‏» مؤلف دو کتاب، ذخیره و کفایه در فقه که در اصفهان داراى مقام ریاست علمى و ملقب به شیخ الاسلام بود، در اواخر این قرن به مشهد هجرت کرد و مدرسه قدیمى «سمیعیه‏» را - که از آن پس به نام او «باقریه‏» نامیده شد و تاکنون به این نام باقى است تجدید بنا نمود و خود در آن به تدریس و ربیت‏شاگردان مشغول شد. (6) از دیگر رجال علم و دانشمند شیعه که در این دوره حوزه علمیه مشهد را رونق بخشیدند، شیخ محمد حر عاملى (متوفى 1104 ق.) است که با تالیفات خویش بسان «وسائل الشیعة‏» و «اثبات الهداة‏» در تدوین احادیث فقهى شیعه امامیه و اثبات حقانیت امامان معصوم(ع) تلاش بلیغ نموده و کتاب حدیثى او تا زمان ما مورد رجوع فقهاى امامیه است و محدث نورى با تدوین کتا مستدرک به تکمیل آن همت گمارده است. حوزه علمیه مشهد پس از یک قرن فعالیت پربار، در دو قرن 12 و 13 هجرى رونق خود را از دست داد و دانش پژوهان پس از طى علوم مقدماتى و سطح، در حوزه‏هاى علمیه اصفهان و نجف به ادامه تحصیل مى‏پرداختند. دوره چهارم این دوره دو قرن چهاردهم و پانزدهم قمرى را شامل مى‏گردد. در این دوره حوزه علمیه مشهد در علوم عقلى و ادبى پیشرو تمامى حوزه‏هاى علمیه شیعه بوده است. هرچند فقه و اصول در حوزه نجف از رونق بیشترى برخوردار بوده و طلاب براى آموزش سطوح عالى و اخذ اجتهاد راهى حوزه نجف اشرف مى‏شده‏اند. از دیگر مسائلى که در این دوره پیش آمد، تاسیس حوزه علمیه قم در سال 1340 ق. است که باعث تحت الشعاع قرار گرفتن حوزه علمیه مشهد گردید. اساتید علوم ادبى و فلسفه و حکمت‏حوزه مشهد در این دوره عبارتند از: 1- شیخ عبدالجواد ادیب نیشابورى (متوفى 1344 ق) استاد ادبیات. 2- ملا محمد على، معروف به «حاجى فاضل‏» (متوفى 1342 ق) استاد فقه، اصول و فلسفه. 3- میرزاى عسکرى شهیدى، معروف به «آقا بزرگ‏» (متوفى 1355 ق) استاد فلسفه. 4- شیخ اسدالله یزدى (متوفى 1342 ق) استاد فلسفه. همان‏گونه که شاگردان ادیب نیشابورى به حضور در مکتب ادیبى بسان او افتخار مى‏کنند شاگردان حوزه درس میرزاى عسکرى شهیدى نیز به استادى که بالغ بر 23 سال از عمر شریفش را در تدریس حکمت الهى و فلسفه اسلامى گذارنیده است. مباهات مى‏نماید. حضرت آیة الله خامنه‏اى - مدظله العالى - در طى گزارشى که از حوزه علمیه مشهد دارند اشاره مى‏کنند که در قرن چهاردهم حوزه علمیه مشهد خالى از حوزه درس خارج فقه و اصوال بود و دانشمندان مبرزى بسان سید على سیستانى (متوفى 1340 ق) و سید عباس شاهرودى (متوفى 1341 ق) و حاجى فاضل -ملا محمد على - به تدریس دروس سطح قناعت مى‏ورزیدند، تا اینکه دو مدرس بزرگ که از حوزه علمیه نجف اشرف فارغ التحصیل شده و به مقام اجتهاد رسیده بودند در حوزه مشهد به تدریس خارج فقه و اصول همت گماردند. 1- حضرت آیة الله حاج آقا حسین قمى (متوفى 1366 ق) 2- حضرت آیة الله حاج میزا محمد کفایى خراسانى - آقازاده - (متوفى 1356 ق) پس از این دو بزرگ شیخ مرتضى آشتیانى (متوفى 1356 ق) نیز به تدریس خارج اشتغال ورزید. از دانشمندان و مدرسانى که به تدریس سطح اشتغال داشتند باید از افراد زیر نام برد: 1- شیخ حسن برسى (متوفى 1353 ق) 2-شیخ حسن کاشى 3- شیخ حسین پایین خیابانى (متوفى 1366 ق) 4- میرزا مهدى اصفهانى (7) این دوره مقارن با نهضت اسلامى تنباکو، انقلاب مشروطیت، قیام گوهرشاد و انقلاب اسلامى است. در حقیقت نام گوهرشاد از حوزه علمیه مشهد برخاسته است. رهبرى این قیام اسلامى را مراجع تقلید مشهد بر عهده داشتند. حاج آقا حسین قمى که در سال 1331 ق از نجف به خراسان آمد و به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال داشت در مقابل افکار غربگرایانه رضاخان ایستاد تا آنکه به سال (1354 ق - 1314 ش) از ایران به عراق تبعید شد. و حاج میرزا محمد کفایى خراسانى، معروف به «آقازاده » (فرزند آخوند ملا محمد کاظم خراسانى) نیز در این نهضت نقش فعال داشت. از این رو وى نیز به یزد تبعید گردید و آیة الله سید یونس اردبیلى نیز زندانى و سپس به اردبیل تبعید شد. (8) آیة الله حاج آقا حسین قمى پس از مرگ رضاخان به ایران آمد و خواسته‏هاى خود را با شاه در میان گذاشت و پس از جامه عمل پوشیدن آرمانهاى والاى اسلامى دیگر بار به حوزه علمیه نجف بازگشت. خواسته‏هاى ایشان عبارت بودند از: - اول اینکه حجاب آزاد شود. (تا آن موقع کشف حجاب اجبارى بود. کسى نمى‏توانست با چادر یا روسرى از خانه خارج شود.) - دوم اینکه تعلیمات دینى که از برنامه درس دانش‏آموزان حذف شده بود، دیگر بار به عنوان کتاب درسى در برنامه آموزشى قرار بگیرد. - سومین درخواست ایشان هم ایجاد مدارس دینى بود که تا قبل از این، وزارت فرهنگ اجازه نمى‏داد مدارس ملى به صورت دینى اداره شود. (9) تبعید فقهایى چون حاج آقا حسین قمى و حاج میرزا محمد کفایى خراسانى حوزه علمیه مشهد را از دانشمندان درجه اول خالى و دوران فترت و رکود علمى به این حوزه دیگر بار روى آورد. این رکود علمى از ناحیه دیگرى نیز تشدید شد و آن مخالفت «میرزا مهدى اصفهانى‏» با فلسفه و عرفان اسلامى بود. چرا که حوزه علمیه مشهد پیش از آنکه حوزه‏اى فقهى و اصولى شناخته شود، حوزه‏اى فلسفى بود که با بنیانگذارى مکتب ضد فلسفه، حوزه مشهد از این فضیلت نیز بى‏بهره شد. (10 این رکود تا ورود حضرت آیة الله العظمى سید محمد هادى میلانى ادامه داشت. تا اینکه ایشان به سال 1373 ق. به منظور زیارت به مشهد الرضا (ع) آمدند و خواهش علماى حوزه مشهد را پذیرفته با تدریس خویش به حوزه مشهد رونق بخشیدند. آیة الله میلانى از شاگردان میرزاى نائینى، حاج آقا حسین قمى و شیخ محمد حسین اصفهانى (کمپانى) بود وى توانست با حضور خویش حوزه مشهد را به عصر شکوفایى و آن را در ردیف حوزه‏هاى رایج‏شیعه قرار دهد. علاوه بر قیام گوهرشاد که به تبعید آیة الله حاج آقا حسین قمى و آیة الله سید یونس اردبیلى منجر گردید، شهادت آیة الله زاده کفایى را در پى داشت. در حوادث اخیر ایران و قیام شکوهمند امام خمینى در طى سالهاى 1341 به بعد مدارس علمیه مشهد به کانونهاى مقاومت علیه نظام طاغوت تبدیل گردید و در پى همین رویدادها بسیارى از طلاب روشنفکر و مبارز به زندان و تبعید گرفتار شدند و رژیم سفاک پهلوى با تمام قدرت و توان، نتوانست این شعله مقدس را خاموش سازد. قیام طلاب مدارس علمیه مشهد در سال 1354 ش. و درگیرى آنان با ماموران و عمال ساواک اوج این مبارزه قهرمانان است که به دنبال آن گروهى از طلاب انقلابى دستگیر شدند و تحت‏سخت‏ترین شکنجه‏هاى روحى و جسمى قرار گرفتند و در همین وقایع دانشمند بزرگوار شهید هاشمى نژاد و حجة الاسلام و المسلمین آقاى واعظ طبسى و گروه دیگرى از طلاب مبارز دستگیر شدند و حضرت آیة الله خامنه‏اى که از موقعیت و پایگاه عظیم اجتماعى در میان مردم و روحانیون برخوردار بود، از مشهد به سیستان و بلوچستان تبعید شد. مبارزه روحانیون به موجب تاثیرى که در میان اقشار مختلف مردم و بویژه نسل جوان داشت، سبب شد که رژیم ستم شاهى در یک عکس العمل نااندیشیده، مدارس علمیه را که به کانونهاى مبارزه ضد رژیم تبدیل گردیده بود، به بهانه طرح توسعه اطراف فلکه حرم مطهر ویران و طلاب را آواره سازد تا به این وسیله چند صباحى پایه‏هاى حکومت‏خود را استوار کند. ولى رژیم با تخریب مدارس، سرکوب و تعقیب، شکنجه و زندان و تبعید طلاب نتوانست این خشم مقدس را خاموش سازد و بر حوزه علمیه تسلط یابد. طلاب مبارز همچنان به مبارزه خود بر اساس خط رهبرى و ولایت فقیه و پیروى از امام خمینى تاکید ورزیدند تا سرانجام اسلام بر کفر پیروز گردید و نظام جمهورى اسلامى استقرار یافت. (11) پى‏نوشتها 1- کتاب التوحید. شیخ صدوق، ص 25، روایت 23 و صحیفة الامام الرضا(ع)، ص 40،روایت اول. 2- الارشاد، ج 2، ص 250. 3- رک عیون اخبار الرضا(ع) و تفسیر بر احتجاج امام على بن موسى الرضا(ع) با عمران صابى، استاد محمد تقى جعفرى از مجموعه آثار دومین کنفرایس جهانى حضرت رضا، 489 - 582. 4- طبقات اعلام الشیعه، الثقات العیون فى سادس القرون، ج 2، ص 216 - 217. 5- گزارشى از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد، حضرت آیة الله خامنه‏اى، ص 12 و 13 و تاریخ مدارس ایران، ص 204 - 209. 6- گزارشى از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد، ص 15 و 16. 7- گزارشى از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد، ص 25 و 26. 8- اندیشه، نشریه حوزه علمیه مشهد، سال اول، شماره دوم، 1370، ص 79. 9- ناگفته‏ها، خاطرات شهید حاج مهدى عراقى، ص 20. 10- گزارشى از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد، ص 26 و 27. 11- گزارشى از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد، ملحقات ، ص 136 و 137 حوزه‏هاى علمیه شیعه در گستره جهان صفحه 352 حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه علمیه مشهد> مدارس حوزه مشهد مدارس علمیه حوزه مشهد دانشگاه علوم اسلامى رضوى (ع) مدرسه الهادى(ع) مدرسه امام حسن عسکرى(ع) مدرسه امام حسین(ع) مدرسه امام محمد باقر(ع) مدرسه پریزاد مدرسه حجت(ع) مدرسه حجتیه اصفهانیها مدرسه حضرت صاحب الزمان(ع) مدرسه حضرت مهدى(ع) مدرسه خضراء مدرسه سید عباس سیدان مدرسه قائم(عج) مدرسه موسوى‏نژاد مدرسه موسى بن جعفر(ع) مدرسه مهدیه مدرسه نواب مدرسه ولى عصر(عج) کتابخانه‏هاى حوزه علمیه مشهد کتابخانه آستان قدس رضوى علیه السلام کتابخانه دانشگاه علوم اسلامى رضوى علیه السلام کتابخانه مدرسه خیراتخان کتابخانه مدرسه عباسقلیخان کتابخانه مدرسه میرزا جعفر کتابخانه مدرسه نواب حوزه علمیه قم قم از نخستین شهرهایى است که در ایران مذهب تشیع را پذیرفت و از ربع آخر قرن اول هجرى فرهنگ شیعى فرهنگ مردم این دیار شد مردم آن نخستین کسانى بودند که براى امامان(ع) خمس فرستادند و ائمه شیعه بارها از اهل قم و این سرزمین مقدس اسلامى به عظمت‏یادکردند. امام على(ع) مى‏فرماید: «سلام اللّه على اهل قم و رحمة اللّه على اهل قم... هم اهل رکوع و خشوع و سجود و قیام و صیام. هم الفقهاء العلماء الفهماء. هم اهل الدین و الولایة و حسن العبادة صلوات اللّه علیهم و رحمة اللّه و برکاته.» «سلام خدا بر مردم قم... آنان اهل رکوع و سجود و خشوع و نماز و روزه‏اند آنان فقیهان، عالمان و هوشمندانند آنان دیندار و دوستدار خاندان پیامبر(ص) و اهل عبادتهاى شایسته‏اند درود خدا و رحمت و برکت بر او و بر آنان باد.» دوره اول نخستین دوره از حوزه علمیه قم به عصر امامت و شاگردان حوزه‏هاى درس ایشان اختصاص دارد که پس از اخذ علم و توانایى در نشر فرهنگ اسلامى، قم را به عنوان پایگاه شیعه انتخاب نموده و در آن به ترویج مکتب علوى پرداخته‏اند. قم در قرن سوم هجرى مرکز نشر حدیث امامیه گردید و آن زمانى است که کوفه به عنوان نخستین پایگاه شیعى نفوذ خود را از دست داد و محدثانى بسان «حسین بن سعید اهوازى‏» و برادرش ابتدا به اهواز و از آنجا به قم آمدند. دوره دوم این دوره به دو قرن چهارم و پنجم هجرى اختصاص دارد که شاگردان دوره اول یا شاگرد شاگردان آنها مى‏باشند. در قرن چهارم رونق حوزه علمیه رى حوزه علمیه قم را تحت الشعاع قرار داد چرا که با وجود شخصیتهایى چون شیخ صدوق در رى دانشجویان اسلامى رى را بر قم ترجیح مى‏دادند لیکن نباید از خاطر دور داشت که سیره علمى محدثان اسلامى بر این بوده‏است که در شهرى بخصوص ساکن نباشند و با مسافرتهاى خویش علاوه بر نشر احادیث معصومین(ع) به فراگیرى احادیث از اساتید فن همت گمارند لذا دانشمندان حوزه رى و قم نوعى تبادل فرهنگى داشتند و شاید از این روست که مورخین تاریخ قم و رى، برخى از دانشمندان این دوره رابه شهر خویش منسوب مى‏دارند. با این حال شیخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشیعة نام دهها دانشمند قمى را در این دوره ذکر کرده‏است. بدین ترتیب دوره دوم حوزه علمیه قم را گروه کثیرى ازمحدثان و فقهاى شیعه شکل داده‏اند که شاگردان دوره اول و اساتید علماى شیعه قرن پنجم بوده‏اند. دانشمند متتبع شیخ عبدالکریم ربانى شیرازى 252 تن از اساتید و 27 تن از شاگردان شیخ صدوق را در مقدمه «معانى الاخبار» (چاپ مکتبه صدوق) نقل کرده‏است.کتب شیخ صدوق که در این دوره نگارش یافته‏است از مهمترین کتب امامیه شناخته مى‏شود و اگر ثمره تحرک علمى این دوره را فقط به کتب شیعه اختصاص دهیم باید آن را ارج نهاد چرا که شیخ صدوق توانست آثار روایى شیعه از پیشینیان را به ارث برد و با تالیف سیصد کتاب مبانى اسلامى را با مهارتهاى قابل تحسین تدوین نماید. دوره سوم این دوره از قرن ششم تا قرن نهم هجرى را شامل است‏حوزه علمیه قم در این دوره از وضع مناسبى برخوردار نبود و مردم آن بارها قتل عام شده و شهر روبه ویرانى نهاد. هر چند مدتى نیز پایتخت تیموریان بود. در تاریخ قم به قتل عامها و تخریب شهر بر مى‏خوریم ولى شاید حمله مغول در سال 631 از ویرانگرترین نوع آن قتل عامها و تخریبها به شمار رود که تا عصر تیموریان باقى بوده و زکریاى قزوینى و حمداللّه مستوفى به آن اشاره کرده‏اند و تنها تاسیس «مدرسه رضویه‏» به این دوره نسبت داده شده‏است. با این حال شیخ آقا بزرگ در طبقات اعلام الشیعه متجاوز از سى تن از دانشمندان قرن ششم را نام برده‏است که رقم آنان در قرن هفتم به سه نفر تقلیل یافته‏است و در قرن ششم تنها یک نفر نام برده و هفت تن از علماى قم را در قرن نهم ذکر کرده‏است بدین ترتیب رکود علمى از قرن ششم شروع شد و در قرن هفتم و هشتم با حضور سلسله‏هاى ویرانگر مغول و تیموریان رشد کرد در قرن نهم علماى قم با اخذ تدابیر زیرکانه به مقابله با رکود فرهنگى برخاستند و در صدد تحکیم پایه‏هاى علمى در حوزه پرسابقه قم برآمدند. دوره چهارم این دوره از قرن دهم شروع مى‏شود و تا قرن سیزدهم معاصر با سلسله‏هاى صفویه افاغنه، افشاریه، زندیه، و قاجاریه امتداد مى‏یابد. نخستین بخش از این دوره معاصر با سلسله صفویه است که با مهاجرت علماى شیعه جبل عامل لبنان به ایران و نشر تفکر اصولى شیعه همراه بوده‏است و آن زمانى است که در چند سال اول دولت صفوى چنین تشخیص داده شده‏بود که منصب حکومت از آن ولى فقیه است لیکن پس از چندى این تفکر به فراموشى سپرده‏شد که با بازگشت دانشمندان فرزانه‏اى بسان محقق کرکى به عتبات عالیات همراه بود حوزه علمیه اصفهان به موجب توجه صفویان از پرتحرک‏ترین حوزه‏هاى جهان تشیع در این دوره است با تاسیس مدارس شیعى در اصفهان و دیگر شهرهاى ایران چون قم، شیراز، قزوین و مشهد دانشهاى دینى و تفکر شیعى و از آن جمله علوم عقلى - فلسفه و کلام - رو به رشد گذاشت. با رشد اخبارى‏گرى در حوزه اصفهان نه تنها علماى اصولى این حوزه را ترک کردند بلکه برخى از دانشمندان علوم عقلى نیز از این دیار رانده شدند. فیلسوف پرآوازه صدرالدین شیرازى مشهور به «ملا صدرا» در این زمره قرارداشت. هجرت صدر المتالهین شیرازى از اصفهان به قم هر چند موجبات رکود علوم عقلى را در حوزه اصفهان به همراه داشت ولى باعث رونق دانشهاى عقلى در حوزه علمیه قم گردید و با پرورش شاگردان و تالیفات خویش زمینه پذیرش تفکر اصولى را در این حوزه فراهم ساخت; درحالى که حوزه قم تا قبل از این دوره بیشتر مهد پرورش محدثان شیعه بود و البته نباید این نکته را نادیده گرفت که محدثان قم خود از آن فرزانگانى بودند که هر حدیثى را براحتى قبول نمى‏کردند و در مقابل برخى که به نقل روایات ضعیف مى‏پرداختند عکس العمل نشان مى‏دادند چنانکه «احمد بن محمد بن خالد برقى‏» «سهل بن زیاد آدمى رازى‏» و «ابوسمینه محمد بن على صیرفى‏» از سوى «احمد بن محمد بن عیسى‏» بزرگ عالم قم از این شهر تبعید شدند و سال 255 ق به نام سال تبعید محدثان و علما از قم شهرت یافت بعدها خالد برقى رابه قم بازگردانیدند ولى آن دو نفر دیگر همچنان در تبعید به سربردند بعلت تبعید این افراد نقل روایات از راویان ضعیف و یا شهرت به غلو در حق ائمه(ع) بود. صدرالمتالهین محمد بن ابراهیم شیرازى (979 - 1050ق.) از فلاسفه و متکلمان و مفسران شیعه است که در این دوره مى‏زیسته‏است و دوران حضورى وى در حوزه علمیه قم مقارن با عصر گوشه‏گیرى و انقطاع اوست که به پرورش شاگردان و تالیف و تصنیف پرداخته و تامل در علوم را بر آمیزش با مردمان ترجیح داده‏است. ظهور علم اصول چنانکه گذشت‏حضور حکماى الهى در این دوره از حوزه علمیه قم باعث ظهور علم اصول در آن گردید چرا که فلاسفه‏اى چون صدرالمتالهین شیرازى زمینه اندیشه آزاد را در حوزه قم ایجاد کرده بودند لذا میرزاى قمى قدس سره(1151 - 1231) پس از تحصیل در عتبات عالیات و بهره‏مندى از اساتید فقه و اصول حوزه علمیه نجف اشرف و کربلا بسان وحید بهبهانى دامنه اصول فقه را از عتبات عالیات به قم کشاند و آن زمانى بود که پس از بازگشت از عراق حوزه اصفهان و شیراز را مناسب مقام خویش نیافت و وقتى وارد حوزه علمیه قم شد تشنگان معارف جعفرى را با فقه شیعى و مبانى اجتهادى آن آشنا ساخت و مرجع دینى شیعیان در عصر خود شد و با تالیف و تدریس اصول استنباط و منطق اجتهاد به محقق قمى مشهور گردید. کتاب «القوانین المحکمة فى علم الاصول‏» از مهمترین کتب وى مى‏باشد که تا زمان ما از کتب درسى حوزه‏ها محسوب مى‏گردید. بدین ترتیب اگر هشام بن حکم (متوفى 199 ق.)، «یونس بن عبد الرحمن‏»، «ابوسهل نوبختى‏»و «حسن بن موسى نوبختى‏» را که از اصحاب ائمه(ع) بودند نخستین دانشندان شیعى و مؤلفان علم اصول و ترویج دهندگان آن بدانیم میرزا ابوالقاسم قمى در آن ردیف از چهارمین دوره مدرسه اصول شیعه است که حوزه علمیه قم را براى تربیت دانشمندان علم اصول برگزیده است; هر چند پیش از وى سید مرتضى حوزه علمیه بغداد را براى این مقام انتخاب کرده‏بود و شیخ طوسى در مرحله نخست‏حوزه نجف و در مرحله دوم حوزه علمیه قم از پرکارترین حوزه‏هاى شیعه دراین علم شریف بوده‏اند; اگر چه فرزانگانى بسان «فاضل تونى‏» در حوزه علمیه مشهد نیز به این علم پرداخته و با تبحرى که داشته‏اند مخالفان اخبارى را پاسخ داده‏اند. حضرت آیة اللّه العظمى میرزا ابوالقاسم قمى قدس سره با سعى وافرى که در ایجاد جنبش اصولى از خود نشان‏داد احیاگر علم اصول در حوزه علمیه قم شناخته‏شد و با پرورش شاگردانى بسان «سید محمد باقر حجة الاسلام‏» «حاج محمد ابراهیم کلباسى‏»، «آقا محمد على هزار جریبى‏»، «آقا احمد کرمانشاهى‏»، «سید محمد مهدى خوانسارى‏»، «سید على خوانسارى‏»، «میرزا ابوطالب قمى‏»، «حاج ملا اسد اللّه بروجردى‏»، «حاج ملا محمد کزازى‏»، تفکر اصولى را از حوزه قم به حوزه‏هاى اصفهان، قمشه و کرمانشاه انتقال داد و با نوآورى‏هاى خویش تحولى شگرف به حوزه قم بخشید و سالها رکود و سکوت را به عصر طلایى جهاد و اجتهاد تبدیل نمود. دوره پنجم این دوره از اواخر قرن سیزدهم شروع مى‏شود و تا عصر حاضر امتداد مى‏یابد. نقطه تحول این دوره از زمانى آغاز مى‏شود که حضرت آیة اللّه العظمى حائرى قدس سره در این حوزه مسکن گزید و با انفاس قدسیه خویش حوزه علمیه قم را جانى تازه بخشید و به «آیة اللّه مؤسس‏» شهرت یافت. پیش از آیة اللّه حائرى علامه مجاهد آیة اللّه شیخ محمد تقى بافقى یزدى از نجف اشرف به قم مهاجرت کرد و با هماهنگى بین دانشمندانى چون‏«آیة اللّه حاج شیخ ابوالقاسم کبیر قمى‏» و «آیة اللّه حاج شیخ مهدى‏»و «آیة اللّه حاج محمد ارباب‏» مقدمات تاسیس حوزه را فراهم‏آورد آنان پس از بحث و بررسى به این نتیجه رسیدند که فردى خارج از قم به این شهر آمده رایت علم و فقه را در حوزه برافرازد شخصى که خود از جهات علمى و تقوایى به مدارج عالى کمال نایل آمده و توانایى رهبرى و ریاست‏حوزه علمى شیعه را داشته‏باشد این شخصیت برجسته کسى جز آیة اللّه شیخ عبدالکریم حائرى نبود دانشمند فرزانه‏اى که از محضر اساتید عتبات عالیات بهره برده و به دریاى علوم اهل بیت(ع) پیوسته بود. هجرت آیة اللّه حائرى از اراک به قم و سامان بخشیدن به نظام آموزشى آن به اندازه‏اى اهمیت دارد که حضرت امام قدس سره حضور نیافتن ایشان در آن دوره را برابر با از میان رفتن اسم و رسم مسلمانى دانسته‏اند. چه آنکه بیانات حضرت روح‏اللّه همواره دور از مبالغه است و تاریخ این دوره برابر با تهاجم به پیکره دین اسلام مى‏باشد و از این روست که آیة اللّه حائرى را آیة اللّه مؤسس مى‏نامند. زیرا بى‏حضور ایشان نه تنها از حوزه علمیه قم اثرى نمى‏ماند بلکه آیین توحیدى نیز رخت برمى‏بست. نزدیکى حوزه علمیه قم به مرکز باعث‏شد که رهبر شیعیان و مرجع تقلید آنان بر اصول سیاست گذارى دولتها نظارت داشته‏باشد و اگر اصلى با موازین اسلامى موافق نباشد به مخالفت پردازد و این پایه گذارى نهضت علمى در قم به متابعت از تشکل حوزه در شهر سامرا بود که در نزدیکى بغداد (مرکز عراق) جاى گرفته‏بود. نخستین سال تاسیس حوزه علمیه قم مقارن با تبعید برخى از مراجع عظام و نوابغ قرن چهاردهم هجرى از عتبات به ایران بود. 1 - آیة اللّه سید ابوالحسن اصفهانى 2 -آیة اللّه میرزا حسین نائینى 3 - آیة اللّه سید على شهرستانى 4 - آیة اللّه سید عبدالحسین حجت کربلایى 5 - آیة اللّه شیخ محمد حسین اصفهانى غروى 6 - آیة اللّه شیخ مهدى خالصى از جمله دانشمندانى بودند که به همراه برخى از شاگردانشان به ایران تبعید و در حوزه قم ساکن شدند. سال 1363 ق. برابر با ورود حضرت آیة اللّه العظمى بروجردى قدس سره به حوزه علمیه قم بود هر چند ایشان در زمان آیة اللّه مؤسس از سوى وى به قم دعوت شده‏بود لیکن کناره‏گیرى از مناصب اجتماعى را ترجیح داده، دعوت آیة اللّه حائرى را اجابت نکردند تا در اواخر سال 1363 ق. دوران ریاست‏سه مرجع بزرگوار - خوانسارى، حجت، صدر - به قم آمده، در حوزه علمیه قم اقامت اختیار کردند. حضرت آیة اللّه بروجردى علاوه بر علوم اسلامى چون فقه و اصول و رجال و حدیث در فلسفه و کلام و هیات یدى طولانى داشت وخود تا پیش از ورود به حوزه علمیه قم به تدریس فلسفه مشغول بود و با ورود به قم تدریس فقه و اصول را آغاز نمود که درس اصول شش سال دوام یافت و درس فقه را تا آخرین روزهاى حیات تدریس نمود. حضرت آیة الله العظمى امام الموسوى الخمینى از مراجع تقلید شیعه و از بزرگانى بود که پس از آیة الله بروجردى رهبرى حوزه علمیه قم را به دست گرفت امام خمینى ضمن تدریس و تعلیم دانشجویان علوم دینى مبارزات سیاسى خود را بر علیه رژیم منحوس پهلوى ادامه داد تا اینکه توسط نظام حاکم به خارج از وطن خویش تبعید شد. «حضرت آیة الله سید شهاب الدین حسنینى مرعشى نجفى‏» از دانشمندان فرزانه‏اى است که بنا به درخواست آیة الله مؤسس به قم آمد و به تربیت دانشجویان دینى پرداخت همزمان با ایشان آیة الله العظمى سید محمد رضا گلپایگانى و آیة الله شیخ محمد على اراکى از اساطین بزرگ حوزه علیه قم بودند که زعامت و مرجعیت مردم و حوزه قم را به عهده گرفتند علاوه بر این مراجع بزرگوار در این دوره رجال علم و دانشمندانى در علوم مختلف اسلامى حوزه قم را مرکز دانش‏پژوهى و تعلیم و تربیت قرار داده‏اند و مدرسان و مجتهدان و مبلغان دوره آینده را تربیت مى‏کنند که ما فعلا از ذکر نام آنها صرف نظر کرده و در بخش معرفى علماى قم مفصلا آنها را معرفى خواهیم کرد. حوزه فلسفى قم با توجه به اینکه بحثهاى عمیق فلسفى در کلام پیشوایان شیعه وجود داشت‏حوزه‏هاى علمیه جهان تشیع بیش از حوزه‏هاى اهل سنت به فلسفه روى آوردند و چون ایران مکتب تشیع را پذیرفته بود پس از«شیخ الرئیس ابن سینا» حوزه فلسفى به ایران انتقال یافت و قریب به اتفاق فلاسفه بزرگ جهان اسلام از میان شیعیان و ایرانیان برخاست دوره چهارم از حوزه علمیه قم نخستین دوره از پیدایى حوزه فلسفى در این شهر مقدس است که با هجرت «صدر المتالهین شیرازى‏» (979 - 1050) و تربیت‏شاگردانى چون «فیض کاشانى‏» «فیاض لاهیجى‏» به وجود آمد و با دانش اندوزى «قاضى سعید قمى‏» ادامه یافت. علامه طباطبایى که خود از شاگردان حوزه فلسفى نجف اشرف و از اساتید حوزه قم در دوره پنجم است تاریخ فلسفه اسلامى را این گونه بیان مى‏دارد: «نظر به اینکه بحث‏شیعه در حقایق معارف با روش تحلیل و انتقاد و کنجکاوى عقلى آزاد بود و بحثهاى عمیق فلسفى در کلام پیشوایان این طایفه به حد وفور وجود داشت این طایفه نسبت به بقیه طوایف اسلامى استعداد بیشترى به فرا گرفتن فلسفه داشتند و از این روى هنگامى که کتب فلسفى یونان و غیر آن به عربى ترجمه شد و کم و بیش در میان مسلمین رواج یافت (با این خاصیت که مطالب فلسفى در حوز افهام همگانى نیست) در نفوس شیعه نسبت به دیگران تاثیرى عمیق‏تر داشته است و نقشى روشن‏تر مى‏بست. در ابتداى حال مکتب اشراقین در اسلام رواج نیافت و حکما و فلاسفه اسلامى به مکتب مشائین (اتباع ارسطو) اقبال نمودند ولى دیرى نگذشت که به نزدیکى رابطه فلسفه و دین پى‏برده و در صدد توفیق میان فلسفه و دین برآمده و بحثهایى تا اندازه‏اى ساده و ابتدایى انجام دادند این حقیقت را در تالیفات «معلم ثانى، ابى‏نصر محمد بن طرخان فارابى‏» و پس از آن در تالیفات تقسیرى «شیخ الرئیس ابن سینا» مى‏توان یافت.» ایشان ادامه مى‏دهند فلاسفه اسلامى دریافتند که با هر یک از سه راه دین، فلسفه، عرفان، مى‏توان به حقایق کلیه آفرینش نایل گردید با این ویژگى که زبان دین،زبان همگانى است که با بیانى ساده آدمى را به اسرار آفرینش آگاه مى‏کند لیکن مطالب فلسفى تنها در خور فهم گروهى خاص است که با ریاضات عقلى ورزیده شده و برهان را از قیاسات جدلى و خطابى تمیز مى‏دهند و اهل عرفان با تعلیمات دینى و ریاضات شرعى آیینه نفس را صیقلى داده و طبق عنایتهاى الهى حقایق را مشاهده مى‏کنند علامه طباطبایى پس از برشمردن سیر فلسفى مى‏فرماید: «کلید رمزهایى به دست این فلسفه اسلامى افتاده که هرگز در فلسفه هاى کهن «کلد» «مصر»، «یونان‏» و «اسکندریه‏» به دست نمى‏آید.» در نتیجه اولاً مسایل فلسفى که به حسب آنچه از کتب فلسفى گذشتگان به عربى ترجمه شده و به دست مسلمین رسیده و تقریبا دویست مساله بوده در این مکتب فلسفى تقریبا به هفتصد مساله بالغ مى‏شود. ثانیاً: مسایل فلسفى که مخصوصاً درمکتب مشائین از یونانى‏ها به طور غیر منظم توجیه شده و نوع مسایل از همدیگر جدا و به همدیگر مربوط نبودند در این مکتب فلسفى حالت مسایل یک فن ریاضى را پیداکرده و به همدیگر مترتب شده‏اند به نحوى که با حل دو سه مساله اولى که فلسفه را افتتاح مى‏کنند همه مسائل فلسفى را مى‏توان حل و توجیه نمود وبه همین جهت به آسانى مى‏توان رابطه فلسفه را از طبیعیات قدیم و هیات قدیم قطع کرد و در نتیجه هیچ گونه برخورد و منافاتى میان این مکتب فلسفى و علم امروز اتفاق نمى‏افتد. ثالثاً: فلسفه تقریباً جامد و کهنه به واسطه روش این مکتب فلسفى به کلى تغییر وضع و قیافه داده و مطبوع طبع انسانى و مقبول ذوق و عقل و شرع مى‏باشد و مسایلى را که علم جدید تازه موفق به کشف آنها شده یا امید حل آنها را دارد این مکتب فلسفى یا مایه شگرفت‏خود به طور عموم و کلیت به حل آنها موفق یا شالوده حل آنها را مى‏ریزد. چنانکه به واسطه حل شدن مساله «حرکت جوهرى‏» که سیصد سال پیش با این روش فلسفى حل شده است مساله «بعد چهارم در اجسام‏» به طور روشن بدست آمده و با این مساله «نسبیت‏» (البته در خارج از افکار نه در افکار) روشن گردیده است و مسایل دیگرى که هنوز از راه علم مورد بحث نشده به طور کلیت‏خاتمه یافته‏است.» در دوره متاخر حوزه فلسفى قم شخصیتهاى فرزانه‏اى را به خود دید که در تفکر فلسفى و سیاسى جهان اسلام نقش مؤثرى داشتند همان گونه که در دوره‏هاى پیشین نیز با وجود حکیم الهى صدر المتالهین شیرازى و شاگردانش حوزه فلسفى قم نقش مهمى در دوره صفوى داشت. «حکیم متاله آیة اللّه سید ابوالحسن رفیعى قزوینى‏» (1310 - 1395ق.) از جمله شخصیتهاى علمى و فلسفى بودند که علوم عقلى را در حوزه تهران از آیة اللّه حاج شیخ عبد النبى نورى، حکیم میرزا محسن کرمانشاهى، فاضل تهرانى و میرزا محمود قمى آموخته بود. در زمان آیة اللّه حائرى به قم آمده و به تدریس علوم عقلى پرداخت و از نخبه‏ترین شاگردان ایشان در این عصر حضرت امام خمینى قدس سره است. آیة اللّه رفیعى قزوینى سپس مدتى در تهران اقامت نمود و مکتب فلسفى قم را شاگردان ایشان اداره مى‏کردند البته معظم له در زمان مرجعیت آیة اللّه بروجردى نیز دو ماه در قم اقامت نمودند لیکن انتقال حوزه فلسفى تهران به قم و تربیت‏شاگردان فلسفه و حکمت به دوره نخست اقامت ایشان در قم برمى‏گردد. «حضرت آیة اللّه العظمى امام خمینى‏» قدس سره حکیم متاله و عارف واصلى است که پس از استاد مکتب فلسفى وى را تداوم بخشید ویژگى خاص حضرت امام ژرف نگرى معظم له به مسایل فلسفى و توجه به ابعاد مختلف علوم اسلامى بود لذا مباحث پراکنده فلسفى فقهى اخلافى و عرفانى را که در اندیشه فلسفه سیاسى نقش داشتند به صورت منسجم در مکتب درس ایشان مطرح شد و نظریه «ولایت فقیه‏» کامل شده و در مکتبهاى فلسفى و فقهى حوزه‏هاى علمیه پیروانى یافت که با گسترش آن از حوزه علمیه قم به انقلاب اسلامى و تاسیس حکومت اسلامى انجامید. «حضرت آیة اللّه سید محمد حسین طباطبایى‏» از دیگر شخصیتهاى فلسفى بودند که در اشاعه اندیشه صدرایى و رواج آن سهم عمده‏اى داشت و چند دوره «اسفار» و «شفا» را تدریس نموده و «بدایة الحکمه‏» و «نهایة الحکمة‏» را در ترویج مکتب صدر المتالهین به رشته تحریر درآوردند البته تالیفات علامه طباطبایى به دو اثر خلاصه نمى‏شود ایشان دهها کتاب، رساله و یا تعلیقه در فلسفه الهى داشتند نقش مؤثر ایشان در حوزه فلسفى قم طرح نظریات فلسفه الهى به سبک جدید و پاسخ به فلسفه مادى «ماتریالیسم دیالکتیک‏» بود. با برپایى انجمنى علمى و طرح مسایل جدیدى که در حوزه تفکر مادى مطرح شده پاسخ برهانى خویش را در«اصول فلسفه و روش رئالیسم‏» تهیه دید که با شرح شاگرد فرزانه‏اش «استاد شهید آیة اللّه مرتضى مطهرى‏» اعلى اللّه مقامه الشریف این سیره علمى در اقصى نقاط عالم اسلامى منتشر شد. «علامه شهید مرتضى مطهرى‏» پیرو مکتبى فلسفى دو استاد فرزانه‏اش حضرت امام خمینى و علامه طباطبایى بود که با تدوین و تدریس کتبى در فلسفه تطبیقى و نقد تفکر مارکسیسم مبانى فکرى فلسفه اسلام را در حوزه قم و تهران به اقشار مختلف فرهنگى اعم از طلاب علوم دینى، دانشجویان و عموم مردم رواج داد. البته اساتید دیگرى نیز در حوزه فلسفى قم به تدریس اشتغال داشته و دارند که برخى از آنها عبارتند از: - آیة اللّه عبد اللّه جوادى آملى - آیة اللّه حسن حسن زاده آملى - آیة اللّه محمد تقى مصباح آنچه که در این دوره از حوزه فلسفى اهمیت ویژه دارد رشد تفکر فلسفه سیاسى است که شاید بتوان گفت در هیچ یک از دوره‏هاى فرهنگى این رشد و شکوفایى در حوزه‏هاى علمیه روى نداده است. در این دوره مبانى اندیشه سیاسى اسلام مورد بررسى قرار گرفته و اصول اولیه تدوین مى‏یابد تا نظریه «ولایت فقیه‏» به صورتى جامع و کامل مطرح شده و تا نقد مکاتب فلسفى غرب جایگاه خویش را در متن جامعه پیدا مى‏کند. در این دوره دیگر بار پس از هزار و چهار صد سال مبانى عقیدتى و فلسفه سیاسى اسلام از کتابها و کتابخانه‏ها و اندیشه‏هاى فردى خارج شده و در متن جامعه پیاده شده «مدینه فاضله اسلامى‏» برپا مى‏گردد. اقتباس از کتاب حوزه‏هاى علمیه شیعه در گستره جهان سید علیرضا سیدکبارى حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه علمیه رى حوزه علمیه رى تا پیش از روى کار آمدن عباسیان،«رى‏» از مکتب اهل بیت(ع) دور بود و مذهب تشیع نمى‏توانست مذهب اکثر مردم آن دیار باشد پس از سقوط امویان که نخستین حاکمان شهر رى پس از گسترش اسلام بودند ممانعت از نقل روایاتى که در فضایل اهل بیت(ع) بود کاهش یافت و جو سیاسى حکومت بر وفق «آل محمد(ص)» درآمد چنانکه ابومسلم خراسانى و بنى عباس شعار خود را «الرضا من آل محمد»قرار دادند هرچند این سخن از گفتارهاى منافقانه آنان بود و در اصل حکومت را براى «آل عباس‏» مى‏خواستند. دوره اول نخستین دوره از حوزه شیعه در رى را باید در عصر امامان(ع) جست که برخى از مردم رى از اصحاب آن بزرگ مردان علم و تقوى بودند و از آنان نقل روایت نموده‏اند. نفوذ تشیع در اواخر قرن دوم هجرى در رى چنان بود که حاکم شیعه‏اى چون «على بن یقطین‏» در دستگاه عباسیان راه یافت و والى آن سامان شد. دوره دوم از حاکمیت ابوالحسن مادرانى (مادرائى) تشیع در رى گسترش یافت‏حاکمیت وى در این شهر در قرن سوم هجرى روى داده است رى و طبرستان دو مرکز عمده استقرار علویان در ایران بوده و مقبره «حضرت حمزة بن موسى بن جعفر(ع)» نشان از این دوره دارد که با شهادت امام رضا(ع) سادات در کوهستان و دیلمستان و طبرستان پراکنده شده‏اند و با حکومت هشتاد ساله «آل بویه‏» گرایشهاى شیعى در این شهر فزونى گرفت. وجود خاندانهاى اصیل شیعى چون «آل بویه‏» در رى یکى دیگر از علل گسترش تشیع در این شهر است. «على بن حسین بن موسى بن بابویه‏»، پدر شیخ صدوق و بزرگ این خاندان است. دروه سوم با روى کار آمدن «غزنویان‏» شیعیان تحت فشار قرار گرفتند و حوزه‏هاى شیعه نیز بسختى به حیات خویش ادامه دادند. چنانکه هم مورخان و هم خود سلطان انگیزه حمله به «رى‏» را سرکوبى تشیع و اعتزال معرفى کرده‏اند. شیعه در عهد سلجوقى به نیز همانند عهد غزنویان به حیات خویش ادامه داد زیرا آنان جانبدار مذهب حنفى و خلافت عباسى بودند و نمى‏توانستند تفکر شیعى را تحمل کنند ولى حکومت‏شیعى آل ب حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه علمیه تهران حوزه علمیه تهران دوره اول سابقه حوزه علمیه تهران به عصر صفوى برمى‏گردد چه قبل از آن روستایى بیش نبوده است و با یورش مغول به شهر رى مردم در روستاهاى اطراف از جمله تهران سکنى گزیدند و همین امر باعث رونق تهران و موجب پیدایش مدارس دینى در این دیار شد برخى گویند تهران از زمان شاه طهماسب مورد توجه قرار گرفت وى در سال 961 فرمان داد تا بارویى گرد این شهر بسازند و به عدد سوره‏هاى قرآن کریم صد و چهارده برج براى بارو در نظر گرفته شود. مدرسه‏ها: 1 - امامزاده زید 2 - حکیم هاشم 3 - خانم - خواهر شاه طهماسب 4 - پامنار از جمله مدارسى هستند که در عهد صفوى در تهران تاسیس و به فعالیت مشغول شدند. دوره دوم از حوزه تهران در عهد قاجار واقع شده که برخى از رجال سیاسى و شخصیتهاى اجتماعى به تاسیس مدارس در این شهر همت گماشتند. از جمله موضوعاتى که در این دوره به چشم مى‏خورد خود باختگى رجال سیاسى در قبال فرهنگ غرب است که ریشه‏هاى آن در ضعف بنیه دینى رژیمهاى سیاسى و رجال حکومتى است. فقر اقتصادى نیز به عنوان عامل دیگر باعث‏شیوع فرهنگ مهاجم است که با دادن امتیازات و قراردادهاى و تاسیس مدارس خارجى فرهنگ غرب در ایران اسلامى شیوع مى‏یابد. حوزه فلسفى تهران با ورود اندیشه‏هاى غربى در زمینه تجدد و دین‏زدایى از طریق اساتیدى که در ایران تدریس مى‏کردند و یا از طریق اعزام دانشجو به خارج و ترجمه برخى متون خاصى که دین را مورد حمله قرار داده بود فیلسوفان و متفکران اسلامى را بر آن داشت تا به مقابله با تهاجم فرهنگى غرب برخیزند و از آنجا که این سخنان در تهران به عنوان پایتخت‏شایع بود و از آنجا به شهرهاى دیگر انتقال مى‏یافت اندیشه‏مندان اسلامى با تقویت‏حوزه فلسفى تهران به مقابله با ترفندهاى دین زدایان غرب‏پذیر برخاستند. به تقاضاى محمد حسین خان مروى حکیم نورى،«ملا عبد الله زنوزى‏» را براى تدریس فلسفه به تهران فرستاد و از این زمان مرکزیت‏حوزه فلسفى از اصفهان به تهران انتقال یافت. «آقا محمد رضا حکیم قمشه‏اى‏» نیز که از اعاظم حکما و اساطین عرفان محسوب مى‏شد ده سال آخر عمر شریفش را با تدریس در مدرسه صدر به پایان رساند. «میرزا ابوالحسن جلوه‏» از دیگر فلاسفه و مدرسین فلسفه در تهران است که سالهاى متمادى به تدریس حکمت اشتغال داشت. پس از سه مدرس نامدار حکیم قمشه‏اى، آقا على مدرس و جلوه شاگردان ایشان حوزه فلسفى تهران را دایر نگاه داشتند که مى‏توان به موارد زیر اشاره کرد: - میرزا هاشم اشکورى رشتى - میرزا حسن کرمانشاهى - میرزا شهاب الدین نیریزى شیرازى - میرزا على اکبر حکمى یزدى قمى - حاج شیخ عبد النبى نورى - ملا محمد هیدجى زنجانى «میرزا على اکبر حکمى یزدى قمى‏» پس از ورود مجتهد بزرگ حضرت آیة الله العظمى شیخ عبد الکریم حائرى به قم مهاجرت نمود که حضرت امام خمینى، آیة الله سید محمد تقى خوانسارى و آیة الله سید احمد خوانسارى از وى فلسفه و حکمت آموختند. در امتداد حوزه فلسفى تهران‏«آیة الله میرزا محمد على شاه‏آبادى‏»، «آیة الله شیخ محمد تقى آملى‏» «آیة الله میرزا احمد آشتیانى‏» «آیة الله سید ابوالحسن رفیعى قزوینى‏»، «آقا شیخ محمد حسین فاضل تونى‏»، «سید محمد کاظم عصار» به تدریس فلسفه پرداختند تا نوبت به «علامه میرزا ابوالحسن شعرانى‏» و «علامه میرزا مهدى الهى قمشه‏اى‏» رسید. هر چند حضور فلاسفه اسلامى در تهران مؤثر بود و به شبهات و القائات پاسخ داده مى‏شد لیکن در سالهاى اخیر که رژیم پهلوى با ترویج مکاتب فلسفى غرب به اسلام‏ستیزى برخاسته بود لازم مى‏نمود تا شیوه تدریس فلسفه تغییر یابد. لذا متفکران دردمندى چونان «علامه شهید آیة الله مطهرى‏»، «دکتر محمد جواد باهنر»، «دکتر محمد مفتح‏»، «دکتر سید محمد حسینى بهشتى‏»، «علامه محمد تقى جعفرى‏»، «استاد جلال الدین همایى‏» و «علامه میرزا مهدى الهى قمشه‏اى‏» با حضور در دانشگاه و ارتباط نزدیک با جو حاکم بر جامعه دانشجویى و آشنایى با شیوه‏هاى اسلام‏زدایى رژیم منحوس پهلوى در سبکى جدید به مقابله با اندیشه‏هاى باطل که از مادى‏گرى تجربه‏گرایى و مکاتب نظیر آن ریشه مى‏گرفت، برخیزند که برخى با استقامت در راه و با شهادت خویش، صحیح بودن اندیشه و تفکر اسلامى و غیر منطقى بودن تفکر غرب را به اثبات رساندند. شهید راه عقیده «علامه شهید آیة الله مرتضى مطهرى‏» از سال 1331 ش. با هجرت به تهران و تدریس در دانشگاه تهران و همکارى با گروه‏ها و انجمنهاى اسلامى به پیروى از استاد الهى‏اش حضرت آیة الله امام خمینى به احیاى اندیشه اسلام و تفکر شیعى قیام نمود تا رابطه عقل و وحى و علم و دین را روشن نموده به دغدغه‏ها و وسواسها پاسخ گوید شیوه او سبک فلسفه مدرسى تنها نبود. وى چونان طبیب حاذقى به بالین بیمار حاضر مى‏شد و پس از تشخیص بیمارى به معالجه آن اقدام مى‏نمود چهره دین را از زنگارها مى‏پیراست و خرافه‏زدایى مى‏کرد با مسایل کلام جدید و فلسفه آشنا بود و با بحث و تدریس فلسفه تطبیقى، مسایل فنى و تخصصى فلسفه و کلام را مورد بررسى قرار مى‏داد. پس از شهادت استاد مطهرى و یاران و همسنگران دانشگاهى‏اش چون آیة الله شهید دکتر مفتح، دکتر بهشتى و دکتر باهنر، جمعى از فضلاى حوزه علمیه قم جهت تداوم راه شهدایى که خون حوزه را با دانشگاه پیوند دادند در دانشگاههاى سراسر کشور به تدریس مبانى فلسفى و کلامى اسلام همت گماردند. مرحوم «استاد فرزانه آیة الله شیخ محمد تقى جعفرى‏» از دیگر فلاسفه و متکلمین حوزه تهران بود که با تلاشى مستمر به تالیف بنیادى و نقد و بررسى آراى فیلسوفان غرب پرداخته و حوزه فلسفى تهران را رونق بخشید. دوره سوم این دوره با پیروزى انقلاب اسلامى ایران آغاز گشته‏است و از آنجایى که این انقلاب ریشه‏دار و فرهنگى بوده پس از پیروزى، نهضتهاى فرهنگى به وجود آورده و در رشد و تعالى جامعه اسلامى کوشیده است از آن جمله: 1 - نهضت‏حفظ قرآن کریم 2 - نهضت‏حفظ نهج البلاغه 3 - نهضت مدرسه‏سازى 4 - نهضت تاسیس دانشگاه اسلامى حوزه علمیه تهران نیز از این نهضت بهره برده و به تاسیس مدارس و حوزه‏هایى اقدام نمود که مى‏توان به دو مرکز عمده اشاره کرد: 1 - مدرسه عالى شهید مطهرى 2 - حوزه علمیه شهید شاه‏آبادى دروس این دو مدرسه دروسى است که از کتب حوزه‏هاى شیعه در فقه و اصول و کلام و فلسفه و منطق و کتبى در روانشناسى و جامعه‏شناسى و زبانهاى خارجى و غیر آن که در حقیقت تلفیقى است از علوم اسلامى و علوم انسانى که در دانشگاه‏هاى ایران و خارج از کشور مورد بحث و بررسى است. مدرسه عالى شهید مطهرى پس از گذشت چند سال از انقلاب اسلامى از طریق کنکور، دانشجویان خود را پذیرش مى‏نماید و به آنها مدرک تحصیلى مى‏دهد. لیکن حوزه علیمه شهید شاه‏آبادى امتحان ورودى اختصاصى دارد که از طریق رسانه‏هاى گروهى اعلام مى‏گردد. مؤسس این حوزه شهید حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ مهدى شاه‏آبادى است. حوزه علمیه تهران هم اکنون از وجود رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیة الله خامنه‏اى بهره مى‏برد ایشان به تدریس فقه جعفرى در این حوزه مشغولند و رونق خاصى به حوزه علمیه این شهر بخشیده‏اند تشنگان علوم اهل بیت(ع) با برخوردارى از چنین استاد فرزانه‏اى از فقه استدلالى ایشان بهره برده، با معدن وحى و زلال معرفت آشنا مى‏گردند. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه علمیه اصفهان حوزه علمیه اصفهان دروه اول بر اساس آنچه در تاریخ نقل گردیده نخستین دوره از ادوار حوزه علمیه اصفهان به زمان سلطنت آل بویه مى‏رسد زمانى که ابوجعفر علاء الدوله کاکویه فرمانرواى اصفهان بود «ابن سینا» نزد وى رفت. مدرسه اصفهان یادگار آن دوره است. مدرسه علایى مدتى که ابوعلى سینا در زمان امارت علاء الدوله کاکویه دیلمى در اصفهان در خدمت او بود با وجود مشاغل وزارتى به تدریس هم مى‏پرداخت. گنبدى موسوم به ابوعلى - علایى - در محله «در دشت‏» و در نزدیکى مدرسه شفیعیه اصفهان موجود است که گفته‏اند مدرس ابوعلى سینا و متعلق به مدرسه‏اى در آن هنگام بوده است. «ابو عبد الله معصومى از محققان و حکماى بزرگ اسلام است که در علوم حکمت و فلسفه استاد مسلم بود تولدش در اصفهان اتفاق افتاد و در آن سامان به تحصیل دانش پرداخت و در علوم طبیعى و اسلامى تبحرى تام یافت. هنگام توقف شیخ الرئیس ابوعلى سینا در اصفهان ابو عبد الله پیوسته جلیس و مصاحب او بود که به تکمیل مقامات فلسفى خود پرداخت‏شیخ پیوسته او را بر سایر شاگردان ترجیح مى‏داد گویند وقتى ابوریحان بیرونى هیجده مساله نزد شیخ الرئیس فرستاد که آنها را جواب گوید او به ابو عبد الله محول کرد و این دلیل وسعت فکر و نظر او در مسایل فلسفه است. دروه دوم این دوره همزمان با عصر سلجوقیان است در این عصر از طرف خواجه نظام الملک نهضت احداث مدارس و رقابتهاى مذهبى - سیاسى مطرح شد، به این سبب تاریخ حوزه شیعه چندان مشخص نیست هر چند مؤلف تاریخ مدارس ایران به شش مدرسه در این عصر اشاره کرده‏است ولى شیعى بودن آنها محل تردید است مى‏توان گفت ایران از نیمه دوم قرن پنجم هجرى تا یورش مغول از حمله مغول تا زمان غازان خان از پادشاهان ایلخانى (694 - 703) در آشفتگى سیاسى و فرهنگى به سر مى‏برد تا اینکه وى قدرت را به دست گرفت و از مذهب بودایى به آیین اسلام گروید و محمود خوانده شد و از اطاعت‏خان بزرگ مغول مستقر در چین سرپیچید غازان خان براى بهبود وضع کشور یک سرى اصلاحات دامنه‏دار و قوانین و قواعدى را وضع نمود که نتایج درخشانى به بارآورد. به پیروى از غازان قریب صد هزار نفر از مغول اسلام آوردند و جانشین وى اولجایتو (703 - 716) به مناسبت تعلقى که به مذهب شیعه داشت از سوى شیعیان محمد خدابنده لقب یافت. بدین ترتیب تا انقراض سلسله ایلخان ایران آیین اسلام مذهب رسمى دولت و حکومت ایلخان و بر اساس شرع و آداب اسلامى مبتنى گردید و اطاعتى که تا این تاریخ ایلخانان ایران نسبت به قاآن‏خانبالیغ داشتند از میان رفت و به تدریج رابطه بین خانبالیغ و دربار ایلخانى مقطوع گردید. مدارس حوزه علمیه اصفهان دراین عصر بدین قرار است: 1 - مدرسه بابا قاسم - مدرسه امامیه 2 - مدرسه جنب مسجد جمعه 3 - مدرسه عصمتیه 4 - مدرسه دردشت 5 - مدرسه شهشهان 6 - مدرسه صدرالدین على - شامل سه مدرسه 7 - مدرسه اوزون حسن 8 - مدرسه باقریه 9 - مدرسه ترکها 10 - مدرسه درب کوشک 11 - مدرسه خواجه ملک مستوفى دوره سوم این دوره یکى از پررونق‏ترین دوره‏هاى حوزه علمیه اصفهان است با دعوت علما و دانشمندان جبل عامل به ایران و رکزیت‏یافتن اصفهان درعهد صفوى حوزه علمیه اصفهان به اوج شکوفایى رسید. نقطه مقابل دوره دوم - که نهضت احداث مدارس از سوى خواجه نظام الملک براى ترویج مذهب شافعى به وجود آمده بود - در سومین دوره از حوزه اصفهان نهضت احداث مدارس علمیه شیعى روى داد و دهها مدرسه در دورافتاده‏ترین نقاط ایران بنیان نهاده شد. لیکن شیوع خرافات و فساد اخلاق و روى‏آورى به دنیا و مظاهر مادى، بى‏توجهى به علوم و ادبیات عوامل انحطاط صفویه را فراهم ساخت. جبل عامل که از دیرباز دانشگاه شیعه امامیه و مرکز پرورش دانشمندان و فرزانگان در علوم مختلف اسلامى چون حدیث و فقه، اصول فقه، تفسیر و کلام و اخلاق بود، با گرایش شاه اسماعیل به تشیع و دعوت فقهاى شیعه از آن سامان زمینه‏ساز رونق تفکر شیعى گردید هر چند سابقه تشیع در ایران از قرن اول و دوم است و شهید اول کتاب «اللمعة المدمشقیه‏» را مقابل درخواست‏حاکم خراسان «نجم الدین، على بن مؤید علوى طوسى‏» حاکم بین سالهاى 766 - 783 هجرى به ایران ارسال نمود لیکن این بار به دعوت ایرانیان پاسخ مثبت داده شد و دانشمندانى از آن دیار به ایران آمدند از آن جمله‏اند: 1 - على بن عبد العالى کرکى(870 - 940ق) 2 - کمال الدین درویش محمد بن الحسن العاملى 3 - على بن هلال الکرکى(متوفى 993ق.) 4 - حسین بن عبد الصمد الجباعى(918 - 948ق.) 5 - بهاء الدین العاملى(953 - 1030ق.) همچنین براى نشر تفکر شیعى و مذهب تشیع در ایران لازم بود حرکتى فرهنگى در پى ترجمه و تالیف فراهم‏آید که با حضور دانشمندان جبل عامل به ایران این حرکت‏سرعت پذیرفت. از جمله کتبى که در این دوره ترجمه شد تا اصول اعتقادات شیعه را بیان دارد و به فروع احکام آشنا سازد کتابهاى زیر است: 1 - کشف الغمه فى معرفة الائمه 2 - وسیلة النجاه در معرفت اعتقادات از شیخ صدوق ترجمه زواره‏اى 3 - صحیفه سجادیه، ترجمه ملا محمد صالح بن محمد باقر روغنى قزوینى 4 - شرح اربعین حدیث ترجمه کتاب اربعین حدیث‏شیخ بهایى مترجم سید محمد بن محمد باقر حسینى خاتون آبادى 5 - تقسیر «منهج الصادقین‏» فتح الله بن شکر الله کاشانى به فارسى 6 - شرح نهج البلاغه فتح الله کاشانى به فارسى 7 - مفتاح النجاح ترجمه کتاب عده الداعى احمد بن فهد حلى - از على بن حسین زواره‏اى‏این دوره در گسترش اعتقادات شیعه و فقه و حدیث و ریاضیات و هیات و دیگر علوم و نهضت فرهنگى و نشر مذهب تشیع گامهاى بلندى را برداشت چنانکه کتب سه‏گانه حدیث در این عصر تالیف گردید: 1 - «وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعة‏» محمد بن الحسن الحر العاملى(1033 - 1104ق.) 2 - «الوافى‏» فیض کاشانى(1010 - 1090ق.) 3 - «بحار الانوار» محمد باقر مجلسى - الثانى(1037 - 1111ق.)عناوین شغلى علما در دوره صفویه صفویه دولتى برخاسته از «تصوف‏» بود که صورت روحانى آن تبدیل به سیستم سیاسى - روحانى شده و پیروزى آنان را فراهم ساخته بود و «قطب‏» آنان با «امام‏» شیعیان مفهوم واحدى را در امور سیاسى به نظر مى‏آورد لیکن محدوه امام هر قطبى را نمى‏گرفت و ولایت نمى‏توانست به هر مرشدى تعلق گیرد از این رو در دولت صفوى سه قدرت نمایان شد: 1 - تصوف 2 - سلطنت و شاه 3 - فقهاى امامیه به عنوان نایب امام عصر(عج) دولت صفوى از جمله شاه اسماعیل براى اداره جامعه اسلامى نیاز به فقیهى داشت تا هماهنگ با او در حیطه امور دینى این جامعه به کار پردازد و مشروعیت رژیم را فراهم سازد بدین جهت از میان فقهاى موجود یکى را به عنوان «صدر» برگزید. و به دلیل همین نیاز و نیز دعوت او و فرزندش طهماسب بسیارى از فقهاى لبنان به ایران مهاجرت کردند. با هجرت محقق کرکى و حضور در ایران از آنجایى که مرتبه علمى او فزونتر از «صدر» بود عنوان « شیخ الاسلام‏» به وى دادند صدر با کارهاى ادارى درآمیخته بود ولى شیخ الاسلام بیشتر جنبه مذهبى و مقام افتاء داشت. همچنین از دیگر عناوینى که در دوره صفوى رایج بود عناوین «مجتهد»،«پیشنماز» «مدرس‏»، «قاضى‏» و «مفتى‏» است که هر یک موقعیت دینى و اجتماعى خاص داشته‏اند. حوزه فلسفى اصفهان چنانکه در دوره نخست‏حوزه علمیه اصفهان اشاره شد شیخ الرئیس ابوعلى سینا مدتى در اصفهان به تدریس علوم عقلى پرداخته است و در واقع از قرن چهارم و پنجم هجرى اصفهان با علوم عقلى آشناست. همانگونه که حوزه علمیه همدان در این قرن به برکت وجود شیخ مرکز ثقل فلسفه را از بغداد به همدان انتقال داده است لیکن به جهت اقامت محدود بوعلى در اصفهان حوزه فلسفى اصفهان در این دوره چندان درخشان نیست. درخشش حوزه فلسفى اصفهان به عصر میرداماد شیخ بهایى و صدر المتالهین شیرازى مى‏رسد که در زمان حکومت صفویان حوزه اصفهان را اداره مى‏نمودند به بیان دیگر اصفهان از قرن یازدهم تا قرن سیزدهم در گرانبهاى فلسفه و علوم عقلى را در خود جاى داده بود تا اینکه در قرن سیزدهم با عزیمت «ملا عبد الله زنوزى‏» معروف به آقا حکیم به تهران مرکزیت علوم عقلى به آنجا انتقال یافت. لازم به یادآورى است که با مهاجرت صدر المتالهین از اصفهان به قم در حوزه فلسفى اصفهان وقفه‏اى پیش آمد که موجب رکود علوم عقلى در این شهر شد البته دیگر شاگردان میرداماد مکتب فلسفى را در اصفهان تا قرن سیزدهم ادامه دادند لیکن حوزه قم با برخوردارى از استاد فرزانه‏اى چون صدر المتالهین و شاگردان مبرزش وامدار حکمت متعالیه شد. دانشمندان حوزه علمیه اصفهان حوزه علمیه اصفهان از جمله حوزه‏هاى نادرى است که بیشترین مهاجرت علمى علما و دانشمندان اسلامى را به خود پذیرفته و از حوزه‏هاى علمیه شیعه بسان «جبل عامل لبنان‏»، «احساء» و «بحرین‏» بهره‏ها برده و دانشها اندوخته است در این مجال به برخى از رجال این حوزه اشاره مى‏کنیم: 1 - محمد باقر داماد(969 - 1041ق.) 2 - شیخ بهایى(1030ق.) 3 - ملا محمد تقى مجلسى 4 - علامه محمد باقر مجلسى(1037 - 1111ق.) 5 - سید نعمت الله جزایرى 6 - آیة الله مجاهد سید حسن مدرس(1287 - 1357ق.) 7 - آیة الله میرزا محمد جواد اصفهانى(1240 - 1312ق.) 8 - آیة الله میزرا احمد بید آبادى(1279 - 1357ق.) 9 - آیة الله میرزا محمد على شاه‏آبادى(129 - 1369ق.) 10 - آیة الله حاج آقا حسین خادمى(1319 - 1405ق.) زنان دانش‏پژوه اصفهان از دیرباز بیوت آیات عظام و دانشمندان اسلامى مراکز تعلیم و تربیت بوده و این آموزش به گروهى خاص اختصاص داده نشده است. بر پایه همین امر از میان این خاندان علم و فضیلت زنان دانشمندى در فقه واصول و حدیث و ... برخاسته‏اند. خاندان پر فضیلت علامه مجلسى از این قبیل است. در دوره اخیر از «بانوى مجتهد ایرانى، بانو نصرت امین‏» که از جمله دانشمندان و نویسندگان تواناى حوزه اصفهان است باید نام برد. بانو نصرت امین به سال 1308 ق. - 1265 ش. در اصفهان متولد شد و پس از فراگیرى قرآن به تحصیل علوم ادبى و دینى پرداخت تا به مقام اجتهاد نایل آمد. اساتید ایشان عبارتند از: 1 - حجة الاسلام حاج آقا حسین نظام الدین کچویى 2 - حجة الاسلام و المسلمین آقا میرزا على اصغر شریف 3 - آیة الله آقا سید ابوالقاسم دهکردى 4 - آیة الله میرزا على آقا شیرازى 5 - آیة الله حاج میر سید على نجف آبادى «اربعین الهاشمیه‏»، «تفسیر مخزن العرفان‏» در پانزده جلد، «ترجمه تهذیب الاخلاق‏»، ابن مسکویه و «نفحات الرحمانیة‏» از جمله تالیفات این بانوى دانشمند است. بانوى اصفهانى پس از رسیدن به مدارج عالى به تاسیس مدارس نیز همت گمارد که مى‏توان از دو مدرسه زیر نام برد: 1 - «دبیرستان دخترانه امین‏» تاسیس درسال 1344ش. 2 - «مکتب فاطمه(ع)» که خود ایشان در آن تدریس مى‏کردند. «علویه زینب السادات همایونى‏»، «علویه عفت الحاجیه افتخار امین‏» و «فخر السادات ابطحى‏» از جمله شاگردان فاضل مکتب بانوى ایرانى هستند. این بزرگ بانوى ایرانى به سال 1403ق. - 23 خرداد 1363ش. دار فانى را وداع گفت. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه علمیه تبریز حوزه علمیه تبریز دوره نخست نخستین دوره از حوزه علمیه تبریز به دو قرن چهارم و پنجم قمرى تعلق دارد و پیش از آن به واسطه تسلط خرم دینان بر این منطقه مذهب شیعه نمودى از خود نشان نداده است و در قرن چهارم حکومتها با سنى‏گرى‏هاى خود مانع رشد شیعه در این منطقه شده‏اند. حمزة بن عبد العزیز معروف به سلار دیلمى از دانشمندان شیعه و فقهاى بزرگ امامیه است که در این دوره مى‏زیسته است. در دو قرن چهارم و پنجم حوزه تشیع در تبریز رونق گرفته است و دانشمندانى چون سلار دیلمى با حضور خویش این حوزه را به اوج شکوفایى رسانده‏اند. نخستین عامل رشد حوزه تبریز در این دوره وجود علوى مبارزى چون سید حمزه از احفاد امام کاظم(ع) است و دومین عامل رشد تشیع دعوت ابوالقاسم جعفر بن على از داعیان اسماعیلى آذربایجان به کیش اسماعیلى است. دوره دوم دوره دوم از حوزه علمیه تبریز به قرنهاى ششم و هفتم هجرى تعلق دارد که مقارن با رکود حرکت علمى است‏حکومتهاى سنى مذهب و حملات قبایل زرد پوست تاتار موسوم به مغول مانع از رشد کافى و شکوفایى دانش در این دوره‏است. دوره سوم این دوره از اواخر قرن هفتم شروع و تا اوایل قرن دهم هجرى ادامه مى‏یابد آغاز این دوره از حوزه علمیه تبریز که با اسلام‏گرایى و شیعى‏پذیرى سلاطین مغول روبه‏روست آغاز خوبى براى رشد مکتب تشیع است لیکن با روى کار آمدن تیموریان (771 - 906) و حملات وحشیانه خود موقعیت فرهنگى به دست آمده دیگر بار دستخوش تغییرات اجتماعى مى‏گردد که با قیامهاى شیعى پاسخ داده مى‏شود. دوره چهارم این دوره که از آغاز حکومت صفویان و تا پایان دوره قاجار از اوایل قرن دهم تا اواخر قرن سیزدهم ادامه مى‏یابد دوره‏اى است که شیعه از تقیه بیرون آمده و جامعه شیعى نمود پیدا کرده است و با توجه به تفکر انقلابى شیعه اهل سنت نیز به این اندیشه متعالى پیوسته‏اند در چنین شرایطى نهضت توسط قبایل قزلباش که پیرو مذهب شیعه دوازده امامى بودند آغاز شد و تشیع به عنوان ایدوئولوژى و محور اصلى شکل‏گیرى ملتى یکپارچه در سراسر ایران مورد استفاده قرار گرفت. حوزه علمیه تبریز دراین دوره به پرورش خوشنویسان، شاعران، حکما، فقها، و محدثین شیعى پرداخته است. لیکن گرایش در آن روزهاى نخست به فلسفه و حکمت‏سپس به حدیث آن گاه به فقه و اصول فقه است. مدارسى که در این دوره تاسیس گردید، به قرار زیر مى‏باشند: 1 - مدرسه طالبیه 2 - مدرسه صادقیه 3 - مدرسه صفویه 4 - مدرسه حاج صفر على 5 - مدرسه حاج على‏اصغر 6 - مدرسه میرزا على‏اکبر شیخ آقا بزرگ تهرانى شمار علماى قرن دهم در این حوزه را هفت نفر گزارش مى‏دهد که عبارتند از: 1 - میرزا اویس تبریزى 2 - حسین کربلایى (مؤلف «الروضات فى مزارات تبریز» ساکن دمشق) 3 - زین العابدین تبریزى 4 - عبد الباقى تبریزى 5 - عبد الوهاب تبریزى 6 - میر قاسم تبریزى 7 - خواجه جلال الدین محمد تبریزى حال آنکه شمار دانشمندان شیعى در قرن یازدهم قریب به سى نفر است که فزونى شمار دانشمندان شیعى در قرن یازدهم و قرون پس از آن به سبب رونق حوزه علمیه تبریز وجود دانشمندان فرزانه در این حوزه است. شکوفایى فقه شیعه گستره فقه شیعى در حوزه علمیه تبریز به مرحله‏اى از رشد رسید که توفیق یافت در قرن سیزدهم قمرى مرجع تقلیدى را به جهان اسلام عرضه دارد این شخصیت ممتاز علمى که در علم و عمل و مراحل تقوى و ورع به قله کمال رسیده بود کسى جز حضرت آیة الله العظمى سید حسین حسینى کوه کمرى تبریزى نبود. نسب شریف وى با بیست و چهار واسطه به امام حسین(ع) مى‏رسید و از فحول شاگردان شیخ اعظم انصارى محسوب مى‏گشت چنانچه شیخ در موارد احتیاط به مراجعه فتاوى او امر مى‏نمود. دانشمندان دیگرى از حوزه علمیه تبریز در این قرن از شاگردان شیخ اعظم انصارى بودند که همزمان با آیة الله سید حسین حسینى کوه کمرى در نجفت اشرف به درس شیخ حاضر مى‏شدند برخى از آنان عبارتند از: 1 - شیخ مولى احمد تبریزى(زنده به سال 1271ق.) 2 - حاج شیخ میرزا باقر مجتهد(متوفى 1285ق.) 3 - میرزا محمد تقى قاضى تبریزى(متوفى 1276ق.) 4 - شیخ میرزا حسن آقا تبریزى(متوفى 1338) 5 - حاج میرزا محمد حسن زنوزى تبریزى(متوفى 1310ق.) 6 - میرزا حیدر على علیارى(متوفى 1310ق.) 7 - حاج میرزا على تبریزى(متوفى 1248ق.) 8 - سید على سید الحکما حسینى مرعشى(متوفى 1316ق.) 9 - حاج مولى على علیارى(متوفى 1327ق.) 10 - حاج میرزا موسى تبریزى(متوفى 1307ق.) لازم به ذکر است که شمارى از این فقها خود در مکتب آیة الله کوه کمرى هم حاضر شده‏اند. دوره پنجم این دوره به دو قرن چهارم و پانزدهم هجرى تعلق دارد و از پررونق‏ترین ادوار حوزه علمیه تبریز محسوب مى‏شود چنانچه حضرت آیة الله العظمى سید محمد حجت که به سال 1310 ق. در این شهر تولد یافته بود به برکت عالمان فرزانه این سامان و عصر شکوفایى حوزه تبریز مراحل اجتهاد را سپرى کرد و به مقام مرجعیت رسید آیة الله سید حسین کوه کمرى عموى آیة الله حجت بود لذا حوزه نجف اشرف براى خاندان حجت‏حوزه‏اى آشنا بود و ایشان به سال 1330 ق. در بیست‏سالگى به این حوزه مهاجرت و به تکمیل علوم و معارف پرداختند مهاجرت ایشان یک سال پس از رحلت عموى بزرگوارشان بود. البته پس از ارتحال آیة الله العظمى سید حسین حسینى کوه کمرى آیة الله فاضل شرابیانى به مرجعیت رسید. برخى از مشاهیر علم و فضیلت‏حوزه علمیه تبریز دراین دوره به قرار زیر مى‏باشند: 1 - آیة الله آقا میرزا رضى تبریزى (متولد 1294ق.) 2 - آیة الله آقا میرزا ابوالحسن انگجى(متوفى 1357ق.) 3 - آیة الله سید مهدى انگجى 4 - آیة الله آقا میرزا عبد الحسین غروى (متولد 1328ق.) 5 - آیة الله آقا سید احمد خسروشاهى (متولد 1266ق.) 6 - آیة الله میرزا محمد على قاضى طباطبایى (متولد 1333ق.) 7 - آیة الله سید ابراهیم دروازه‏اى(1381 - 1313ق.) 8 - آیة الله سید مرتضى خسروشاهى (متولد1299) 9 - آیة الله سید ابوالفضل خسروشاهى(متولد 1320ق.) 10 - آیة الله آقا میرزا صادق قره داغى (1351 - 1274ق.) 11 - آیة الله سید حجت ایروانى (متوفى 1354ق.) 12 - آیة الله سید عبدالمجید ایروانى (1371 - 1313ق.) 13 - آیة الله حاج شیخ رضا توحیدى (متولد 1332ق.) در این دوره از حیات علمى حوزه تبریز اعلام تجزیه آذربایجان از سوى فرقه دمکرات و اسلام زدایى رضاخان مطرح بود که با ایستادگى آیات عظام تبریز آیة الله سید مرتضى خسروشاهى آیة الله میرزا صادق آقاى قره‏داغى و آیة الله سید مهدى انگجى روبه‏روى شدند و در پى این مقاومت آیة الله آقا میرزا صادق و آیة الله انگجى هر دو نخست به سنندج و سپس قم تبعید شدند. هر چند پس از مدتى آیة الله انگجى به تبریز بازگشت و آیة الله آقا میرزا صادق در قم به حال تبعید از دنیا رفت. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه‏هاى اهل سنت ایران نیم نگاهى به سازمان روحانیت اهل سنت (احناف) ایران کتاب: آشنایى با متون درسى حوزه‏هاى علمیه ایران (شیعه حنفى شافعى) صفحه 277. نویسنده: محمد ملکى سلسله جلیله روحانیت اصیل و آگاه در طول تاریخ پرفراز و نشیب اسلام هادیان و ساربانان امینى براى امت اسلامى بودند و هستند. همواره در هدایت علمى و معنوى جوامع مسلمین نقش بسزایى دارند حکما، عرفا، هرکدام به نوعى در حفظ و حراست اسلام محمدى - صلى الله علیه و آله و سلم - کوشیدند وبه دور از هیاهوى روزگار و بعضا درنهایت گمنامى سر در نقاب خاک کشیدند. در واقع اگر نبود این سازمان عظیم دینى و ملى معلوم نبود که سرنوشت اسلام چه مى‏شد و چگونه قوانین حیات بخش آن در رگ و ریشه امت اسلامى جریان پیدا مى‏کرد به هر حال سازمان روحانیت احناف ایران نیز مستثنا از بدنه بزرگ این کاروان نیست و همواره این جامعه سخت کوش حافظ و نگهبان باورهاى دینى خود و ملت همسوى خود بودند، تا جایى که امروزه در جهان اسلام بیشترین جمعیت امت اسلامى را تشکیل مى‏دهند و عده‏اى از همین امت اسلامى که پیروانان امام ابوحنیفه هستند در ایران (بلوچستان، ترکمن صحرا، جنوب خراسان) مستقرند و روحانیت آن سازمان حافظ شریعت و طریقت آن امت اسلامى است. ترکیب و سازمان حوزه‏ها در این مناطق نوعا در چهارچوب مدارس علوم دینى در شهرها و روستاها شکل مى‏گیرد و طلاب علوم دینى باید در این مدارس داخل و با تمام علوم دینى مرسوم و معمول از آن خارج شوند. و بیشتر مدارس بطور شبانه روزى اداره مى‏شوند و هزینه تحصیل آنها نیز از طرف مدرسه و یا موقوفات مربوط تامین مى‏گردد. طلاب باید چهار مرحله (ابتدایى، متوسطه، سطح، عالى) در این مدارس طى کنند و در این مراحل کتبى را که معین شده آموزش داده مى‏شوند. اما عناوینى که در این جامعه به روحانیت داده مى‏شود بدین قرار است: کسانیکه مراحل چهارگانه تحصیل را به اتمام نرسانند با عنوان «ملا» شناخته مى‏شوند و این عده با آموختن مقدارى از علوم مانند قرآن، مختصرى فقه و اصول و غیره در روستایى در حد توان خود به انجام وظیفه دینى مشغول مى‏شوند واز طرفى کسانیکه تمام مراحل چهارگانه را پشت‏سر بگذارند با عنوان «مولوى‏» شناخته شده که اکثر طلاب منطقه بلوچستان همین عنوان را دارند و در منطقه ترکن صحرا (آخوند) به جاى «مولوى‏» بکار برده مى‏شود. بعد از این مرحله عده‏اى که توانایى علمى دارند و به تحصیل و تدریس و تحقیق ادامه مى‏دهند و در درجه بالایى از علمیت قرار مى‏گیرند. به «مولانا» ملقب مى‏شوند و اگر کسى بالاتر از این مراحل را پیمود به عنوان «مفتى‏» معنون مى‏شوند. و از همین روست که نسفى صاحب عقاید نسفى «مفتى الثقلین‏» مى‏گویند و این تقریبا بالاترین مقامى است که در این سازمان به کاربرده مى‏شود و اما عنوان دیگرى هم در این مناطق معمول و مرسوم است‏بنام «شیخ الحدیث‏» و این عنوان به آن دسته از علمایى اطلاق مى‏شود که در علم الدرایه و حدیث مهارت داشته باشند. سال تحصیلى در این مناطق ازاواخر ماه شوال شروع و اواخر ماه رجب به پایان مى‏رسد. و ماه‏هاى شعبان و رمضان از تعطیلات سال محسوب مى‏گردد. و نوع این مدارس بر همان سنت‏سابق منطقه زیر نظر یک روحانى به عنوان مدیر مدرسه با تعدادى از مدرسین اداره مى‏شود و نوعا مدارس بلوچستان متاثر از برنامه‏هاى درسى پاکستان و ترکمن صحرا از برنامه‏ها و سنت‏بخارا به دلیل اشتراک زبانى و قومى با آن مناطق پیروى مى‏کنند و واحد مدارس دفتر نماینده ولى فقیه در منطقه نیز بر بعضى از مدارس نظارتى دارند و کارهایى از قبیل کارت معافیت تحصیلى و امتحانات، و دیگر مشکلات ادارى طلاب منطقه سر و سامان مى‏دهند. (1) پى‏نوشت: 1- در تهیه این مختصر از راهنمایى‏ها جناب مولوى اسحاق مدنى مشاور رئیس جمهور وقت‏حضرت آیة الله هاشمى در امور اهل سنت و جناب مولوى عبد الصمد ساداتى مدرس مدرسه دارالعلوم سراوان بهره بردم. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه ایران> حوزه‏هاى اهل سنت ایران سازمان روحانیت اهل سنت، پیروان مذهب امام شافعى در ایران کتاب: آشنایى با متون درسى حوزه‏هاى علمیه ایران(شیعه - حنفى - شافعى) صفحه 377 نویسنده: محمد ملکى پیروان مذهب امام شافعى در مناطق مختلف ایران مانند: کردستان، آذربایجان غربى، کرمانشاه، هرمزگان و گیلان پراکنده‏اند. این سلسله جنبان علم و تقوا کاروان اندیشه زرینى هستند که در طول هزار و اندى سال با تمام تنگى معیشت در اقصا نقاط این مرز و بوم پاسدار باورهاى دینى خود بوده و همواره علمایى سترگ در آن مناطق با گمنامى تمام زندگى کردند و در گستره زمان، دل به تبلیغ و تبیین مذهب امام شافعى دادند و ملتى را با خود همسو کردند و هزاران تالیف و تصنیف از خود به یادگار گذاشتند. (1) قبل از هر چیز لازم است عناوین و القابى را که در بین روحانیون کردستان در مراحل تحصیل تا اتمام آن هست‏یادآور شویم: 1 - قتابى: به مبتدیان اطلاق مى‏شود که نوعا به آموزش قرآن و لغات عربى و فارسى اشتغال دارند; 2 - سوخته: طالب علم یا طلبه‏اى که آموزش علم و ادبیات و یا علوم همسو را آغاز کرده است. 3 - مستعد: طلبه‏اى که دوران قتابى و سوختگى را پشت‏سر گذاشته است; 4 - ماموستاد: که پس از طى سه مرحله قبلى به این مقام مى‏رسد و با لقب ماموستاد (2) خوانده مى‏شود این مقام و بالاترین مقام علمى است و مى توان آن را برابر با آیة الله در بین حوزه‏هاى علمیه تشیع و مولوى بین حوزه‏هاى علمیه بلوچستان و «آخوند» (3) بین حوزه‏هاى علمیه ترکمن صحرا دانست. اصطلاح عام دیگرى هم به نام «فقه‏» که به معناى مطلق طلبه و روحانى است - در منطقه هست روحانیت آن سامان مردمانى هستند قانع و نوعا از وضعیت اقتصادى بسیار ضعیفى برخوردارند عمدتا معاش آنان از طریق مردم و یا مقدارى کشاورزى و دامپرورى که خودشان دارند تامین مى‏شود. (4) و بخشى از هزینه زندگیشان را نظام جمهورى اسلامى تامین مى‏کند. ساختار سازمان روحانیت‏حوزه‏هاى علمیه آن سامان از دیرباز در کنار مساجد شکل گرفت‏یعنى در کنار هر مسجد چند حجره کوچک و بزرگ مى‏ساختند و در آنجا به تدریس و تدرس مى‏پرداختند البته بزرگى و کوچکى حوزه‏ها بستگى به وسعت روستا یا شهر داشت و اکنون نیز از این شیوه پیروى مى‏شود جمهورى اسلامى نیز چندین مدرسه در سطح استانهاى آذربایجان غربى و کردستان ساخته و طلاب علوم دینى را در آن جاى داده است. این طلاب با همان هزینه‏اى که اهل روستا و یا شهر و یا اوقاف (5) و یا مرکز اسلامى (6) در اختیار آنان مى‏گذراند، زندگى مى‏کنند. و در همان روستا و یا شهر تعدادى طلبه به گرد پیشنماز روستا و یا شهر جمع شده و از او که - استادشان محسوب مى‏شود - در حد توان علمى‏اش استفاده کرده و به تحصیل مى‏پردازند (7) .این حوزه‏ها در روزهاى سه شنبه و جمعه - و در حوزه‏هاى بلوچستان جمعه و در حوزه‏هاى تشیع پنج‏شنبه و جمعه تعطیل است و تا زمانى که آن استاد و یا پیش نماز مسجد روستا و یا شهر توان تدریس کتب بالاتر را دارد طلاب در نزد وى به تحصیل ادامه مى‏دهند در غیر این صورت براى یافتن استاد مجرب و برتر به جایى مناسب‏تر مهاجرت را آغاز مى‏کنند و از این روستا به آن روستا یا از این شهر به آن شهر مى‏روند تا استاد مورد نظر خود را بیابند و دوازده علم مرسوم و معمول منطقه را به اتمام برسانند و سعى هم بر این بوده و هستکه نزد استاد صاحب نامى از نظر علمى اجازه فتوا و تدریس بگیرند (8) و آن هم مراسم خاصى دارد که ذکر آن از موضوع این رساله خارج است. پس از گرفتن اجازه در روستا و یا شهرى به امامت جمعه و یا جماعت و یا تدریس مى‏پردازند. طلبه دیروز و استاد امروز اکنون همان مراحلى که خود گذرانده ولى این بار در مقام امامت جمعه و جماعت و استادى با چند نفر نوآموز تدریس را آغاز مى‏کند و این فرهنگ تحصیل و تدریس شبیه به دور منطقى است که از نقطه‏اى شروع مى‏شود و در نقطه‏اى دیگر به پایان مى‏رسد و دوباره با افرادى دیگر آغاز مى‏شود این دوران طلبگى به استثناى کسانى که وضعیت اقتصادى خانواده‏شان خوب است‏با سختى معیشت‏سپرى مى‏شود و طلاب به همان قوت لایموتى که مردم در اختیارشان مى‏گذارند راضى مى‏شوند و با سختى گذران زندگى کرده و مى‏کنند و سختى این دوران را با شیرنى تحصیل علم برخود هموار مى‏سازند بیشتر طلابى که به این مرحله (مقام ماموستایى) نایل مى‏گردند به همان امامت جماعت روستا یا تدریس همان کتب متداول در حوزه‏هاى خود اکتفا مى‏کنند و این یک نوع بن بست علمى است که براى خویش ساخته‏اند باید این بن بست را شکسته و از وضعیت موجود خود را رها سازند البته هستند کسانى - مخصوصا در گذشته زیاد بودند - که پرده پندار دریدند و از آن بن بست علمى رهایى یافتند و علمایى هم در زمان حضر هستند که به این مقدار اکتفا نکرده و به مقامات عالیه علمى و عملى رسیدند (9) ولى امروزه طلاب نوعا به همان مقدار اکتفا مى‏کنند. وظیفه سازمان روحانیت‏بعد از انقلاب اسلامى ومسوولیت آن وقوع انقلاب اسلامى در ایران بى‏شک روح تازه‏اى در جان ملت‏ها به خصوص مردم مسلمان ایران دمید و با رهبرى داهیانه حضرت امام خمینى قدس الله نفسه زکیه - ملت مسلمان ایران و سایر بلاد اسلامى دوباره خویشتن خویش را بازیافتند گرچه در این بین موانع زیادى بوده و هست ولى از آن جایى که ملت مسلمان سراسر بلاد اسلامى به خود آمدند و هوشیار شده‏اند - ان شاء الله - با صبر و استقامت موانع یکى پس از دیگرى از میان خواهد رفت: اى دوست قسم به حق که زیباست آینده ز ماست‏بى کم و کاست البته به شرط هوشیارى و استقامت و خارج نشدن از صحنه و گرنه خداى نخواسته ضایعه جبران ناپذیر دامن گیر امت اسلامى خواهد شد از این رو مسؤولیت روحانیت چه شیعه و سنى صد چندان شده زیرا اینها هستند که باید جوابگوى تمام مسائل دینى و غیره امت اسلامى باشند مخصوصا روحانیت محترم منطقه کردستان که باید توجه بیشترى به وضعیت‏سازمان خود و آموزش طلاب بنماید زیرا در غیر این صورت چندان امیدى نمى‏توان به آینده روحانیت آن سامان از جهت پیشرفت علمى داشت. بعد از انقلاب از طرف حضرت امام (ره) تشکیلاتى مامور سروسامان دادن به امور روحانیت و طلاب منطقه شد و هدف نظام مقدس جمهورى اسلامى و تشکیلات مذکور، رسیدگى به وضعیت آموزش طلاب آن سامان است از این رهگذر تاسیس مدارس علوم دینى رسمى در چند شهر مناطق کردستانات را مى‏توان ذکر کرد که تاسیس آن مدارس براى بهبود وضع آموزشى طلاب منطقه مى‏باشد و موفقیت‏هایى هم حاصل شد ولى متاسفانه وسوسه نااهلان نگذاشت‏برنامه خاص سازمان دهى طلاب تمام و کمال اجرا شود و اقبال زیادى به مدارس رسمى نشد البته این هم دلایلى دارد که در جاى خود باید بحث و بررسى شود. اگرچه تمام طلاب رسمى و غیر رسمى به - اصطلاح سنتى - تحت‏برنامه‏هاى خاصى اداره مى‏شوند باز هم عده زیادى درمناطق به همان سنت گذشته پاى بند هستند نگارنده مخالف سنت‏ها نبوده و نیست و نمى‏خواهد روش‏هاى سنتى را بى‏ثمر معرفى کند بلکه در هت‏بازدهى علمى بیشتر و استفاده بهتر از زمان تحصیل، تجدید نظر در نظام آموزشى سنتى را لازم مى‏داند و این امر بهتر است‏به دست‏خود روحانیت محترم منطقه که پس از انقلاب این مکان در فضاى جمهورى اسلامى برایشان فراهم شده - انجام شود. فقط باید همت کرد و تعریف جدیدى از طلبگى براى نو آموزان نمود و آنان را با معایب و کاستى‏هاى روش سنتى آشنا کرد تا از آن بن‏بست علمى رهایى یابند هدف عالى است ولى این هدف را یا در نطفه کور مى‏کنند و یا در نیمه راه به فراموشى مى‏سپارند و لذا نتیجه چندانى حاصل نمى‏شود روحانیت معظم کردستان در سایه جمهورى اسلامى و با کمک مرکز اسلامى - چنانچه همفکرى و همدلى نمایند و مى‏نمایند - بیش از پیش مى‏توانند سر و سامان جدى به اوضاع و وضعیت آموزش طلاب بدهند و برنامه همگانى و فراگیرى تهیه و تنظیم نمایند و فراگیرى هم اگر بیشتر و بهتر همکارى نمایند مى‏توانند برنامه‏ها را به بهترین وجه به مرحله اجرا در آورند البته دراین راستا باید مدیران و برنامه‏ریزان مرکز اسلامى را از نیروهاى کارآمد و مجرب و خوش فکر انتخاب نمود در غیر این صورت آب در هاون کوبیدن است و تا کنون به استثناى چند شهر اکثر شهرها و نقطه مرکزى سر در گریبان بى‏برنامگى است. سازمان محترم روحانیت کردستان باید در امر آموزش تصمیم جدى بگیرند و در هر شهر و دیارى نگذارند کسانى که صلاحیت تدریس ندارند کرسى تدریس و افتا تشکیل دهند و در برابر کسانى را که در این فن استادند و قابلیت دارند بدین امر بگمارند گرچه راه سختى است و امرى محال مى‏نماید اگر کمر همت‏ببندند و بر خدا توکل کنند با همکارى عموم طلاب، امور رفته رفته اصلاح مى‏شود در غیر این صورت باید منتظر سیر قهقرایى این سازمان باشیم کما اینکه این سیر از نظر علمى نسبت‏به گذشته مشهور وملموس است. (10) در پایان یادآورى این نکته ضرورى است که اصطلاح در ساختار هر سازمانى به خصوص آن سازمانى که سالیان متمادى بر سنت پیشین خود پى‏ریزى شده و عمل کرده و عبور ازا ین مرحله، کارى بس سخت و بزرگ مى‏نماید; ولى از آنجا که دنیاى امروز از نظر کمیت وکیفیت‏با قرون گذشته بسیار تفاوت کرده هماهنگ کردن این سازمان با مقتضیات امروزى با تلاشى مضاعف امکان پذیر است البته طبیعى است این نوع اصلاحات مخالفانى هم دارد که باید به نظر و فکر آنان نیز توجه کرد زیرا ثمره شیرین این تلاش‏ها را آیندگان خواهند چشید و نتیجه آن سربلندى روحانیت و اسلام و مسلمین خواهد بود. لذا با انسجام کامل و با همکارى نظام مقدس اسلامى و تشکیل مرجع واحدى در امور دینى و درسى و یکپارچه نمودن کتب درسى در تمام مناطق و با تجدید نظر در آنها و به کارگیرى اساتید مجرب و طلاب کوشا ونظم و نظام دادن به وضعیت فعلى سازمان روحانیت امید است نسل حاضر آغازگر راه باشند و در آن صورت آیندگان هم به آنان درود خواهند فرستاد و رضاى حضرت حق نیز همراهشان خواهد بود. پى‏نوشت‏ها: 1) درمورد سرگذشت آنان ر.ک استاد عبدالکریم مدرس بیاره‏اى علمائنا فى خدمة علم و الدین، بابا مردوخ کردستانى مشاهیر کرد. 2) ماموستاد کلمه کردى است‏به معناى پدر استاد یا پیر مرد عالم. 3) آخوند این کلمه فارسى درى است‏به معناى معلم دینى. 4) البته همه آنها کشاورزى و دامدارى ندارند عده‏اى از آنها ضمن انجام کار اختصاصى روحانیت‏به کار کشاورزى هم مى‏پردازند. 5) در بعضى از مساجد شهرها که موقوفه دارد - معمولا واقف مقدارى از درآمد موقوفه راهم براى مدرس و یا طلبه ساکن آن حجره‏ها وقف مى‏کند. 6) از طرف دولت اسلامى هم براى طلاب آن سامان شهریه‏اى در نظر گرفته‏شده و مرکز اسلامى - که بعد از انقلاب اسلامى تاسیس شده - به آنان مى‏پردازد البته این شهریه ناچیز است. 7) ملا محمود افندى طرز تدریس زمان خود را اینچنین مى‏نویسد (که هم اکنون نیز مرسوم و معمول است):بیشتر دروس طبقه اول (قتابى) را طبقه دوم (سوخته) و طبقه سوم (مستعد) تدریس مى‏کنند و محل تدریس طبقه اول و دوم در زمستان مسجد و در تابستان زیر سایه درختان و یا هر محل مناسب دیگرى است آنان باید هر روز از حفظ، درس گذشته رانزد استاد خود بازگو کنند و بعد از آن درس شروع مى‏شود درس مستعدین با ماموستاد است که ریاست آن حوزه علمیه را نیز دارد با اندکى تلخیص محمد افندى آداب و رسوم کردان ص 116. 8) نگارنده نیز در طى ده سال که افتخار همکارى علمى با علماى کردستان داشت از چهار نفر از بزرگان علم و دانش آن سامان اجازه علمى دریافت کرده‏است. 9) مانند علامه قاضى خضرى اشنوى ملا عبدالکریم مدرس بیاره‏اى ملاعبدالرحمان رحمانى سیسرى سردشتى و بعضى از علماى خانواده شیخ الاسلامى کردستان و غیره. 10) همین جا به همین مقدار اکتفا کرده و بحث از نظام آموزشى را که از حوصله این نوشتار بیرون است‏خاتمه مى‏دهیم. ان شاء الله اگر عمرى باشد در جاى خود به این مسئله خواهیم پرداخت. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> دیگر حوزه‏هاى علمیه> حوزه علمیه جبل عامل حوزه علمیه جبل عامل تشیع در جبل عامل تاریخى دیرینه دارد و آغاز این نوع بینش به نیمه اول از نخستین قرن هجرى مى‏رسد که شیعیان مخلصى چون سلمان فارسى، عمار یاسر و ابوذر غفارى در آن سرزمین به ترویج تشیع علوى و اسلام همت گماردند و شاید بازدهى تبلیغى ابوذر در دوران تبعید وى در آن دیار بیش از دیگر یاران حضرت على(ع) باشد. سفرنامه نویسانى به سان ناصر خسرو در قرن چهارم هجرى و بعد از آن از وجود شیعه در این سرزمین اطلاع داده‏اند و در برخى از رسالات فقهاى شیعه - که در حوزه علمیه بغداد اسکان داشتند - جواب سؤالاتى را مى‏یابیم که از سوى مردم صیدا و طرابلس و ... مى‏باشد. بدین ترتیب سابقه تشیع در جبل عامل از قرن اول هجرى تا عصر ما امتداد داشته و از میان شیعیان آن عالمان پرهیزکار بسیارى بالیده و جهان تشیع را نورافشانى کرده است‏شیخ حر عاملى در کتاب «امل الامل فى علما جبل عامل‏» نام صدها دانشمند شیعى را گردآورده و برخى دیگر با افزودن دهها نام دیگر به تکمیل آن پرداخته‏اند. دوره اول نخستین دوره از ادوار حوزه جبل عامل از قرن اول تا قرن هفتم هجرى را شامل مى‏شود که با نشر تشیع از سوى ابوذر غفارى آغاز و با پیدایى دانشمندان شیعه ادامه یافت. تاسیس «بیت الحکمة‏» در طرابلس به این دوره برمى‏گردد که در کنار آن کتابخانه‏اى نیز دایر بود و ابو العلاء معرى (449ه. - 1057م.) یکى از زوار این کتابخانه محسوب مى‏گردد. در این دوره علماى جبل عامل با فقهاى امامیه عراق تبادل فرهنگى داشته‏اند و رسالاتى در این دوره نگارش یافته‏است که مى توان به رسائل شریف مرتضى (436ه. - 1045م.)به مردم طرابلس اشاره نمود و یا از اقامت ابو الفتح کراجکى (449 ه. - 1057م.)در این شهر یاد کرد. حوزه علمیه نجف و دیگر حوزه‏هاى عراق به موجب تقدس مکانى و حضور متفکرانى که از دانشمندان اصولى حمایت مى‏کردند باعث هجرت علماى جبل عامل به این دیار شده‏است. دوره دوم این دوره که از قرن هشتم تا یازدهم را شامل مى‏گردد و از پرتحرک‏ترین دوره‏هاى حوزه علمیه جبل عامل است با وجود شخصیتهاى علمى و فقهى بسان شهید اول، شهید ثانى و محقق کرکى و گسیل دانشمندانى به ایران در پى نشر تشیع، گوى سبقت را از تمامى حوزه‏هاى علمیه شیعه ربوده است. شمس الدین محمد بن مکى جبل عاملى معروف به «شهید اول‏» (734 - 786ق.) از مفاخر علماى شیعه است که در قریه «جزین‏» جبل عامل تولد یافت و از پدر دانشمند خویش جمال الدین مکى و شیخ اسد الدین صائغ جزینى علوم اسلامى را فراگرفت و به سال 750 هجرى زمانى که شانزده ساله بود به عراق رفت و وارد حوزه علمیه حله گردید و از محضر «فخر المحققین‏» (فرزند علامه حلى) و برخى دیگر بهره برد و پس از پنج‏سال اقامت در حله از شهرهاى کربلا، نجف و بغداد و کوفه نیز دیدن کرد و به دریافت اجازه نایل گشت و در سال 755 از عراق خارج شد وى که خود را از حوزه عراق مستغنى یافت به دیدار دانشمندان شیعه و سنى در مصر و فلسطین و سوریه و حجاز پرداخت و از آنان نیز اجازه نامه‏هایى روایى دریافت داشت. شهید اول داراى آثار و تالیفات مهم و زیادى است که اللمعة الدمشقیه از آن جمله است این کتاب پس از مدتى به کوشش هموطن دانشمند وى زین‏الدین على بن احمد عاملى جبعى(911 - 966 ق.) که او نیز به شهادت رسید شرح شد و این دو اثر نفیس از دو فقیه شهید کتاب درسى حوزه‏هاى علمیه شیعه تا زمان ماست. شهید ثانى از بزرگ دانشمندانى است که در تاریخ شیعه درخشیده و کتب وى در علوم مختلف راهگشاى محققان معارف الهى بوده‏است. از نکاتى که در این دوره مطرح است طرح اندیشه اصولى درحوزه‏هاى علمیه ایران از سوى دانشمندان جبل عامل است برخى اصولا دانشمندان جبل عامل را مروجان اندیشه اصولى و مبتکران این علم دانسته‏اند و اگر آنها را مبتکر در این علم ندانیم لااقل باید مروج اندیشه اصولى دانست چنانکه با تدوین کتب اصولى و روى کار آوردن اصطلاحات جدید از پیشتازان علم اصول فقه به شمار مى‏روند. - تعلیقات بر شروح «متعلق به نهج‏البلاغه‏» از محقق حلى شهید ثانى - معالم الدین تالیف حسن بن شهید ثانى - زبدة الاصول تالیف شیخ بهائى از جمله تالیفات علماى جبل عامل در علم اصول است. همچنین در علم فقه به تالیف دایرة المعارف‏هاى کامل فقهى یا مباحث موضوعى مهم پرداختند که از کتب تدوین شده به موارد زیر اشاره مى‏شود: - المسالک نوشته شهید ثانى - المدارک از محمد بن على الموسوى سبط الشهید الثانى - جامع المقاصد از شیخ على بن عبد العالى الکرکى - الروضة البهیة از شهید ثانى - اللمعة الدمشقیه از شهید اول - کتاب القواعد از شهید اول البته فعالیتهاى علمى آنان در علوم دیگر نیز نباید نادیده گرفته شود چرا که علماى جبل عامل در حدیث و تفسیر علوم ادبى و .... نیز تالیفاتى از خود برجاى نهاده‏اند کتب حدیثى آنان عبارتند از: - الحبل المتین فى احکام الدین تالیف شیخ بهایى - مشرق الشمسین و مطلع النیرین شیخ بهایى - منتقى الجمان فى معرفة الاحادیث الصحاح الاحسان از الحسن بن الشهید الثانى‏و این حرکت علمى علماى جبل در احایث فقهى خلاصه نمى‏شد بلکه اصول اعتقادى و اخلاقى را هم شامل مى‏شد لذا دانشمندان عاملى دهها اثر تحت عنوان‏«الاربعون حدیثا» دارند که احادیث اخلاقى و اعتقادى را خود جاى‏داده و چهل حدیث‏شهید اول یکى از آنهاست. دوره سوم این دوره از حوزه جبل عامل از قرن دوازدهم تا عصر حاضر را شامل است در این دوره حرکت علمى همچنان ادامه یافت لیکن از تحرک آن کاسته شد و اکثر دانشمندان و دانش‏پژوهان براى تکمیل علوم خویش ایران و عراق و حوزه‏هاى علمیه قم و نجف اشرف برگزیدند با توجه به اینکه در جبل عامل هنوز دانشمندان فرزانه‏اى هستند که مى‏توانند به تدرس خارج فقه و اصول و تفسیر و حدیث بپردازند و در حقیقت علماى آن سامان را با روشنگرى‏هاى خویش امت اسلامى را علیه صهیونیسم و استکبار جهانى برمى‏انگیزند و خط تدافعى اسلام را قوت مى‏بخشند. از دانشمندان حوزه علمیه جبل عامل در این دوره مى‏توان به افراد زیر اشاره کرد: - آیة الله شرف الدین عاملى - آیة الله سید محسن امین - امام موسى صدر - علامه سید محمد حسین فضل الله - محمد جواد مغنیه - محمد مهدى شمس الدین - شهید بزرگوار شیخ راغب حرب - شهید بزرگوار سید عباس موسوى حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> دیگر حوزه‏هاى علمیه> حوزه علمیه حلب حوزه علمیه حلب دوره اول با مرور بر تاریخ حلب درمى‏یابیم که نخستین دوره حوزه علمیه شیعه حلب به عصر حمدانیان مى‏رسد از جمله دانشمندانى که در این دوره در حلب مى‏زیستند ابونصر محمد بن محمد بن طرفان مشهور به «ابونصر فارابى‏» (حدود 259 - 339 ق.) است وى مدت زیادى در بغداد ماند و علوم بسیارى را در آنجا تحصیل کرد سپس در سال 330 هجرى به حلب رفت و در پناه امیر سیف الدوله حمدانى زندگى کرد از جمله آثار اوست: 1 - آراء اهل المدینه الفاضله 2 - احصاء العلوم 3 - فصوص الحکم 4 - السیاسات المدینیة 5 - کتاب الجمع بین رایى افلاطون الالهى و ارسطو حمدانیان توجه خاصى به فرهنگ اسلامى و تفکر شیعى داشتند از این رو در تاسیس کتابخانه‏ها و بزرگداشت مقام دانشمندان دینى مى‏کوشیدند. «شیخ ابو الحسین ثابت بن اسلم بن عبد الوهاب حلبى‏» از جمله دانشمندانى بود که در این دوره مى‏زیست وى از بزرگان شیعه و دانشمندان علم نحو بود و کتابخانه شهر حلب در در زمان سیف الدوله اداره مى‏کرد اسماعلیلیان به موجب کتابى که وى درباره چگونگى پیدایش این مذهب و نقاط ضعف آن نگاشته بود او را به شهادت رساندند تاریخ شهادت وى از بین سالهاى 420 الى 460 ذکر کرده‏اند. دوره دوم این دوره مقارن با عصر آل مرداس است‏شیعه در این زمان به رشد و شکوفایى خاصى رسید برخى از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضى در این شهر مى‏زیسته و بعضى از رسایلى که آنان نگاشته‏اند در جواب مردم حلب است. «ابو الصلاح تقى نجم الدین حلبى‏» خلیفه سید مرتضى در بلاد حلب بوده که جوابگوى سؤالات فقهى و کلامى مردم حلب بوده و حوزه درس داشته‏است. «حمزة بن عبد العزیز دیلمى‏» معروف به «سلار» از دیگر دانشمندان و فقهاى بزرگ شیعه در این دوره است که از حوزه علمیه بغداد به حلب هجرت کرده‏است وى از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضى است‏سید مرتضى او را به نیابت به حوزه علمیه حلب فرستاد تا منصب احکام و دروس را بر عهده گیرد. «التقریب‏» در اصول فقه «المراسم‏» در فقه و «التذکره فى حقیقة الجوهر و العرض‏» از تالیفات اوست. از دیگر دانشمندان شیعه که در این دوره مى‏زیسته است «عز الدین ابو المکارم حمزة بن على بن زهره حسینى حلبى‏» (متوفى 585 ق.)معروف به «سید ابو المکارم ابن زهره‏» است. ابن زهره از فقهاى نامى و متکلمان مشهور قرن ششم و بزرگترین دانشمند شهر تاریخى حلب است که در علم فقه و اصول و کلام و ادبیات عرب مهارت بسزایى داشته است نسبت وى با هشت واسطه به امام صادق(ع) مى‏پیوندد خاندان ابن زهره پیوسته منصب نقابت و ریاست علمى و دینى شیعه حلب را برعهده داشته و همواره مورد تجلیل مردم بوده‏اند. وى داراى حوزه درس بوده و شاگردان بسیارى را در مکتب خویش پرورده است. «رشید الدین محمد بن على بن شهرآشوب مازندرانى‏» (متوفى 588) نیز از مفاخر شیعه در نیمه دوم قرن ششم هجرى است که زمانى را در حوزه علمیه حلب بوده است و در ادبیات عرب، شعر، قرائت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول و علوم عقلى تبحر داشته است وى در بغداد مى‏زیست و در اواخر عمر در حلب اقامت گزید و به تدریس مشغول شد. آرامگاه او امروز در بیرون شهر حلب زیارتگاه مسلمین است. پس از دو دوره‏اى که معاصر آل حمدان و آل مرداس است‏شیعه مورد خشم حکام و امراى وقت بوده و نتوانسته است به صورتى فراگیر به فعالیت پردازد و حوزه درسى داشته باشد. حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> مرکز مدیریت‏حوزه قم> پایه‏هاى تحصیلى برنامه رشته تخصصى تفسیر منبع: مجله پیام حوزه شماره 3 نویسنده: شوراى برنامه‏ریزى رشته تخصصى تفسیر شهادت بعضى از محققان تاریخ، از زمانى که تاریخ به وجود آمد، در همه تاریخ عالم، کتابى شناخته نشده است که به اندازه قرآن، شرح و تفسیر بر آن نگاشته یا تألیف و تصنیف درباره‏اش شده باشد، و با توجه به اقبال شایسته و سترگى که بخصوص در نیم قرن اخیر از جانب جمعى از فرزانگان دلباخته قرآن انجام شده است) . ایجاد رشته تخصصى تفسیر در حوزه علمیه قم، تلاشى است براى رفع این مهجوریت، و روزنه‏اى است به سوى آن اقیانوس نور و کشتى نجات. خداى را سپاس مى‏گوییم که بعد از گذشت یک سال، توفیق تدوین، تنظیم و اعلان برنامه‏اى را یافتیم که مى‏تواند گام مؤثرى در راه غنى‏تر شدن آن رشته مقدس باشد. انشاء الله. مشخصات کلى برنامه 1) مدت دوره چهار سال است که هر سال آن به دو نیم سال تحصیلى تقسیم مى‏شود و هر نیم سال چهار ماه است که پانزده روز آن براى امتحان در نظر گرفته شده است. در نتیجه در هر سال تحصیلى هفت ماه براى تحصیل، یک ماه (دو تا پانزده روز) براى امتحان، و چهار ماه براى تعطیلات تابستان و ماه مبارک رمضان و غیر آن در نظر گرفته شده‏است. 2) براى هر نیم سال (5/3 ماه) چهارده هفته منظور شده که در نتیجه تعداد هفته‏ها براى کل دوره 112 هفته است. 3) در سه سال اول براى هر هفته 12 ساعت (روزهاى تحصیلى هر روز دو ساعت عصرها، و براى روز پنجشنبه نیز دو ساعت) و براى سال آخر، هر هفته ده ساعت (با حذف پنجشنبه‏ها) در نظر گرفته شده که در نتیجه مجموع ساعات کل دوره، 1260 ساعت است (که حدود 400 ساعت آن از ناحیه هفت ماه شدن مدت تحصیل و اضافه شدن پنجشنبه‏ها به دست آمده است) . 4) زمان نوشتن پایان‏نامه بعد از اتمام دوره (چهار سال) و براى مدت حدود شش ماه منظور شده است. 5) موارد درسى دو قسم است: دروس «اصلى» ، دروس «مقدماتى و پیشنیاز» . مقصود از دروس اصلى، همه بحثهاى علوم قرآنى و مباحث تفسیرى است که رابطه مستقیم با قرآن دارد، و مقصود از دروس مقدماتى، دروس مقدمات و مبادى علوم تفسیرى و قرآنى است. 6) افراد هر دوره به گروههاى مشخصى تقسیم شده و براى هر گروه، استاد معینى به عنوان «استاد راهنما» منظور شده است تا بتواند جوابگوى نیازهاى مختلف تفسیرى و تحقیقى باشد . 7) درسهاى «کلیات و مبانى علوم تجربى» ، «کلیات و مبانى علوم انسانى» و «اسباب نزول» ، بیشتر ساعتهاى آن به شکل مطالعه طى مى‏شود و فقط 5 الى 6 ساعت براى هر ماده به عنوان کلاس منظور شده است، به این نحو که براى هر کدام از مواد ششگانه علوم انسانى و تجربى 5 ساعت و براى اسباب نزول 6 ساعت، استاد مربوط، بعضى از نکات محتاج به بیان، ضوابط و روش کار و مطالعه، کتابهایى که در این ماده خاص نوشته شده را بیان مى‏کند. و مطالعه بقیه کتاب را (با تعیین سرفصلها و صفحات) به عهده شاگرد مى‏گذارد، و در زمان مقرر امتحان مى‏گیرد. نتیجه تصمیم فوق این مى‏شود که از میان 168 ساعتى که براى کلیات علوم انسانى و تجربى در نظر گرفته شده فقط 30 ساعت (6*5) براى بیان کردن مبانى و کلیات هر ماده در نظر گرفته شده است. اما بقیه ساعتهاى کلاس، به دیدگاه قرآن درباره هر کدام از آن مواد پرداخته مى‏شود؛ مثلا بعد از آنکه مبانى و کلیات علوم تربیتى بیان گردید، موضوع «تربیت در قرآن» و یا بعد از بیان مبانى و کلیات علوم سیاسى، موضوع «سیاسى در قرآن» مورد بحث قرار مى‏گیرد، همچنان که از میان 28 ساعتى که ببراى اسباب نزول در نظر گرفته شده، فقط 6 ساعت به شکل کلاس طى مى‏شود، و از بقیه ساعتها، به شکل مباحثه و یا مطالعه آزاد استفاده مى‏شود. 8) از میان 1260 ساعت مجموع دوره، 980 ساعت در درسهاى اصلى (336 ساعت تفسیر ترتیبى، 252 ساعت تفسیر موضوعى، 168 ساعت منتخب تفاسیر، 168 ساعت علوم قرآن، 28 ساعت قرآن و عهدین، 28 ساعت آشنایى با روش تفسیرى و روایات تفسیرى اهل بیت) و 280 ساعت براى درسهاى پیشنیاز و مقدماتى (فقه اللغة، آیین نگارش، تجوید و تلاوت، کامپیوتر، هر کدام 28 ساعت، کلیات و مبانى علوم تجربى 28 ساعت، کلیات و مبانى علوم انسانى 140 ساعت) منظور شده است . برنامه رشته تخصصى تفسیر دروس مقدماتى و پیشنیاز نام درس / ساعت 1) فقه اللغة و آشنایى با کتب لغت و آیین نگارش عربى / 28 2) آیین نگارش و ادبیات فارسى و روش تحقیق و رساله‏نویسى و خوش‏نویسى / 28 3) تجوید و تلاوت / 28 4) کلیات و مبانى علوم تجربى / 28 5) کلیات علوم انسانى / 140 الف) مبانى روان شناسى ب) مبانى علوم تربیتى ج) مبانى علوم سیاسى د) مبانى مدیریت ه) مبانى جامعه شناسى 6) آشنایى با کامپیوتر / 28 دروس اصلى نام درس / ساعت 1) تفسیر ترتیبى (یک دوره کامل تفسیر ترتیبى قرآن) / 336 2) تفسیر موضوعى: / 252 الف) خداشناسى و علوم عقلى در قرآن ب) نبوت در قرآن ج) امامت و ولایت در قرآن د) معاد در قرآن ه) اقتصاد در قرآن و) اخلاق در قرآن 3) علوم قرآن / 168 الف) تاریخ قرآن ب) قرائات و قراء، حجیت ظواهر قرآن، قدم و حدوث آن ج) تحریف د) اعجاز ه) محکم و متشابه، نسخ و) طبقات مفسرین، روشها و گرایشهاى تفسیرى، کتابهاى تفسیرى و علوم قرآنى 4) منتخب تفاسیر / 168 الف) منتخبى از تبیان و مجمع البیان براى گرایش ادبى ب) منتخبى از المیزان براى گرایش فلسفى و روش تفسیر قرآن به قرآن ج) منتخبى از تفسیر کبیر، روح المعانى و روح البیان براى گرایش کلامى د) منتخبى از تفسیر نمونه، فى ظلال القرآن، المنار براى گرایش اجتماعى ه) منتخبى از تفسیر کشف الاسراسر، مخزن العرفان و تفسیر ملاصدرا براى گرایش عرفانى و) منتخبى از زبدة البیان براى گرایش فقهى 5) آشنایى با روش تفسیرى اهل بیت و روایات تفسیرى (تفسیر برهان و درالمنثور) / 28 6) اسباب نزول و بررسى فضاى تاریخى سور و آیات قرآنى (تاریخ بیست و سه ساله عصر نزول) / 28 7) قرآن و عهدین / 28 8) دروس فوق برنامه: الف) شرکت در درس تفسیر آیة الله جوادى آملى ـ حفظه الله ـ در طول چهار سال با در نظر گرفتن امتیاز و تشویقى قابل توجه براى داوطلبان. ب) حفظ قرآن براى هر سال یک جزء از اول قرآن به طور الزامى و حفظ تمام قرآن در طول دوره به طور غیر الزامى، ولى با امتیازات قابل توجه تفسیر ترتیبى 1) هدف از این درس، آشنایى یک دوره اجمالى با تفسیر تمام قرآن است. 2) سوره‏هایى از قرآن که در برنامه تفسیر موضوعى و منتخب تفاسیر و یا به هر علت دیگرى مورد بحث قرار گرفته است، از برنامه تفسیر ترتیبى حذف مى‏شود. 3) با توجه به اینکه تفسیر جوامع الجامع ویژگیهاى زیر را داراست، به عنوان متن درسى تفسیر ترتیبى در نظر گرفته شده است: اولا: بعد از پایان تفسیر مجمع البیان نوشته شده است: یعنى زمانى که مرحوم طبرسى رحمه‏الله از تسلط و پختگى لازم برخوردار بوده است. ثانیا: گلچینى از تفسیر مجمع البیان و کشاف زمخشرى است؛ به گونه‏اى که مى‏تواند جوابگوى نیازهاى ادبى و بلاغى طلاب رشته تفسیر نیز باشد (و نتیجه نیازى به گذراندن درسى مستقل براى علوم بلاغت، و تجزیه و ترکیب نیست) . 4) این برنامه تا آخر چهار سال ادامه دارد و به این ترتیب که در دو سال اول، هفته‏اى 4 ساعت از 12 ساعت را اشغال مى‏کند، و براى دو سال آخر، از آنجا که برنامه به سمت تفسیر موضوعى پیش مى‏رود، هفته‏اى 2 ساعت از وقت طلاب را به خود اختصاص مى‏دهد. 5) هر مقدار از صفحاتى را که استاد نتوانست (به هر جهتى که باشد) در زمان مقرر تدریس کند، مى‏بایست مطالعه شود و از آن امتحان گرفته شود. 6) در هفته، یک ساعت از وقت تفسیر ترتیبى، به شکل مباحثه صرف مى‏شود، و ابهامات آن با استفاده از استاد مربوط، و یا استاد راهنما بر طرف مى‏گردد، البته در این یک ساعت، سوره‏اى از سوره‏هاى کوتاه جز آخر قرآن مورد بحث و تحقیق قرار مى‏گیرد، و در نزد استاد تفسیر ترتیبى و یا استاد دیگر ارائه مى‏گردد و براى بقیه ساعتهاى هفته استادى منظور مى‏شود که: اولا: بتواند با شرح صدر کامل، استعدادهاى نهفته شاگردان را شکوفا کند و خلاقیت آنان را رشد دهد، به این طریق که لااقل براى سال دوم به بعد تدریس را به عهده شاگرد بگذارد . ثانیا: در یک جلسه، ابتدا آیاتى که (مطابق جدول بندى پیش‏بینى شده، براى اتمام دوره جوامع الجامع در طول چهار سال) بنا شده مورد بحث قرار گیرد، تلاوت شود، و آنگاه نکات مبهم آیه نشان داده مى‏شود؛ مثلا در آیه «ذلک الکتاب لاریب فیه هدى للمتقین» گفته مى‏شود : الف) چرا «ذلک» آورده شده نه هذا؟ ب) چرا فرموده هدایت براى متقین است؛ ج) چرا فرموده «لاریب» با آنکه در بیرون شک وجود دارد و... و سپس از همه شاگردان خواسته مى‏شود که براى یافتن پاسخ این چند سؤال ادبى یا تفسیر، به تفسیر جوامع الجامع مراجعه کنند. و در صورت به دست نیاوردن جواب، از تفاسیر دیگر نیز استفاده مى‏شود، و آنگاه فردى که قرعه به نامش افتاد جواب سؤالهاى مورد نظر را در محضر استاد، بیان مى‏کند. ثالثا: در ذیل هر آیه نکته‏ها و پیامهاى آن نیز ـ خصوصا با استفاده از دو تفسیر المیزان و نمونه ـ توسط فردى که قرعه به نامش افتاد بیان گردد. با ملاحظه این نکات است که تفسیر جوامع الجامع از حالت ملال‏آور بودن بیرون مى‏آید، و همچنین از دو تفسیر المیزان و نمونه نیز در طول چهار سال کمال استفاده مى‏شود، بدون آنکه مفصل بودن این دو تفسیر باعث کندى برنامه شود. تفسیر موضوعى 1) این برنامه از نیم سال دوم شروع مى‏شود و تا آخر دوره ادامه مى‏یابد، در بعضى از نیم‏سالها هفته‏اى چهار ساعت و در بعضى دیگر هفته‏اى دو ساعت (با توجه به خصوصیت موضوعى که مورد بحث قرار مى‏گیرد) . 2) با توجه به اینکه تفسیر موضوعى خود موضوعى است که مدتهاست مورد بحث قرار گرفته، و اندیشورانى بدان همت گماشته‏اند و در این زمینه، آثار ارجمندى از آنان در دسترس قرار گرفته است، لذا مقرر شد که موضوعات طرح شده در کلاس، مشخص شود، تا هم استاد با بصیرت بیشتر و آمادگى کاملتر وارد بحث شود و هم شاگرد با پیش مطالعه، از موضوع بیگانه نباشد . 3) براى آنکه از زمان منظور شده در تفسیر موضوعى، حداکثر استفاده بشود، موضوعات مورد بحث، از زمینه‏هاى مختلف معرفتى، اخلاقى، اقتصادى لحاظ گردیده است، به این ترتیب: الف) خداشناسى و علوم عقلى در قرآن (28 ساعت در نیم سال اول از سال دوم) ب) نبوت در قرآن (28 ساعت در نیم سال دوم از سال دوم) ؛ ج) امامت و ولایت در قرآن (56 ساعت در نیم سال اول از سال سوم) ؛ د) معاد در قرآن (56 ساعت در نیم سال دوم از سال سوم) ؛ ه) اقتصاد در قرآن (56 ساعت در نیم سال اول از سال چهارم) ؛ و) اخلاق در قرآن (56 ساعت در نیم سال دوم از سال چهارم) . 4) در موضوعات مزبور، دوره پیام قرآن استاد مکارم ـ دام ظله ـ و معارف قرآن استاد مصباح ـ حفظه الله ـ محور بحث استاد و شاگرد قرار مى‏گیرد، به گونه‏اى که یکى متن باشد و دیگرى در حاشیه. 5) در شیوه تدرسى و ارائه بحث در کلاس، نکته مذکور در بند 6 مربوط به تفسیر ترتیبى لحاظ مى‏شود، به این طریق که، اولا: لااقل براى سال دوم، استاد ارائه بحث را با قید قرعه در اختیار شاگرد مى‏گذارد. وثانیا هر یک از شاگردان، موضوعى را سوژه تحقیق خویش قرار مى‏دهد. و با قید قرعه، نتیجه تحقیقات خویش را در محضر استاد ارائه مى‏کند. براى اجراى این هدف، یک ساعت از زمان اختصاصى به تفسیر موضوعى در هر هفته منظور گردیده است. علوم قرآن 1) محور در این برنامه، کتاب البیان مرحوم آیة الله خوئى رحمه قدس سره است، چون هم مختصر است و هم سلیس و روان. البته واضح است که در حاشیه، سخنان دیگران خصوصا نقدها و اضافات التمهید الزاما لحاظ مى‏شود. 2) براى اینکه با اتمام دوره تمام بحثهاى علوم قرآن نیز به اتمام برسد، موضوعات این علم به گونه‏اى تقسیم بندى شده که از اطناب و تطویل، اجتناب شده و حق همه موضوعات ادا گردد. این بخش به این نحو تنظیم شده است: الف) تاریخ قرآن (28 ساعت براى نیم سال اول از سال اول) ؛ ب) قرائات و قراء، حجیت ظواهر قرآن و حدوث آن (28 ساعت، براى نیم سال دوم از سال اول) ؛ ج) تحریف‏ناپذیرى قرآن (28 ساعت براى نیم سال اول از سال دوم) ؛ د) اعجاز (28 ساعت براى نیم سال دوم سال اول) ؛ ه) محکم و متشابه، نسخ (28 ساعت براى نیم سال اول از سال سوم) ؛ و) طبقات مفسرین، روشها و گرایشهاى تفسیرى، آشنایى با کتابهاى تفسیرى و علوم قرآن (28 ساعت براى نیم سال دوم از سال سوم) . 3) با توجه به اینکه علوم قرآنى، از جهتى، از علوم پیشنیاز و مقدماتى به حساب مى‏آید لذا زمانى که براى آن منظور گردیده فقط ضمن سه سال اول از دوره است. 4) یکى از بحثهاى بسیار مفید و لازم در تفسیر، آشنایى با روشها و گرایشهاى تفسیرى، طبقات مفسرین، کتب تفسیرى و کتابهاى علوم قرآنى است، لذا با توجه به تقارب و تقارن این سه موضوع، یک نیم سال از برنامه علوم قرآن، به این سه موضوع اختصاص داده شده است. 5) روشن است که در کیفیت القاى مباحث و ارائه درس، در این قسمت نیز باید نکات مزبور در دو برنامه تفسیر ترتیبى و موضوعى ملاحظه شود. منتخب تفاسیر 1) هدف در این بخش از برنامه، آشنایى با کتابهاى مهم تفسیرى شیعه و سنى است تا شاگرد با آن انس گیرد، و با روش و گرایش هر کدام از آنها آشنا شود. 2) با توجه به اینکه بیشتر کتابهاى تفسیرى از روش و گرایش خاصى در تفسیر، برخوردارند، برنامه به گونه‏اى تنظیم شده که در طول دوره، تقریبا در زمینه همه روشها و گرایشها، کتابهایى انتخاب شود تا برنامه مفید، جامع و متنوع باشد. تنظیم این قسمت به این نحو است: الف) در گرایش ادبى: منتخبى از تبیان و مجمع البیان، (28 ساعت در نیم سال اول از سال دوم) ؛ ب) در گرایش فلسفى و تفسیر قرآن به قرآن: منتخبى از المیزان، (28 ساعت در نیم سال اول از سال دوم؛ ج) در گرایش کلامى، منتخبى از تفسیر کبیر فخر رازى، روح المعانى و مجمع البیان (28 ساعت در نیم سال اول از سال سوم) ؛ د) در گرایش اجتماعى: منتخبى از نمونه، فى ظلال القرآن و المنار (28 ساعت در نیم سال دوم از سال سوم) ؛ ه) در گرایش عرفانى: منتخبى از کشف الاسرار، مخزن العرفان و تفسیر ملاصدرا (28 ساعت در نیم سال اول از سال چهارم) ؛ و) در گرایش فقهى: منتخبى از زبدة البیان (28 ساعت در نیم سال اول از سال چهارم) . 3) در اجرا و ارائه این بخش، شاگرد نیز سهیم است. 4) براى این ماده از برنامه لازم است استادى در نظر گرفته شود که بتواند روشهاى مختلف تفسیرى را تبیین نماید و آنها را نقد و نقاط اشتراک و امتیاز تفاسیر را اظهار کند. کلیات علوم انسانى 1) قرآن، کتاب هدایت براى همه اعصار و امصار، و شفا و مرهمى است براى همه دردها و جوابگو و حلال حاذقى براى همه مشکلات و حوادث واقعه، پس زمانى یک مفسر مى‏تواند از آن استشفا جوید، و یا نسخه شفا بنویسد که دردشناس باشد، و خود را با نیازهاى مختلف اخلاقى، تربیتى، سیاسى، اجتماعى و... آشنا گرداند. طبیعى است که وقتى مى‏تواند کاملا به این هدف دست یابد که علاوه بر تحصیل سایر شرایط، لااقل با کلیاتى از مسائل اخلاقى، تربیتى، اجتماعى، سیاسى و... آشنا گردد، و سپس دیدگاه قرآن کریم را در خصوص این موضوعات، مورد بحث و تحقیق قرار دهد. 2) یکى از کارهاى مهمى که به عهده پژوهشگران و محققان علوم اسلام، خصوصا متخصصان علوم قرآن و تفسیرى است، موضوع علوم انسانى از دیدگاه قرآن کریم است. بعد از گذشت دهها سال از نوآوریهاى درخشنده اندیشوران روشن بین حوزه در زمینه‏هاى مختلف علوم بشرى، هنوز نظر منسجم و مدون قابل توجهى در زمینه سیاست، تربیت، مدیریت، روان شناسى و جامعه شناسى در قرآن ارائه نشده است. لذا باید اعتراف کرد، که با توجه به پیشرفتهاى روز افزون محافل علمى غرب در این زمینه‏ها، پرداختن به آن توسط محققان علوم اسلامى و قرآنى یکى از واجبات مهم عملى است. تاریخ صدر اسلام و بررسى فضاى نزول 1) شکى نیست که براى فهمیدن دقیق مراد متکلم ملاحظه همه قرائن و مقارنات لفظیه و لبیه، متصله و منفصله، لازم است؛ همچنان که یکى از قرائن لبیه در کلام، شرایط اجتماعى و سیاسى، و به عبارت دیگر فضا و جوى است که کلام متکلم در آن صادر و نازل شده است، و مسلما کلام خداوند سبحان از این قانون مستثنى نیست. در نتیجه، یک مفسر قرآنى زمانى مى‏تواند به معانى و مقاصد آیات پى‏برد و به روح حاکم بر یک سوره و یا یک مجموعه از آیات هماهنگ دست یازد که ـ علاوه بر کسب سایر شرایط ـ فضاى نزول و جو سیاسى و اجتماعى را که سوره و یا آیه و یا مجموعه‏اى از آیات در آن نازل شده، بشناسد. لذا ضرورى است که محقق و متخصص تفسیر، در تاریخ 23 ساله عصر نزول سیر کند، و از این زاویه در آیات تدبر کند. 2) استاد این قسمت لازم است هم دستى در تاریخ داشته باشد، و هم از علوم تفسیرى بى‏بهره نباشد. 3) همچنان که در ابتداى این طرح اشاره شد، این ماده نیز مطالعه‏اى است و فقط شش ساعت در اختیار استاد است. آشنایى با روش تفسیرى اهل بیت علیهم السلام و روایات 1) اهل بیت عصمت علیهم السلام، قرآن ناطق، و آشناى به ظهر و بطن، تنزیل و تأویل آنند . ولى مع الأسف روایاتى که در ذیل تفسیر آیات وارد شده است احیانا مورد بى‏مهرى قرار مى‏گیرد و عنایتى به روش تفسیرى اهل بیت علیهم السلام نمى‏شود و یا محور بحث و تحقیق قرار نمى‏گیرد. شکى نیست، همچنان که در تفسیر آیات باید از جمود و افراط اخباریگرى پرهیخت، از چنین دست و دل‏بازیهاى تفریطى نیز باید برحذر بود. 2) اداى حق این بخش استادى را مى‏طلبد که با روایات اهل بیت علیهم السلام مأنوس باشد، و عمرى را در این محضر سپرى نموده و از لسان و لحن خاص آن بزرگواران بهره‏مند باشد. قرآن و عهدین 1) در قرآن، آیه‏ها و سوره‏هاى بسیارى، ناظر به دو قوم یهود و نصارا، و دو کتاب تورات و انجیل، و نیز تحریفها و پیش‏بینى‏ها و اعترافهاى این دو کتاب است. بررسى این دو کتاب و مقایسه قرآن با آنها، هم مى‏تواند ما را در فهم آیه‏ها و سوره‏هاى مربوط یارى دهد و با عظمت و علو معارف و حقایق قرآنى آشنا سازد، و هم به متانت و عفت قرآن در کلام و بیان، رهنمون شود و... 2) با توجه به زحمات محققانه و طاقت فرساى مرحوم بلاغى قدس سره در این خصوص، کتاب الهدى ایشان محور بحث قرار مى‏گیرد. فقه اللغه و آشنایى با کتابهاى لغت و آیین نگارش عربى 1) ضرورت آشنایى با لغت و کتابهاى لغوى اصیل و درجه اول، و راه به دست آوردن معانى واژه‏ها، و ریشه‏یابى آنها، بر کسى پوشیده نیست؛ همچنانکه به اعتراف اهل ادب و تصریح اهل فن، این نکته نیز قابل توجه است که کلیات و قواعدى را مى‏توان درباب لغت ارائه و مورد بحث و تحقیق قرار داد. لذا مقرر شد که متن مدونى در این باره شناسایى و انتخاب شود، و یا خود استاد متنى تدوین کند و مورد بحث قرار دهد. 2) با توجه به ضعف شدید نگارشى بعضى از متون تفسیرى عربى، آشنایى با نگارش عربى ضرورى مى‏نماید. 3) تقارب این دو ماده (فقه اللغه و آیین نگارش عربى) اقتضا دارد که با هم، و در یک نیم سال مورد بحث قرار گیرند. نگاهى به سایر عناوین 1) روش تحقیق و رساله نویسى (و خوش نویسى و آیین نگارش و ادبیات فارسى) آشنایى با روش تحقیق و رساله نویسى، آیین نگارش و ادبیات فارسى و همچنین خوش نویسى و دورى از بد خطى، به اندازه‏اى اهمیت دارد که یک ترم (28 ساعت) را به خود اختصاص داده است. 2) تجوید و تلاوت براى مفسر و متخصص در علوم قرآنى ناآشنایى با قواعد تجوید نقص است و زیبنده نیست که نتواند زیبا، رسا و با صوت نیکو آیات حق را تلاوت کند. 3) آشنایى با کامپیوتر با کمترین آشنایى از کامپیوتر و دیسکتهاى مختلفى که از علوم و منابع اسلامى از جمله قرآن تهیه شده، انسان به سرعت، دقت و کم حجمى تحقیقات نرم‏افزارى پى مى‏برد. خصوصا براى مفسر و محقق قرآنى بسیار جالب است که بداند با کامپیوتر و دیسکتهاى بحارالانوار و سایر منابع اسلامى، مى‏توان کارى را در زمینه روایات تفسیرى انجام داد که بسیار کاملتر از کارى است که نور الثقلین و یا البرهان و سایر کتابهاى تفسیر روایى انجام داده‏اند، زیرا با عرضه یک کلمه و یا یک جمله از یک آیه به کامپیوتر تمام روایاتى که آیه مزبور در آن به اشارت رفته است در اختیار قرار مى‏گیرد، و مسلم است که مؤلفان کتابهاى تفسیر روایى، در بسیارى از موارد نتوانسته‏اند همه روایتهاى وارده ذیل یک آیه را استقصا کنند . نمودار اجمالى از کل برنامه سال اول نیم سال اول 1) تفسیر ترتیبى (1) / 4 ساعت در هفته 2) علوم قرآن (تاریخ قرآن) / 2 ساعت در هفته 3) فقه اللغة (و آشنایى با کتابهاى لغت و آیین نگارش عربى) / 2 ساعت در هفته 4) آیین نگارش و ادبیات فارسى (و روش تحقیق و رساله نویسى و خوش نویسى) / 2 ساعت در هفته 5) آشنایى با کامپیوتر / 2 ساعت در هفته نیم سال دوم 1) تفسیر ترتیبى (2) / 4 ساعت در هفته 2) علوم قرآن (قرائات و قراء، حجیت ظواهر قرآن و حدوث آن) / 2 ساعت در هفته 3) اسباب نزول (بررسى فضاى نزول آیات و سور) / 2 ساعت در هفته 4) تجوید و تلاوت / 2 ساعت در هفته 5) علوم انسانى (مبانى علوم تربیتى) / 2 ساعت در هفته سال دوم نیم سال اول 1) تفسیر ترتیبى (3) / 4 ساعت در هفته 2) علوم قرآن (تحریف ناپذیرى قرآن) / 2 ساعت در هفته 3) منتخب تفاسیر (1) (گرایش ادبى: کشاف، تبیان و مجمع البیان) / 2 ساعت در هفته 4) تفسیر موضوعى (1) خداشناسى و علوم عقلى در قرآن / 2 ساعت در هفته 5) کلیات و مبانى علوم تجربى / 2 ساعت در هفته نیم سال دوم 1) تفسیر ترتیبى (4) / 4 ساعت در هفته 2) علوم قرآن (اعجاز) / 2 ساعت در هفته 3) منتخب تفاسیر (2) (روش تفسیر قرآن به قرآن ـ المیزان) / 2 ساعت در هفته 4) تفسیر موضوعى (2) نبوت در قرآن / 2 ساعت در هفته 5) علوم انسانى (مبانى علوم سیاسى و مدیریت) / 2 ساعت در هفته سال سوم نیم سال اول 1) تفسیر ترتیبى (5) / 2 ساعت در هفته 2) علوم قرآن (محکم و متشابه نسخ) / 2 ساعت در هفته 3) منتخب تفاسیر (3) (گرایش کلامى: تفسیرى فخر رازى، روح المعانى، مجمع البیان) / 2 ساعت در هفته 4) تفسیر موضوعى (3) (امامت و ولایت در قرآن) / 4 ساعت در هفته 5) علوم انسانى (مبانى علم اقتصاد) / 2 ساعت در هفته نیم سال دوم 1) تفسیر ترتیبى (6) / 4 ساعت در هفته 2) علوم قرآن (طبقات مفسرین، روشها و گرایشهاى تفسیرى) / 2 ساعت در هفته 3) منتخب تفاسیر (4) (گرایش اجتماعى: نمونه، فى ظلال القرآن المنار) / 2 ساعت در هفته 4) تفسیر موضوعى (4) (معاد در قرآن) / 4 ساعت در هفته 5) علوم انسانى (مبانى جامعه شناسى) / 2 ساعت در هفته سال چهارم نیم سال اول 1) تفسیر ترتیبى (7) / 2 ساعت در هفته 2) منتخب تفاسیر (5) (گرایش عرفانى: کشف‏الاسرار، مخزن الاسرار، مخزن العرفان، تفسیر ملاصدرا) / 2 ساعت در هفته 3) تفسیر موضوعى (5) (اقتصاد در قرآن) / 4 ساعت در هفته 4) قرآن و عهدین / 2 ساعت در هفته نیم سال دوم 1) تفسیر ترتیبى (8) / 2 ساعت در هفته 2) منتخب تفاسیر (6) (گرایش فقهى: زبدة البیان) / 2 ساعت در هفته 3) تفسیر موضوعى (6) (اخلاق در قرآن) / 2 ساعت در هفته 4) آشنایى با روش تفسیرى اهل بیت و روایات تفسیرى (تفسیر برهان و در المنثور / 2 ساعت در هفته 5) علوم انسانى (مبانى روان شناسى) / 2 ساعت در هفته حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> مرکز مدیریت‏حوزه قم> رشته‏هاى تخصصى رشته تخصصى علم کلام منبع: مجله پیام حوزه، شماره 4 نویسنده: هیئت علمى، آموزشى رشته تخصصى علم کلام رشته تخصصى علم کلام یکى از رشته‏هاى تخصصى حوزه علمیه قم است که به منظور آموزشهاى عمیق عقاید و کلام اسلامى به طلاب مستعد به وسیله مدیریت‏حوزه علمیه تاسیس شده و تحت مسؤولیت آیة الله سبحانى اداره مى‏شود. مدت تحصیل در این رشته یک هزار ساعت معادل تقریبى 66 واحد درسى و چهار سال تحصیلى است. طرح کلى این رشته شامل محورهاى ذیل است: الف) هدف، ب) مواد درسى، ج) عناوین و سرفصلها، د) متون درسى (اصلى + جنبى)، ها برنامه اجراى هر سال تحصیلى، و) شیوه آموزش. الف) هدف هدف اصلى از تاسیس این رشته بالا بردن سطح علمى طلاب مستعد و علاقه‏مند در زمینه عقاید و کلام است تا در نهایت فارغ التحصیلان این رشته علاوه بر دستیابى به مدارج عالى در این دانش اصیل دینى، بتوانند پاسخگوى نیازهاى علمى و فرهنگى جامعه در قلمرو مسائل اعتقادى باشند. بدیهى است که تخصص در رشته‏هاى علمى درجات و مراتب متفاوتى دارد و آنچه از تحصیل در این رشته مى‏توان انتظار داشت، دست‏یافتن به مراتب اولیه آن است‏به گونه‏اى که فارغ التحصیلان، گذشته از اندوخته‏هاى علمى سودمند در زمینه عقاید و معارف دینى، با منابع، مآخذ، مبانى و مسلکهاى کلامى آشنا شده، روش بحث و تحقیق را مى‏آموزند و قادر خواهند بود با مطالعه و تلاش مستمر، به مدارج عالى این علم نایل گردند. برنامه‏هاى آموزشى این رشته به گونه‏اى طراحى شده است که فارغ التحصیلان مستعد و پرتلاش در زمینه مباحث این علم قادر به تدریس و تالیف بوده و در مدارس و مراکز مختلف علوم دینى مفید و کارساز باشند. یادآورى این نکته نیز لازم است که آموزش تخصصى در حوزه‏هاى علوم دینى تقریبا جدید و بى‏سابقه است و الگوهاى صد در صد مناسب در حوزه‏ها و دانشگاهها براى آن یافت نمى‏شود. با این حال در تدوین برنامه آموزشى رشته تخصصى علم کلام از افکار و آراى صاحب نظران حوزه و دانشگاه بهره گرفته شده و با بهره‏ورى از این آرا و نیز تجربه‏هاى به دست آمده در طى چند سال که از عمر این رشته مى‏گذرد این برنامه تنظیم گردیده است. بدیهى است که باب رشد و تکمیل همچنان بر روى برنامه آموزش گشوده است و از پیشنهادهاى مفید صاحبنظران در این جهت استفاده خواهد شد. ب) مواد درسى دست‏یابى به مهارتهاى لازم در زمینه علم کلام در گرو برخوردارى از آگاهیهاى لازم در قلمروهاى زیر است. 1) منطق: رسالت علم منطق تبیین روشهاى صحیح تفکر و استدلال است و از آنجا که حیات علم کلام وابسته به تفکر و استدلال است، محقق علم کلام از داشتن آگاهى و مهارت لازم در این زمینه ناگزیر است و با توجه به این که شرکت کنندگان ودر این رشته قبلا با این علم آشنایى داشته لااقل یک دوره آن را گذرانده اند در این رشته به یادآورى بحثهاى مروط به صورت و ماده استدلال که نقش تعیین کننده اى در تفکر و استدلال دارد، اهمیت‏بیشترى داده مى شود. 2) معرفت‏شناسى: معرفت‏شناسى علمى است که درباره ماهیت و ساختار معرفت انسان بحث مى‏کند و مسائل مهمى چون رابطه ذهن با خارج (علم با معلوم)، ابزار و منابع شناخت، قلمرو و محدوده علمى بشر و... را مورد کاوش قرار مى دهد. بدیهى است متکلم دینى که براى شریعت اصالت قائل است و نیز با معرفتهاى اصیل و صحیح در شناخت دین باور دارد، پیش از هر چیز باید موضع خود را در قبال مسائل یاد شده بر پایه بحث علمى و برهانى روشن سازد و به اشکالهاى مطرح شد در این باب پاسخ دهد. بدین جهت در سیره متکلمان سلف بوضوح مشاهده مى کنیم که آنان گذشته از توجه به علم منطق، مباحث معرفت‏شناسى را نیز از نظر دور نداشته و غالبا در مقدمه کتب کلامى خود مباحث را در این باره مطرح کرده اند. 3) فلسفه اولى: بیشتر مباحث فلسفه اولى نیز در مقایسه با علم کلام نقش مقدمه و مفتاح را دارد و بدون آشنایى با آنها نمى‏توان از عهده ایفاى رسالتهاى کلامى برآمد. مسائل کلى مربوط به هستى شناسى نظیر اصالت وجود و تشکیک در حقیقت وجود در مسائلى چون وجوب و امکان، علت و معلول، حدوث و قدم، قوه و فعل و ... از این قبیل‏اند. بهره گیرى از مباحث فلسفى به عنوان مقدمه، در علم کلام سابقه اى طولانى دارد. نماى مختصرى از آن را در کتاب الیاقوت تالیف ابو اسحاق ابراهیم بن نوبخت (از متکلمان شیعى قرن چهارم هجرى) مى‏توان مشاهده کرد و نماى کاملتر آن را خواجه نصیر طوسى در کتاب تجرید العقائد ترسیم کرده است و پس از او سایر متکلمان اسلامى - اعم از شیعه و اهل سنت - از این روش پیروى کرده اند. 4) درآمد علم کلام: علم کلام بسان دیگر علوم براى خود موضوع و غایت و روش بحث دارد، چنانکه با پاره‏اى از علوم (اعم از دینى و غیر دینى) داراى نوعى ارتباط است و بحثهاى مربوط به درآمد علم کلام، ماهیت، رسالت و جایگاه ویژه این علم را بیان مى کند. 5) تاریخ و تطور علم کلام: علم کلام در بستر تاریخ اسلامى تطوراتى داشته و مسائل نوى در آن مطرح شده است آشنایى با این مجموعه مسائل و بررسى آنها نیز براى متکلم ضرورى است. بحث دیگرى نیز که به گونه‏اى به تاریخ شناسى علم کلام مربوط مى شود، بررسى ریشه هاى نهضت احیاى فکر دینى در جهان اسلام است، یعنى آشنایى با واکنشهاى متفکران اسلامى در برابر تهاجم فکرى، فرهنگى و سیاسى غرب و پیدایش نهضت احیاى فکر دینى. 6) مکتبها و فرقه‏هاى کلامى در دنیاى اسلام: در دنیاى اسلام مکتبها و فرقه‏هاى کلامى مختلف پدید آمده است که برخى منقرض شده و برخى همچنان داراى حیات علمى و اجتماعى هستند. امامیه، معتزله، اشعریه و ماتریدیه از مهمترین مکاتب کلامى، و زیدیه، اسماعیلیه، خوارج (خصوصا اباضیه) وهابیه و غلات از جمله فرقه‏هاى کلامى اند که آشنایى با آنها براى متکلم ضرورى است. 7) مکتبها و مذاهب غیر اسلامى: گذشته از مکاتب و فرق اسلامى، مکتبها و مذاهب عقیدتى و دینى دیگرى نیز در جهان وجود دارد که آشنایى با تاریخ و عقاید آنها براى متکلم دینى لازم است. 8) مسائل رایج علم کلام: محور مسائل علم کلام را، توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد تشکیل مى دهد. رشته تخصصى کلام در دو مقطع به این موضوع مى پردازد، در مقطع نخست‏به صورت فشرده و در مقطع دوم به صورت مبسوط. متن درسى و مقطع تدریس آن به طور مشخص در فصلهاى بعدى بیان خواهد شد. 9) مسائل جدید علم کلام: اخیرا برخى از دانشمندان غربى در زمینه عقاید دینى اشکالها و شبهه‏هایى مطرح کرده‏اند. بدیهى است پاسخگویى به این اشکالها، قبل از هر چیز به شناخت ماهیت اشکال و مبادى آن نیاز دارد، تا بتوان با بهره گیرى از مبانى فلسفى و کلامى به آنها پاسخ گفت. مهمترین بحثهاى این بخش مباحثى است که تحت عنوان فلسفه دین مطرح گردیده است. بررسى و تحلیل این نوع مسائل - که مى توان آنها را به عنوان مسائل جدید کلامى نامید - از مواد دیگر برنامه آموزشى رشته تخصصى علم کلام است. 10) اصول و قواعد کلامى: مباحث کلامى دو گونه‏اند: برخى از آنها دایره‏اى محدود دارند و مختص به یک یا دو بابند چون مسائل مربوط به عینیت و زیادت صفات خدا، رؤیت‏خدا، اعجاز، عصمت پیامبر و امام، امکان و ضرورت معاد و ... این نوع از مباحث تحت عنوان مسائل کلامى جاى دارند. نوع دوم مباحثى است که دایره اى وسیع دارند و در ابواب مختلف مورد استناد قرار مى گیرند، مانند بحث‏حسن و قبح عقلى، لطف و اصلح، عدل و حکمت و اصل فطرت... از این مباثح مى توان به عنوان اصول و قواعد کلامى نام برد. اهمیت این نوع مباحث‏بررسیهاى عمیق و گسترده‏اى را مى طلبد که در گنجایش متون کلامى کلاسیک نیست. بدین جهت‏یکى از مواد آموزشى رشته تخصصى بحث درباره اصول و قواعد کلامى است. 11) مسائل ویژه کلامى: پاره‏اى از مسائل کلامى ویژگى خاصى دارند که بحثهاى ویژه‏اى را طلب مى‏کنند، مانند مساله امامت، شرک، بدعت، نقد آیین وهابیت، مساله ایمان و کفر، تقیه، بداء و .... بدین منظور مسائل ویژه کلامى به عنوان ماده‏اى جداگانه در نظر گرفته شده است تا این گونه مسائل به نحو جامعتر و عمیقترى بررسى گردند و در حقیقت این کار نوعى تخصص در تخصص است. 12) الهیات در قرآن و حدیث: مباحث الهیات در قرآن کریم و احادیث معصومان علیهم السلام جایگاه ویژه‏اى دارد که با نگرش گسترده و عمیق مورد بحث قرار گرفته است. گرچه در طول برنامه به صورت گذرا بخشهایى از این مباحث‏به مناسبتهاى گوناگون مطرح مى گردند، ولى آشنایى عمیقتر با آن نیازمند بررسیهاى ویژه است. بدین منظور این ماده به صورت بخش خاصى تدریس مى‏شود. 13) روش تحقیق و نگارش: آشنایى با روش تحقیق و نگارش ابزار لازم براى متکلم دینى است. زیرا او براى دستیابى به آراء و اندیشه‏هاى دیگران و بهره‏گیرى از منابع و مآخذ کلامى، باید روش تحقیق را بداند همان گونه که آشنایى با نویسندگى او را در عرضه افکار و اندیشه‏هاى خود با ابزار نیرومند قلم یارى مى‏دهد. نمودار مواد، ساعات، واحدهاى درسى براساس تجربه به دست آمده، پس از گذشت‏سه سال از اجراى برنامه‏هاى آموزشى رشته تخصصى و با استفاده از آراى صاحب نظران، براى هر یک از مواد یاد شده ساعات و واحدهایى برابر نمودار زیر در نظر گرفته شده است. ماده درسى/ ساعات/ معادل تقریبى منطق/50/3 معرفت‏شناسى/50/3 مدخل علم کلام/12/1 تاریخ و تطور علم کلام 25/1 روش تحقیق و نگارش /12/1 کلام مختصر/50/3 کلام مبسوط/125/8 مسائل جدید کلامى/75/5 مسائل رایج کلامى/50/3 اصول و قواعد کلامى/50/3 مکتبها و فرقه‏هاى کلامى در اسلام/25/2 مکتبها و فرقه‏هاى غیر اسلامى/50/3 فلسفه اولى + الهیات فلسفى/325/22 الهیات در قرآن و حدیث/75/5 تذکر: 1) از مجموع 325 ساعت که مربوط به فلسفه و الهیات فلسفى است آنچه به فلسفه صرف اختصاص دارد حدود 200 ساعت و بقیه مربوط به الهیات است. 2) از ساعات باقى مانده براى کارهاى تحقیقى استفاده مى شود. ج) عناوین کلى مباحث (سرفصلها) عناوین کلى مباحث و سرفصلهاى مربوط به هر یک از موارد درسى مذکور از این قرار است: سرفصلهاى منطق 1) نوع استدلال مباشرى، 2) انواع استدلال غیر مباشرى، 3) صناعات خمس. سرفصلهاى معرفت‏شناسى الف) تعریف و اقسام معرفت، ب) رابطه ذهن با خارج (علم با معلوم)، ج) ارزش شناخت از دیدگاه مکتبهاى مختلف، د) ادوات و روشهاى شناخت، ه) شرایط و موانع شناخت، و) ملاک حقیقت در باب معرفت، ز) حدود و قلمرو شناخت، ح) نقش معقولات ثانویه در شناخت، ط) مبانى استقراء در فلسفه علم. سرفصلهاى فلسفه الف) احکام کلى وجود، ب) وجود مستقل و رابط، ج) وجوب و امکان، احکام کلى ماهیت، ه) وحدت و کثرت، و) علت و معلول، ز) قوه و فعل، ح) قدم و حدوث، ط) معرفة النفس فلسفه، ى) نمط هشتم و نهم و دهم اشارات، ک) الهیات فلسفى (مباحث ذات و صفات) سرفصلهاى درآمد علم کلام الف) تعریف علم کلام، ب) موضوع علم کلام، ج) اهداف و غایات علم کلام، د) روشهاى بحث در علم کلام، ه) رابطه علم کلام با علوم دیگر، و) تشابه و تمایز فلسفه با علم کلام، ز) قلمرو بحثهاى کلامى. سرفصلهاى تاریخ و تطور علم کلام الف) کلام در عصر رسالت، ب) کلام در عصر خلفا ج) کلام در عصر امویان، د) کلام در عصر عباسیان، (تا آغاز عصر غیبت) ه) کلام اسلامى در عصر غیبت صغرى، و) کلام اسلامى از عصر شیخ مفید تا عصر خواجه طوسى. ز) کلام اسلامى از عصر خواجه تا روزگار معاصر سرفصلهاى مکتبها و فرقه‏هاى کلامى در اسلام 1) مکتبهاى کلامى الف) امامیه، ب) معتزله، ج) اشعریه، د) ماتریدیه. 2) فرقه‏هاى کلامى الف) خوارج، ب) مرجئه، ج) زیدیه، د) جهمیه، ه) کرامیه، و) اسماعیلیه، ز) غلات، ح) وهابیه، ط) اهل حق. مکتبها و فرقه هاى غیر اسلامى الف) مکتب ماتریالیسم، ب) مکتب اگزیستانسیالیسم، ج) مذهب یهود و مسیحیت، د) آیین صابئین، ه) بابیت، بهائیت و قادیانى گرى، و) آیینهاى مختلف هندى، ز) آیینهاى چینى و... سرفصلهاى مسائل رایج علم کلام این سرفصلها در واقع همان ابواب و فصولى است که در متون کلامى مطرح گردیده و مشتمل بر بخشهاى زیر است: 1) توحید و صفات، 2) عدل و حکمت الهى، 3) نبوت عامه و خاصه 4) امامت، 5) معاد. سرفصلهاى مسائل جدید کلامى 1) تعریف دین 2) منشا دین الف) بررسى دیدگاه فیلسوفان مخالف دینى، ب) بررسى دیدگاه فیلسوفان طرفدار دین. 3) ابعاد و رسالت دین 4) رابطه علم و دین الف) تفاهم، ب) تعارض، 5) زبان دین 6) ثبات و تغیر در معرفتهاى دینى 7) بررسى برهانهاى هشتگانه اثبات وجود خدا و پاسخ به شبهه‏هاى مطرح شده در این باره الف) برهان وجودى یا وجود شناختى، ب) برهان وجوب و امکان یا جهان شناختى، ج) برهان اتقان صنع یا غایت‏شناختى، د) براهین درجات کمالى، ه) برهان از راه حوادث و تجارب خاص، و) برهانهاى اخلاقى، ز) برهان اجماع عام یا فطرت، ح) براهین احتمالات. سرفصلهاى اصولى و قواعد کلامى 1) حسن و قبح عقلى الف) تاریخ و انگیزه طرح مساله، ب) عقل نظرى و عقل عملى، ج) طرفداران و مخالفان، د) کاربردها و ملاکهاى حسن و قبح، ه) دلایل طرفداران و مخالفان، و) حسن و قبح در قرآن و حدیث، ز) حسن و قبح از دیدگاه علامه طباطبائى. 2) قاعده لطف الف) تعریف و اقسام لطف، ب) شرایط لطف، ج) طرفداران و مخالفان، د) دلایل عقلى و نقلى لطف، ه) مصادیق و نتایج قاعده لطف، و) لطف در منابع دینى. 3) عدل و حکمت الف) تعریف عدل، ب) مظاهر کلى عدل، ج) رابطه عدل و حکمت، د) تاریخ و انگیزه طرح عدل در کلام، ه) براهین عدل الهى، و) مشکل شرور و راه حل آن، ز) نتایج عدل الهى در علم کلام. 4) اصل فطرت الف) فطرت در لغت و اصطلاح، ب) فرق فطرت و غریزه، ج) فطریات ادراکى و معرفتى، د) فطریات احساسى و گرایش، ه) نشانه‏ها و دلایل فطریات، و) فطریات و خداشناسى، ز) فطرت و شریعت، ح) فطرت و اخلاق. 5) اصل اختیار الف) براهین مختار بودن انسان، ب) تفسیر اختیار در مکتب معتزله (تفویض)، ج) تفسیر اختیار در مکتب اشاعره (کسب)، د) تفسیر اختیار در مکتب اهل بیت (امر بین الامرین) . سرفصلهاى مسائل ویژه کلامى 1) علم غیب و عصمت، 2) معجزه و کرامت، 3) خاتمیت و پویایى شریعت، 4) تقیه و بداء، 5) مساله امامت، 6) شرک و بدعت، 7) ایمان و کفر، و ... سرفصلهاى الهیات در قرآن و حدیث الف) الهیات در قرآن کریم 1) شیوه بحثهاى قرآنى پیرامون الهیات، 2) قرآن و وجود خدا، 3) قرآن و صفات خدا، 4) توحید و شرک در قرآن، 5) قرآن و انسان، آزادى و مسؤولیت، دین و شریعت، پیامبرى و امامت، معجزه و کرامت، علم غیب و عصمت، هدایت و ضلالت، سعادت و شقاوت 6) معاد در قرآن. ب) الهیات در احادیث اسلامى 1) شیوه بحث درباره الهیات در روایات، 2) راههاى شناخت‏خدا، 3) توحید و شرک، 4) تشبیه و تنزیه، 5) قضا و قدر، 6) جبر و تفویض، 7) امر بین الامرین، 8) کلام و رؤیت‏خدا، 9) قدرت و استطاعت، 10) ابتلاء و اختبار، 11) سعادت و شقاوت یا خیر و شر، 12) ایمان و کفر، 13) عفو و شفاعت 14) غلو و غالیان. د) متون درسى دست‏یابى به اهداف ویژه رشته تخصصى علم کلام نیازمند تدوین متون درسى مناسب است. در پاره‏اى از مواد این کار انجام گرفته است و در پاره‏اى دیگر نیز اقدام خواهد شد. هم اکنون متون و جزوه‏هایى براى مواد درسى مختلف به شرح زیر مورد استفاده واقع مى‏شود: 1) منطق در این مورد متنى با عنوان مناهج الاستدلال تدوین شده است، نکات عمده‏اى که در این کتاب مورد توجه قرار گرفت عبارت است از: 1) از آنجا که کاربردى ترین مباحث منطق در علم کلام، مباحث مربوط به روشهاى استدلال است، در این کتاب فقط به این مباحث پرداخته شده است. 2) قسمتهایى از مباحث مربوط به قیاس که در کتابهاى متاخرین نیامده و آشنایى با آنها مفید است، تحت عنوان ملحقات قیاس مطرح شده است. 3) به مباحث مربوط به صناعات خمس - به ویژه برهان، جدل و مغالطه - اهمیت‏بیشترى داده شده است. 4) براى آنکه طلاب با متون قدیم و معتبر منطق آشنا شوند، در هر بخش گزیده‏هایى از عبارات آن کتابها به گونه اى که - حتى المقدور - به یکنواختى مباحث کتاب لطمه نزند، آورده شده است. 5) نشانى دقیق منابع و مآخذ در پاى صفحات ذکر شده تا مراجعه به آنها آسان گردد. تذکر: 1) موارد اختلاف بین منطق قدیم و جدید از طریق جزوه ضمیمه انجام مى گیرد. 2) به منظور تقویت پایه منطقى محصلان و محققان رشته تخصصى در زمینه منطق، کتاب منطق مرحوم مظفر نیز به عنوان متن جانبى مورد استفاده قرار مى‏گیرد. 2) معرفت‏شناسى تلخیص کتاب نظریة المعرفة تالیف آیة الله سبحانى براى بحث معرفت‏شناسى در نظر گرفته شده است. این کتاب از دوازده فصل تشکیل شده و مشتمل بر بحثهایى درباره علم و معرفت از دیدگاه فلاسفه قدیم و دید است. علاوه بر بحثهاى کتاب مزبور، بحثهاى جدیدتر در این باره نیز مورد توجه قرار دارد، و کتابهاى: اصول فلسفه و روش رئالیسم (جلد اول و دوم) و فلسفتنا (بخش عرفت‏شناسى و مباحث‏شناخت مرحوم استاد شهید آیة الله مطهرى و الاسس المنطقیة للاستقراء به عنوان متون جانبى و تکمیلى مورد استفاده واقعه مى شود. 3) فلسفه اولى. در این باره نخست کتاب نهایة الحکمة و پس از آن بحثهایى از اشارات (نمطهاى هشتم، نهم، دهم) و اسفار (جلد ششم و هفتم) و شرح منظومه حکیم سبزوارى (مبحث نفس) تدریس مى‏شود. تدریس این مجموعه ضمن اینکه آگاهیهاى لازم در بحثهاى مهم فلسفى را - که هر یک به گونه‏اى در مباحث کلامى مؤثر و راه گشاست - به طلاب مى‏دهد آنان را با متون مختلف نیز آشنا مى کند. 4) درآمد علم کلام جزوه اى تحت عنوان المدخل فى علم الکلام تدوین گردیده که مورد استفاده است و در کنار آن مقدمه چند کتاب معتبر که به این موضوع پرداخته‏اند نیز در نظر گرفته شده است که عبارتند از: 1) مقدمه المواقف فى علم الکلام از قاضى عضد الدین ایجى، 2) مقدمه شرح المقاصد از سعد الدین تفتازانى، 3) مقدمه شوارق الالهام از محقق لاهیجى، 4) مقدمه گوهر مراد از همو. 5) تاریخ و تطور علم کلام در این مورد جزوه اى تحت عنوان بحوث فى تاریخ الکلام الاسلامى تنظیم گردیده، تدریس مى‏شود. 6) مکتبها و فرقه‏هاى کلامى اگر چه مباحث مربوط به این عنوان در کتب ملل و نحل به صورت پراکنده وجود دارد ولى تدوین یک متن منسجم و فشرده در این باره لازم است که در بخشهاى عمده آن مى‏توان از تلخیص ملل و نحل نوشته آیة الله سبحانى بهره گرفت و در کتابهاى: مقالات الاسلامیین از اشعرى، الفرق بین الفرق از بغدادى، ملل و نحل از شهرستانى و جزوه هایى که به وسیله استاد مربوط به تنظیم مى‏شود به عنوان متون جانبى و تکمیلى استفاده مى شود. 7) مکتبها و مذاهب غیر اسلامى درباره ماتریالیسم کتابهاى مناسب و متعدد موجود است که کتاب الله خالق الکون (بخش مربوط به ماتریالیسم دیالکتیک (ص‏428- 637) به عنوان متن اصلى انتخاب شده و کتابهاى: فلسفتنا و نقدى بر مارکسیسم و اصول فلسفه و روش رئالیسم (ج 4، مقاله قوه و فعل) به عنوان متون جانبى و تکمیلى در نظر گرفته شده‏اند. و در مورد سایر مکتبها از کتابهاى تاریخ فلسفه و تاریخ ادیان و کتاب فلسفه معاصر تالیف کاپلستون و تاریخ ادیان تالیف جان، بیناس ترجمه على اصغر حکمت و رساله در تاریخ ادیان نوشته میرچا الیاده، ترجمه جلال ستارى و دایرة المعارفها و نیز جزوه‏هاى تنظیمى به وسیله استاد مربوط استفاده مى شود. 8) مسائل رایج علم کلام همان گونه که در بخش مواد درسى گذشت، مسائل رایج علم کلام در دو مقطع مختصر و مبسوط تدریس مى‏شود. متن درسى مقطع نخست تلخیص کتاب قواعد المرام تالیف ابن میثم بحرانى است و کتاب قواعد العقائد محقق طوسى نیز به عنوان متن جانبى در نظر گرفته شده است. و در مقطع دوم از متون کلامى زیر استفاده مى شود: کشف المراد، گوهر مراد، شرح المواقف، شوارق الالهام، شرح العقائد النفسیة، شرح تجرید قوشجى. بدین صورت که کتاب کشف المراد متن درسى درجه اول قرار گرفته و تمام مطالب مقاصد سوم تا ششم آن تدریس مى شود. و نیز بخشهایى از متون دیگر به دلیل اهمیت‏بحث‏یا پیچیدگى آن در کلاس مورد بررسى قرار مى گیرد و مطالعه موارد دیگر به محصلان واگذار مى شود. 9) مسائل جدید علم کلام در این باره متن جامع و مناسبى در اختیار نیست و کتابهاى خدا در فلسفه غرب و علم و دین اریان باریور به عنوان متون اصلى مورد استفاده قرار مى گیرد و از کتابهاى فلسفى دین نوشته جانهیک و فلسفه دین جان هاسپرز و جزوه هاى تنظیمى توسط استاد مربوط به عنوان متون جانبى و تکمیلى استفاده مى شود. 10) اصول و قواعد کلامى در این مورد از مجموعه‏اى که تحت عنوان القواعد الکلامیة تنظیم گردیده به عنوان متن درسى استفاده مى‏شود. و کتابهایى مانند عدل الهى، حسن و قبح عقلى، فطرت، سرمایه، ایمان و دیگر ماخذ کلامى به عنوان متون جانبى بهره گرفته مى‏شود. 11) مسائل ویژه کلامى در مورد برخى از مسائل ویژه کلامى متون مناسبى موجود است، مانند کتاب التوحید و الشرک و فى ظل اصول الاسلام و بحوث فى الملل و النحل (جلد 4 و 6) که مورد استفاده و در پاره‏اى از مسائل از جزوه تنظیمى توسط استاد مربوط استفاده مى شود. 12) الهیات در قرآن و حدیث مآخذ اصلى در مورد الهیات قرآن تفسیر المیزان و مفاهیم القرآن است و از سایر تفاسیر نیز بتناسب استفاده مى شود. و در مورد الهیات حدیث جزوه‏اى تحت عنوان الالهیات فى مدرسة اهل البیت علیهم السلام با مراجعه به اصول کافى، توحید صدوق، احتجاج طبرسى، نهج البلاغه، بحار الانوار و نیز شروح کتابهاى روایى تنظیم گردیده که تدریس مى‏شود. 13) روش تحقیق و نگارش در این باره جزوه‏اى که به وسیله استاد مربوط تنظیم شده مورد استفاده است و به کتابهایى که در خصوص این موضع نگارش یافته ارجاع داده مى شود. ه) برنامه اجرایى هر سال تحصیلى سال اول ماده درسى/متن اصلى/متن جانبى/ساعات در هفته/مجموع ساعات کلام مختصر / تلخیص قواعد المرام/قواعد العقائد/2/50 منطق/مناهج الاستدلال/ المنطق (ج 2 و 3) /2/50 معرفت‏شناسى/بحوث فى نظریة المعرفة/اصول فلسفه و روش رئالیسم (ج 1 و 2)، /2/50 فلسفتنا (بخش نظریة المعرفة)، شناخت از مرحوم مطهرى، الاسس المنطقیة للاستقراء، شناخت در فلسفه اسلامى./2/50 فلسفه/نهایة الحکمة/4/100 مدخل علم کلام/المدخل فى علم الکلام/ مقدمه کتابهاى: المواقف فى علم الکلام، شرح المقاصد، شوارق الالهام، گوهر مراد./1/25 ///11/275 سال دوم ماده درسى/ متن اصلى/ متن جانبى/ ساعات در هفته / مجموع ساعات کلام مبسوط/ کشف المراد/ بخش الهیات المواقف و شرح آن، بخش الهیات شرح تجرید قوشجى، بخش الهایت‏شوارق الالهام، بخش الهیات گوهر مراد، الالهیات 1- 4./3/75 قواعد کلامى/ القواعد الکلامیة/حسن و قبح عقلى، عدل الهى، فطرت، سرمایه ایمان، گوهر مراد / 1 / 25 فلسفه/ نهایة الحکمة//4/100 روش تحقیق و نویسندگى آشنایى با منابع کلامى/جزوه استاد //1/25 مذاهب و فرق کلامى در دنیاى اسلام / تلخیص بحوث فى الملل و النحل/ مقالات الاسلامیین از اشعرى، الفرق بین الفرق از بغدادى، الملل و النحل از شهرستانى، فرق الشیعه از نوبختى./ 1/25 ///10/250 سال سوم ماده درسى/ متن اصلى/ متن جانبى / ساعات در هفته /مجموع ساعات کلام مبسوط / کشف المراد / کتابهایى که قبلا نام برده شد/ 2/ 50 تاریخ و تطور علم کلام / بحوث فى تاریخ الکلام الاسلامى / کتب ملل و نحل و تاریخ / 1/ 25 فلسفه/شرح اشارات (نمطهاى 8، 9، 10//2/50 فرق و مذاهب غیر اسلامى یهود و مسیحیت و .../ جزوه استاد / تاریخ ادیان، اسلام و عقائد و آراء بشرى، التوحید و التثلیث، مصقل صفا، کتب ملل و نحل./2/50 مسائل جدید کلامى/ خدا در فلسفه غرب، علم و دین. / فلسفه دین از جان هیک، فلسفه دین از جان هاسپرز، جزوه استاد. / 3/75 ///10/250 سال چهارم ماده درسى/ متن اصلى/ متن جانبى / ساعات در هفته / مجموع ساعات الهیات فلسفه / اسفار (ج 6 و 7) / شرح حکمة الاشراق (الانوار الالهیة، المقالة 1 تا 3)، شرح الهدایة الاثیریة (القسم الثالث من الالهیات)، اسرار الحکم (بابهاى 1 تا 3) ./2/50 ماتریالیسم دیالکتیک/الله خالق الکون (ص468- 637) /فلسفتنا، نقدى بر مارکسیسم، اصول فلسفه و روش رئالیسم (جلد 4)، جزوه استاد 2/50 الهیات در قرآن/ المیزان، مفاهیم القرآن./تفسیر الکبیر از فخر رازى، مجمع البیان از طبرسى، المنار از عبده./3/37/ در نیم سال اول الهیات در حدیث/الالهیات فى مدرسة اهل البیت علیهم السلام/ شرح اصول کافى از صدر المتالهین، الوافى از فیض کاشانى (ج 1)، مرآة العقول (بخش عقاید)، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید./3 در نیم سال دوم/50 مسائل ویژه کلامى / کتابها، رساله‏ها و مقاله‏هاى مناسب با هر موضوع مانند التوحید و الشرک و البدعة و البداء و .../متون کلامى، تفسیرى، روایى، تاریخى (بخشهاى مربوط به موضوع) مانند: صحاح سته اهل سنت، بحار الانوار، الغدیر و ..../2/50 فلسفه/ شرح منظومه (مبحث نفس) /جلد هشتم اسفار، مبحث نفس اشارات، اسرار الحکم (باب چهارم)، شرح الهدایه (مبحث نفس./1/25 ///10/249 و) شیوه آموزش شیوه آموزش در رشته تخصصى کلام تلفیقى است از روشهاى متداول در حوزه و دانشگاه که در محورهاى زیر خلاصه مى‏شود. 1) تدریس متن درسى به صورت رایج‏حوزه‏ها. 2) تبیین مطالب با استفاده از تابلو. 3) واگذارى بخشى از مطالب به محصلان و محققان تا با مراجعه به متون جانبى که قبلا یادآور شدیم آنها را بررسى کنند. 4) نوشتن مقاله تحقیقى به صورت فردى یا گروهى و ارائه آن در کلاس و ارزیابى آن توسط استاد. 5 گرفتن امتحان در هر سال تحصیلى در دو مقطع و معدل گیرى و تشویق افراد ممتاز. 6) تعیین موضوعات براى تحقیق در ایام غیر تحصیلى. حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> حوزه طلاب غیر ایرانى آشنائى با مرکز جهانى علوم اسلامى منبع: جزوه آشنایى با مرکز جهانى علوم اسلامى حوزه‏هاى علمیه مذهب تشیع از ابتداى حیات خویش در اوایل قرن سوم هجرى قمرى (قرن هشتم میلادى) تاکنون پیوسته مرکز فقه و اجتهاد، تزکیه و جهاد، هدایت و ارشاد مردم و تبیین‏گر ارزشهاى والاى الهى و اسلامى در اجتماع بوده است و در پرتو تلاشهاى خالصانه فقیهان وارسته، اندیشمندان و پژوهشگران توانا و مراجع بزرگوار، توانسته است چونان چراغ هدایت فرا راه پویندگان طریق حقیقت‏به نورافشانى بپردازد. در هر عصر، یکى از مراکز عمده حوزوى نظیر کوفه، اصفهان، نجف و... محور اصلى و پرچمدار رسالت عظیم حوزه‏هاى علمیه در آگاهى بخشى به جامعه بوده و اکنون نیز «حوزه علمیه قم‏» ایفاى چنین نقشى را به عهده گرفته و کانون توجه دلهاى مشتاق و خداجو مى‏باشد. «حوزه علمیه قم‏» با پشتوانه هزار ساله خود، دریاى بیکران علم و معرفت و پرورش دهنده چهره‏هاى برجسته و درخشانى است که تندیسهاى دانش، اخلاق و فضیلت‏بوده و هر یک به سهم خود، منشا برکتها و آثار شگرفى گردیده و در رشد و بالندگى حوزه‏هاى علمیه و فرهنگ دینى جامعه اسلامى و نیز تامین نیازهاى فکرى و معنوى آن تاثیر بسزائى داشته‏اند که در میان آنان وجود ملکوتى مجدد و احیاگر فرهنگ اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله در قرن بیستم، رهبر کبیر انقلاب اسلامى و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، حضرت امام خمینى(ره) درخشنده‏ترین و پرآوازه‏ترین آنها بوده و نقش منحصر به فردى دارند. «مرکز جهانى علوم اسلامى‏» در ادامه حیات پرشور و ثمر حوزه علمیه قم و در راستاى تامین نیازهاى فکرى و معنوى مسلمانان جهان، به منظور تعلیم و تربیت علاقه‏مندان به علوم اسلامى از فراسوى مرزهاى جمهورى اسلامى ایران، پس از پیروزى انقلاب اسلامى، «فوریه 1979» فعالیت‏خویش را آغاز نموده و تاکنون هزاران نفر از مشتاقان فراگیرى علوم اسلامى، در دامانش تربیت‏یافته و مدارج علمى و اخلاقى را طى نموده‏اند. براى کسب اطلاعات بیشتر به نمایندگى سیاسى یا فرهنگى جمهورى اسلامى ایران در کشور خود مراجعه نموده و یا با آدرسهاى زیر مکاتبه کنید: قم - خیابان حجتیه - مرکز جهانى علوم اسلامى - ص.پ 439 کد پستى 37185 تلفن 742086 - 743289 - 740668 - نمابر 742015 - 0251 آدرس و ارتباط از طریق پست الکترونیک: Islamic-World-Center2?noornet.net حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> حوزه طلاب غیر ایرانى پذیرش منبع: جزوه آشنایى با مرکز جهانى علوم اسلامى «مرکز جهانى علوم اسلامى‏» متقاضیان و علاقه‏مندان به تحصیل علوم اسلامى را بر اساس موارد زیر به دو صورت «بورسیه کامل و نیمه بورسیه‏» پذیرش مى‏کند. 1- شیوه‏هاى پذیرش: - پذیرش توسط هیاتهاى اعزامى از سوى مرکز. - پذیرش مکاتبه‏اى. - پذیرش حضورى (حضور داوطلب در جمهورى اسلامى ایران). 2- شرایط پذیرش: الف - دوره بلند مدت: شرایط پذیرش در دوره بلند مدت که تحصیل در مقاطع کارشناسى، کارشناسى ارشد و دکتراى نظام مقاطع و نیز سطوح مختلف نظام پایه‏اى را در بر مى‏گیرد، به قرار زیر است: 1- اعتقاد به دین مبین اسلام. 2- برخوردارى از صلاحیتهاى اخلاقى، سیاسى و اجتماعى. 3- برخوردارى از سلامت جسمى، روحى و عدم نقص عضو. 4- دارا بودن حداقل 18 سا و حداکثر 22 سال سن (مدت تحصیل در حوزه یا دانشگاه به حداکثر سن اضافه مى‏گردد.) 5- ارایه مدرک تحصیلى دیپلم (براى مقاطع بالاتر از کارشناسى، ارایه مدرک کارشناسى و بالاتر شرط است.) 6- دارا بودن گذرنامه معتبر (داراى حداقل اعتبار 2 سال). 7- تعهد اشتغال به تحصیل به مدت یک مقطع تحصیلى. 8- قبولى در آزمون و مصاحبه. اولویتهاى پذیرش در دوره‏هاى بلند مدت: 1-حافظان و قاریان برجسته قرآن کریم. 2- مجرد بودن یا امکان تامین مسکن توسط داوطلب در ایران. 3- فارغ التحصیلان حوزه‏هاى علمیه خارج از کشور. 4- فرزندان علماء و شخصیتهاى کشورها. 5- دارندگان تحصیلات عالى یا ویژه. 6- آشنائى به زبانهاى خارجى و رسمى (تسلط به زبان دوم) 7- فعالیت در امور مذهبى، فرهنگى، هنرى و سیاسى. ب - دوره کوتاه مدت: شرایط پذیرش در این دوره که ویژه امامان جمعه و جماعت، شخصیتهاى علمى - فرهنگى و فعالان عرصه تبلیغ دین مى‏باشد، به شرح زیر است: 1- اعتقاد به دین مبین اسلام و پیروى از مکتب اهلبیت علیهم السلام. 2- تسلط کامل به قرائت قرآن. 3- آشنایى با احکام فقهى مورد نیاز. 4- اشتغال فعلى به فعالیتهاى علمى و تبلیغى. 5- تسلط کامل به یکى از زبانهاى عربى یا انگلیسى. 3- مدارک مورد نیاز براى پذیرش: 1- فرم تکمیل شده تقاضاى پذیرش. 2- مدارک مربوط به سوابق علمى و اجتماعى. 3- تصویر گذرنامه معتبر (حداقل به مدت 2 سال). 4- معرفى نامه از سوى دو تن از شخصیتهاى علمى و مذهبى مشهور یا از نهادهاى وابسته به جمهورى اسلامى ایران. 5- شش قطعه عکس جدید. حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> حوزه طلاب غیر ایرانى آموزش منبع: جزوه آشنایى با مرکز جهانى علوم اسلامى آموزش در «مرکز جهانى علوم اسلامى‏» به 2 شیوه انجام مى‏پذیرد: 1- شیوه آموزش پایه‏اى: این شیوه آموزشى (روش متداول حوزه‏هاى علمیه) داراى 3 سطح بوده و هدف نهائى آن، تربیت مجتهد است: - سطح اول: دانش پژوهان، دوره‏اى از فقه و اصول نیمه استدلالى را به همراه سایر علوم اسلامى فرامى‏گیرند. - سطح دوم: در این سطح روش استدلالى فقه، اصول و سایر علوم دینى را مى‏آموزند. - سطح سوم: به بحثهاى نظرى و استنباطى مسایل فقهى، اصولى و... اختصاص مى‏یابد. طلاب کشورهایى نظیر عراق، افغانستان، پاکستان، هندوستان، ترکیه، لبنان، عربستان سعودى، بحرین و... که داراى سابقه حوزه‏هاى علمیه (سنتى) هستند براى این شیوه آموزش پذیرش مى‏شوند. 2- شیوه آموزش نوین (نظام واحدى): این شیوه آموزشى با بهره‏گیرى از دستاوردهاى جدید حوزه و دانشگاه، طراحى شده و داراى 5 مقطع تحصیلى مى‏باشد: 1- کاردانى معارف اسلامى: با هدف تربیت مربى امور دین; 2- کارشناسى علوم و معارف اسلامى: با هدف تربیت مبلغ و معلم; 3- کارشناسى ارشد: با هدف تربیت استاد و محقق در رشته‏هاى مختلف مانند: فقه و اصول، فلسفه و کلام، ادیان و مذاهب، تاریخ اسلام، علوم قرآن و حدیث، تبلیغ و ارتباطات; 4- دکترا: با هدف تربیت متخصص در رشته‏هاى گوناگون براى پاسخگویى نیازهاى فرهنگى جهان اسلام; 5- اجتهاد: با هدف تربیتى صاحبنظران مورد نیاز جهان اسلام در رشته‏هاى گوناگون; حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> حوزه طلاب غیر ایرانى پژوهش منبع: جزوه آشنایى با مرکز جهانى علوم اسلامى علاوه بر پژوهشهایى که طلاب در دوران تحصیل خود انجام مى‏دهند، پژوهشهاى برتر طلاب و فضلاى غیر ایرانى در زمینه‏هاى مختلف و گوناگون مانند تالیف کتاب، نگارش مقاله، ترجمه و تحقیق در آثار علمى گذشتگان، در قالب «جشنواره شیخ طوسى‏» برگزار و به پدیدآورندگان آثار برتر جوایزى اهدا مى‏گردد. حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> حوزه طلاب غیر ایرانى امور فرهنگى منبع: جزوه آشنایى با مرکز جهانى علوم اسلامى از آنجا که در اصول اسلامى تعلیم همواره با تزکیه همراه است، پرداختن به امور تربیتى طلاب و فراهم نمودن بستر مناسب براى ارتقاع معنوى آنان و نیز بهره‏گیرى از توانایى‏هاى طلاب در زمینه‏هاى گوناگون فرهنگى و ایجاد شرایط مناسب جهت رشد و ترقى همسران طلاب و فرزندان آنان، از جمله فعالیتهاى فرهنگى «مرکز جهانى علوم اسلامى‏» مى‏باشد، که در قالب برنامه‏هاى ذیل ارائه مى‏شود: 1- تعلیم اصول اخلاق اسلامى و آداب تربیتى; 2- آموزش‏هاى قرآنى (حفظ، قرائت، تجوید); 3- برگزارى مراسم مذهبى جهت‏بزرگداشت‏شعائر اسلامى و مشارکت طلاب در صفوف نمازهاى جمعه و جماعت. 4- ارایه خدمات مشاوره براى کاهش مشکلات روحى و عاطفى; 5- آموزش معارف اسلامى و هنرى براى خانواده‏ها; 6- برنامه‏ریزى براى اوقات فراغت فرزندان طلاب; 7- فعالیتهاى ورزشى; 8- برگزارى اردوهاى زیارتى، تفریحى و آموزشى; 9- ارایه خدمات اطلاع رسانى و فرهنگى به طلاب هر ملیت در قالب انجمن‏هاى فرهنگى طلاب حوزه علمیه > حوزه علمیه قم> حوزه طلاب غیر ایرانى خدمات ادارى و رفاهى منبع: جزوه آشنایى با مرکز جهانى علوم اسلامى پذیرش شدگان با توجه به شکل پذیرش در برابر مقررات از خدمات زیر بهره‏مند مى‏شوند: 1- تسهیلات استفاده کنندگان از بورسیه کامل - ارسال روادید تحصیلى و اعطاى اقامت‏سالانه. - تسهیلات مسکن جهت طلاب متاهل (طلابى که در زمان تحصیل ازدواج نموده یا پس از 2 سال تحصیل همسر خود را به ایران بیاورند) و نیز تامین خوابگاه طلاب مجرد. - تهیه بلیت اولین ورود به ایران و مساعدت در هزینه سفر پس از فارغ‏التحصیلى. - تهیه بلیت‏سفر براى یکبار به صورت رفت و برگشت در طول تحصیل. - بیمه درمانى، وام، کمک هزینه تحصیلى. - کمک هزینه مسکن (براى افرادى که از منزل سازمانى استفاده نمى‏کنند.) 2-تسهیلات استفاده کنندگان نیمه بورسیه: - روادید تحصیلى و اعطاى اقامت‏سالانه. - کمک هزینه مسکن. - بیمه درمانى و وام. ارتباط با ما قم - خیابان حجتیه - مرکز جهانى علوم اسلامى - ص.پ 439 کد پستى 37185 تلفن 742086 - 743289 - 740668 - نمابر 742015 - 0251 آدرس و ارتباط از طریق پست الکترونیک: Islamic-World-Center2@noornet.net مدارس علمیه قم مدرسه آملیه مدرسه آیة‏الله گلپایگانى مدرسه آیة‏الله مرعشى نجفى مدرسه ابوالصدق مدرسه امام الحسین(ع) مدرسه الامام العسکرى(ع) مدرسه الامام المهدى(ع) مدرسه الامام الهادى(ع) مدرسه الرسول الاعظم(ص) مدرسه السید حسن الشیرازى مدرسه الوندیه مدرسه امام الخامنه‏اى مدرسه امام باقر(ع) مدرسه امام حسن مجتبى(ع) مدرسه امام خمینى(ره) مدرسه امام صادق(ع) مدرسه امام هادى(ع) مدرسه امیرالمؤمنین(ع) مدرسه بعثت مدرسه جابربن حیان جامعة الزهراء (خواهران) مدرسه جعفریه مدرسه حاج سید صادق مدرسه حاج غضنفر مدرسه حجتیه مدرسه حسنیه مدرسه حضرت معصومه(س) (خواهران) مدرسه دارالشفاء مدرسه رسول اکرم(ص) مدرسه سعادت مدرسه شرف الدین عاملى مدرسه شهابیه مدرسه شهید صدر مدرسه شهیدین مدرسه صادقیه مدرسه صدوق مدرسه عالى قضایى مدرسه علوى مدرسه فاطمیه مدرسه فیضیه مدرسه قدیریه مدرسه کرمانى‏ها مدرسه معصومیه مدرسه مهدى موعود(عج) مدرسه نایینى مدرسه وحیدیه مدرسه ولى عصر(عج) مدینة العلم معهد الدراسات الاسلامیه مکتب المهدى(عج) مکتب توحید کتابخانه‏هاى حوزه علمیه قم کتابخانه امانى و عمومى دفتر تبلیغات اسلامى کتابخانه پژوهشکده باقر العلوم(ع) کتابخانه پژوهشکده حوزه و دانشگاه کتابخانه تخصصى ادبیات کتابخانه تخصصى تاریخ کتابخانه تخصصى تفسیر و علوم قرآن کتابخانه تخصصى دارالحدیث کتابخانه تخصصى علوم حدیث کتابخانه تخصصى علوم و مفاهیم قرآن کتابخانه تخصصى صاحب الزمان(عج) کتابخانه تخصصى فقه و اصول کتابخانه جامعة الزهراء(س) کتابخانه عمومى آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) کتابخانه عمومى آیة‏الله العظمى گلپایگانى کتابخانه عمومى آیة‏الله العظمى مرعشى نجفى کتابخانه عمومى مدرسه حجتیه کتابخانه عمومى مدرسه شهیدین کتابخانه عمومى مسجد اعظم کتابخانه مدرسه فیضیه کتابخانه مرجع دفتر تبلیغات اسلامى کتابخانه مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى کتابخانه مؤسسه در راه حق نشریات و مجلات حوزه علمیه قم الحیاة اندیشه حوزه آیینه پژوهش با معارف اسامى آشنا شویم بینات پاسدار اسلام پوپک پژوهشهاى قرآنى پیام حوزه پیام زن تراثنا ترجمان وحى حکومت اسلامى حوزه حوزه و دانشگاه درسهایى از مکتب اسلام رسالة الثقلین ره‏آورد نور سلام بچه‏ها علوم حدیث علوم سیاسى فقه فقه اهل‏بیت فقه اهل البیت کتاب نقد کلام کیهان اندیشه کوثر مبلغان معرفت نامه مفید نگاه حوزه نور علم هفت آسمان مراکز تحقیقاتى حوزه علمیه قم بنیاد بعثت بنیاد فرهنگى اسلام بنیاد نهج البلاغه پژوهشکده باقر العلوم(ع) پژوهشکده حوزه و دانشگاه پژوهشکده دفتر اندیشه اسلامى دارالقرآن الکریم آیة‏الله العظمى گلپایگانى دفتر انتشارات اسلامى دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم دفتر مجامع مقدماتى فرهنگستان علوم اسلامى مجمع جهانى اهلبیت(ع) مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى مرکز فرهنگ و معارف قرآن مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامى دفتر تبلیغات مرکز معجم فقهى آیة‏الله العظمى گلپایگانى مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى(ره) مؤسسه تعلیماتى - تحقیقاتى امام صادق(ع) مؤسسه دارالحدیث مؤسسه در راه حق مؤسسه معارف اسلامى امام رضا(ع)