حسن مرتضوی عرفان عملی وتصوف

مباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف
 
مراحل تحصیل در حوزه
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦  
مراحل تحصیل در حوزه‏هاى علمیه نحوه تدریس در حوزه با گذشت زمان تغییر کرده است. تا نمیه دوم قرن چهاردهم هجرى دانش‏آموز وارد مکتب‏خانه مى‏شد. و پس از آشنایى با حروف به فراگرفتن قرآن کریم مى‏پرداخت و پس از آشنایى مختصرى با مقدمات صرف و نحو و غیره به حوزه داخل مى‏گردید. ولى بعد از افتتاح مدارس جدید و انقراض مکتب‏خانه‏ها دانش‏آموزان پس از تکمیل دوره اول یا دوم متوسطه به حوزه ملحق مى‏گردند. تاکنون چنین مرسوم و رایج بوده است که هر طلبه‏اى با ورود به حوزه علمیه در دوران تحصیل خود، مراحل مشخصى از سطوح علمى را پشت‏سر مى‏گذاشت. ابتدا، این مراحل را به طور اجمال مد نظر قرار مى‏دهیم، تا زمینه بحث از موضوع اصلى فراهم آید: 1) دروس مقدماتى; 2) سطح; 3) خارج; 4) دروس تخصصى; 5) دروس جنبى. 1) دروس مقدماتى: شامل صرف و نحو زبان عربى، معانى و بیان و منطق است که هدف اصلى از این درس‏ها، تسلط طلاب به «زبان قرآن‏» مى‏باشد و این مرحله در حکم کلید فهم معارف اسلام است; چرا که احادیث و سنت پیامبر اکرم و ائمه اطهار - صلوات الله علیهم - به همین زبان است. (1) این دوره بین سه تا چهار سال به طول مى‏انجامد. 2) دروس سطح: شامل علم اصول و فقه است. در اصول معمولا کتاب‏هاى معالم، اصول الفقه، رسائل و کفایه و در فقه کتاب‏هاى مختصر النافع، لمعه و مکاسب مورد توجه قرار گرفته است. البته در بعضى از حوزه‏ها کتاب‏هاى دیگرى نیز براى تدریس استفاده مى‏شود. هدف عمده در این مرحله، آشنایى طلبه با فقه و اصول و متون مربوط به آنهاست که با مطالعه متون فقهى و اصولى علماى پیشین، اولا: از نظرها و ابتکارهاى آنان و شیوه استدالال فقهى و اصولى و مبانى ایشان اطلاع مى‏یابد، ثانیا: خود را براى استنباط از احادیث و آیات در درس خارج آماده مى‏کند. این دوره معمولا 5 تا 7 سال طول مى‏کشد. 3) درس خارج فقه و اصول: در این مرحله، استاد و شاگرد مقید به متن خاصى نیستند، اما براى منظم شدن سیر بحث، یک متن فقهى مثل شرایع، تحریر الوسیله، عروة الوثقى یا یک متن اصولى مثل کفایة الاصول را انتخاب مى‏کنند و بر اساس آن، بحث را ادامه مى‏دهند. در این درس‏ها استاد با بررسى دلایل و شواهد هر مطلب، نظر نهایى خود را ارائه مى‏کند و شاگردان در پذیرش یا رد نظر استاد، مختار هستند. هدف اصلى در این مرحله، تمرین و پرورش قوه استنباط و اجتهاد طلاب است، تا آنان در علم فقه، صاحب نظر شوند و بتوانند هر مسئله جدید فقهى را با توجه به منابع چهارگانه احکام: کتاب، سنت، علق و اجماع حل کنند و به اصطلاح، رد فروع بر اصول کنند. در این دوره دروس فقه و اصول در حد عالى تدریس مى‏گردد و استاد هنگام تدریس بدون استفاده از کتاب و با بهره‏گیرى از حافظه به تدریس مشغول مى‏گردد که به درس خارج شهرت یافته است. شاگرد در این مرحله دروس سطح و عالى خود را تکمیلا دنبال مى‏کند و بسته به طرز تفکر خود قسمت‏هاى خارج فلسفه و عرفان و دیگر دروس را بحث و تحقیق و بعضى اوقات تالیف و تدریس مى‏نماید. و شاگردان ممتاز تقریرات استاد را با مراجعه به منابع و تحقیق کافى به رشته تحریر در آورده و تایید استاد را از نوشته‏هاى خود به دست مى‏آورند. و دوره خارج معمولا بین هشت تا ده سال بر مبناى استعداد شاگرد و تبحر استاد طولانى خواهد بود و جلسات تدریس بین یک تا دو ساعت ادامه دارد. و بعضى از شاگردان در حلقات درس اساتید مختلف حاضر مى‏گردند. و هم در این مرحله است که طلاب با استعداد و فاضل حوزه‏ها به درجه اجتهاد که آخرین مراحل تکامل علوم حوزوى است دست‏یافته و از اساتید خود اجازه آن را دریافت مى‏نمایند. و بعضى از این اجازات خود از آثار ارزشمند علمى و ادبى است که اساتید حوزه‏ها براى شاگردان ممتاز خود نوشته و از قرون گذشته تا کنون به یادگار مانده است. در این مرحله جهت تدریس، کتاب خاصى نیست استاد بر حسب قدرت استنباط و احاطه وى به علوم پس از رنج بسیار مطالب درس خود را از کتابهاى گوناگون استخراج نموده و لب مطالب را گرد آورى نموده و براى شاگردان به تدریس مى‏پردازند هنگام بحث‏شاگردان فاضل و هوشمند از دیگران و سایرین تمیز داده مى‏شوند و قدرت استنباط و ملکه او ظاهر مى‏گردد. طلاب دینى معمولا بیش از یک دوره به درس خارج حاضر مى‏گردند و بر حسب کوشش و هوشمندى شاگرد بعضا به مقام شامخ اجتهاد نائل مى‏گردند. 4) دروس تخصصى: هدف از این دروس - که تحت عنوان رشته‏هاى تفسیر، کلام، تبلیغ و ... شروع شده است - پرورش متخصص، در رشته‏هاى خاص مورد نیاز حوزه و جامعه است. این کار پرارزش باعث مى‏شود که شخص علاوه بر اجتهاد در فقه و اصول، در یکى از رشته‏هاى علوم اسلامى متبحر شود، تا بتواند منشا خدمات مفیدى در حوزه و جامعه شود; نه این که بعد از صرف مدت زمان طولانى براى تحصیل، به نتیجه مطلوبى نرسد، چنانکه شهید مطهرى(ره) مى‏گوید: «وقتى که ما از قم به تهران رفتیم، احساس کردیم که مردم به چیزهایى نیاز دارند که ما نمى‏دانیم و ما مطالبى یادگرفته‏ایم که مورد نیاز مردم نیست.» (2) 5) دروس جنبى یا عمومى: در حوزه علمیه قم و در بعضى شهرستانها، همزمان با دوره مقدمات و سطح، درسهایى تحت عنوان عقاید، تفسیر، اقتصاد، ملل و نحل، علوم قرآن، اخلاق و ... تعلیم داده مى‏شود که در رشد فکرى طلاب و گسترش اطلاعات علمى آنها موثر است. این درس‏ها هر چند لازم است، ولى مرحله مستقلى در درس‏هاى حوزه محسوب نمى‏شود. پى‏نوشتها 1- در این جا از زبان عربى به زبان قرآن تعبیر شد تا جوابى بر این اشکال باشد که چرا علما و طلاب بعد از سال‏ها خواندن دروس عربى نمى‏توانند با میلیون‏ها عرب زبان در جهان اسلام ارتباط برقرار کنند و معارف اسلام را به آنان آموزش دهند؟ پاسخ این است که، وظایف حوزه‏ها فهم معارف قرآن و احادیث است و این کار با آشنایى کامل به مفاهیم، اصطلاحات، الفاظ و معانى و بیان و صرف و نحو زبان عربى مربوط به دوران نزول وحى میسر است و ربطى به زبان عربى معاصر و رشد و تحول آن ندارد. هر چند این نقص در مجموعه نظام حوزه خودنمایى مى‏کند و حوزه‏ها مى‏توانند و در صدد هستند که براى ارتباط و صدور معارف دینى به جهان اسلام، مسلح به زبان عربى روز شوند، تا این قبیل نارسایى‏ها جبران شود. 2- روزنامه جمهورى اسلامى، ش 3645، ص 12 و ش 3567، ص 12. شیوه‏هاى تحصیل و تدریس در حوزه‏هاى علمیه صفحه 27 محمد على رضایى محل تحصیل و تدریس در حوزه‏هاى علمیه مساجد از صدر اسلام فضاى تدریس و مراکز درس و بحث‏شناخته شدند. قرائت قرآن کریم و تفسیر و آموزش اصول و فروع دین از جمله موضوعاتى بودند که در مساجد تدریس مى‏شدند و حلقات علمى را به خود اختصاص مى‏دادند و اى بسا در مسجدى دو یا چند حلقه درس در یک زمان تشکیل مى‏گردید. همچنین باید مکتب خانه‏ها، کتابفروشى‏ها، خانه‏هاى دانشمندان دینى و حجره‏ها را در ردیف مکانهایى قرار داد که در آنها به آموزش پرداخته مى‏شد. مکتب خانه‏ها جایى بود که بیشتر کودکان در آن براى آموزش خط و حساب و ادبیات و عربى و قرآن کریم حاضر مى‏شدند و در حقیقت علوم ابتدایى و خواندن و نوشتن در آن معمول بود. این روند تا ایجاد مدارس به گونه نو در ایران رواج داشت. از آنجایى که کتابفروشان خود ادیبانى با فرهنگ بودند و در پناه این پیشه که خواندن و آگاهى را بر ایشان ارزانى مى‏داشت، به دنبال کامجویى معنوى مى‏رفتند و دانشوران و ادیبان را به سوى کانون خود مى‏کشاندند، سوداگرانى سود آفرین محسوب نمى‏شدند، بلکه بیشتر به دانشهاى خود مى‏افزودند و دیگران را بهره‏مند مى‏ساختند. خانه‏هاى دانشمندان یکى دیگر از مکانهایى است که به قدمت تاریخ اسلامى براى تعلیم و تربیت دانشجویان تعیین شده بود. خانه پیامبر خدا و بعضى از اصحاب از نخستین مراکز آموزش علوم اسلامى به شمار مى‏روند. همچنین حجره‏ها و مغازه‏هایى که علماى دینى در شهرهاى دور و نزدیک جهان اسلام براى اداره امو مسلمانان و رسیدگى به مسایل حقوقى و قضایى آنان بر پا داشته بودند، از دیگر مکانهاى تدریس معارف قرآنى شناخته مى‏شوند. چرا که آنان به عنوان فرزانگان شهر که داراى وجهه مردمى نیز مى‏باشند، مورد رجوع ارباب فضل و دانشجویان بوده‏اند. در شهرهایى که اماکن متبرکه و مقدسى وجود دارد، به حساب معمول مرکز تجمع طلاب علوم دینى و یکى از مکانهاى تدریس شناخته مى‏شود. لذا امامزاده‏ها، مقبره‏هاى علماى دینى و اولیاى خدا از مکانهاى تدریس محسوب مى‏گردند. مرحله بعد برپایى مدرسه‏هاست که مکانى ویژه تحصیل و تدریس شناخته شده است. در انگیزه ایجاد مدارس سخنان بسیارى گفته شده، که به دو عامل عمده اشاره مى‏شود: یکى از علل عمده انگیزه پیدایش مدارس عملیه که به حسب معمول در کنار مراقد بزرگان یا مساجد دایر مى‏گردید، این است که با افزایش دانش پژوهان و فزونى حلقه‏هاى درس تزاحمى بین آموزش و پرستش ایجاد مى‏شد که با مکان یابى جدیدى به عنوان مدرسه این مزاحمت از میان مى‏رفت و با ایجاد خوابگاه‏ها در کنار مدرس‏ها، بر رفاه دانش پژوهان افزوده مى‏گشت. دکتر احمد شبلى، استاد تاریخ و تمدن اسلامى در دانشگاه قاهره دلیل دیگرى بر ایجاد مدرسه‏هاى علمیه بیان مى‏دارد. وى عقیده دارد برپایى مدارس که نخست به دست «خواجه نظام الملک‏» (م 485 ق.) رخ داده است، مقابله با گسترش و پیشرفت‏شیعه در زمان خاندان بویه و فاطمیان در عراق و سوریه و مصر بوده است. وى مى‏گوید: «فتح بغداد به ست‏سلجوقیان (25 محرم 447 ق.) سر فصلى بود در پیکار با تشیع آنجا. عقاید شیعه که به دست دودمان بویه آبیارى شده بود دیرى در بغداد نپایید. روشى که سلجوقیان در جایگزینى شیوه تفکر سنى، به جاى مسلک خاص شیعه، پى گرفتند یک تبلیغ متقابل بود. پس براى آموزش مواد دینى مى‏بایست مدرسه‏ها و دانشسراها ساخته و پرداخته مى‏شدند. بزودى پس از روى کار آمدن این دودمان، نظام الملک (م 485 ه) وزیر «آلب ارسلان‏» و «ملکشاه‏» به این تصور جامه عمل پوشاند. نظام الملک مدرسه‏هایى شکوهمند پى‏افکند که در بغداد، نیشابور و بسیارى شهرهاى دیگر پس از او به نام این وزیر (نظامیه) خوانده شد. بنیاد مدرسه‏ها بدین منظور هرگز پس از آن درنگ نپذیرفته است، ولى از میان همه دنباله‏روان نظام الملک در این زمینه هیچ کدام از نورالدین زنگى - نخستین پایه گذار مدرسه‏ها در دمشق - برجسته‏تر نبودند.» (1) دکتر مصطفى جواد استاد ژرف‏نگر دانشگاه بغداد نقدى بر کتاب دکتر شبلى دارند که در مجله «الاستاذ» به چاپ رسیده است. این پژوهشگر شیعى در مورد سخن فوق گوید: « ... هر چند این گفته از سخنان برخى از تاریخ نگاران شافعى است، ولى مهر بطلان بر آن خورده است. زیرا پیش از نظام الملک مدرسه‏هایى چند در شهرهاى ایران شناخته و دانسته شده بودند. تاج الدین سبکى شافعى در زندگینامه نظام‏الملک مى‏نویسد: «و استادم ذهبى پنداشته است که نظام الملک نخستین سازنده این مدرسه‏ها بود، ولى این چنین نیست، زیرا مدرسه بیهقى نیشابور پیش از زاده شدن نظام الملک برپا بوده است. و نیز مدرسه سعدیه نیشابور را امیر نصر پسر سبکتکین، برادر سلطان محمود غزنوى، بنیاد نهاد که در آن هنگام فرماندار نیشابور بود. مدرسه سوم در نیشابور را ابوسعیداسماعیل بن على بن مثناى استرآبادى، واعظ صوفى و استاد سخنور برپا ساخت و مدرسه چهارم نیز در نیشابور ساخته شد براى استاد ابو اسحاق اسفرایینى. «حاکم‏» در شرح حال این استاد مى‏نویسد: پیشتر مانند این مدرسه، یعنى مدرسه استاد استرآبادى، در نیشابور ساخته نشده بود. این گفته بروشنى مى‏رساند که پیش از نظام الملک (نظامیه) مدرسه دیگرى ساخته شده بود و من به این اندیشه رسیدم و این گمان بر من چیره آمد که نظام الملک نخستین کسى است که براى نخستین بار براى دانشجویان کمک هزینه‏هاى تحصیلى (شهریه دانشجویى) تعیین کرد، ولى برایم روشن نشد که مدرسه‏هاى پیش از نظامیه براى دانشجویان کمک هزینه تحصیلى داشتند یا نه؟ آنچه آشکارتر مى‏نماید این است که نداشتند.» (2) راستش این است که «ذهبى‏» نخستین گوینده این سخن بوده است، زیرا پیش از او «ابن خلکان‏» در وفیات الاعیان خود به هنگام نگارش زندگینامه نظام الملک همین گفته را آورده است: «و او (نظام الملک) نخستین کسى بود که مدرسه‏ها را ساخت و آن گاه مردم از او پیروى کردند. ساختن مدرسه بغداد را در سال 457 ق. آغاز کرد...» (3) از مدرسه‏هایى که ساختن آن پیش از نظامیه بود مدرسه «ابن حبان بستى‏» بود که در بست (شهرى میان سیستان، غزنه و هرات) ساخته شد. ابن حبان همان حدیث‏دان و فقیه نامبردار ابوحاتم محمد بن حبان تمیمى متوفى به سال 354 ق . است. یاقوت حموى مى‏نویسد: «ابو حاتم حبان کتابهاى خود را در راه خدا قرار داد و آنها را وقف کرد و در سرایى ویژه گرد آورد، پس انگیزه نابودى آن همانا گذشت زمان و ناتوانى پادشاه و چیره شدن تباهى بر مردم آن شهرها بود.» آن گاه یکى از زنان حدیث دان به نقل از یک حدیث دان بازگو کرده است که: «از حافظ ابو عبدالله حاکم شنیدم که مى‏گفت: خانه ابو حاتم حبان امروز مدرسه شاگردان او و جایگاه بیگانگان و ناآشنایانى است که از فقیهان و اهل حدیث در آنجا اقامت دارند و آن را درآمدهایى است که شهریه دانشجویى و هزینه تحصیلى دانشجویان از آن پرداخت مى‏شود. در این کتابخانه ابوحاتم به دست وصى او سپرده شده است. وصى او مى‏تواند به هر کس مى‏خواهد نگارش از روى کتابهاى فقهى را، بى‏آنکه آن کتاب از کتابخانه بیرون رود، ارزانى دارد.» (4) اینکه مى‏گوید: «مدرسه‏اى براى شاگردان و یارانش و درآمدهایى که شهریه دانشجویان از آن پرداخت مى‏شود» نشانى است بر بودن ویژگى بزرگى در مدرسه‏هاى نظامیه که گویندگان، صفت نخستین بودن آن را ادعا کرده‏اند.» (5) نویسنده کتاب «عمده الطالب فى انساب آل ابى طالب‏»، مى‏نویسد: «دانشجویان در خانه‏اى که شریف رضى 359 - 406 ق. براى آنان گرفت و آن را دانشسرا (دارالعلم نامید، با او سکونت داشتند و شریف همگى نیازمندى‏هایشان را آماده ساخت.» فشرده خبر این است که: «خداوند به شریف رضى پسرى داد، یکى از وزیران براى او طبقى فرستاد با هزار دینار بر آن. شریف رضى آن را پس فرستاد و گفت وزیر مى‏دانسته است که من از کسى چیزى نمى‏پذیرم. وزیر دوباره آن طبق را براى شریف رضى فرستاد و به پیک گفت: به شریف بگو این طبق زر براى ماما (قابله) فرستاده‏ایم. شریف براى بار دوم آن را پس فرستاد و گفت: وزیر مى‏دانسته است که زنان ما را زنى بیگانه نمى‏زایاند. براى سومین بار، وزیر سینى زر پس فرستاد و به پیک خود گفت: به شریف بگو این زر میان دانشجویانش پخش کند. شریف رو به شاگردان کرد و گفت: اى دانشجویان! بنگرید! این سینى با دینارهایش، چه کسى مى‏خواهد از این دینارها بردارد؟ آن گاه دانشجویى از آن میان برخاست، تکه‏اى از یک دینار برید و آن را پیش خود نگاه داشت و مانده را در سینى نهاد. رضى درباره این کار از او پرسید. دانشجو پاسخ گفت: شبى به روغن چراغ نیاز داشتم ولى انباردار نبود و من آن را از فلان خواربار فروش وام گرفتم. از این‏رو این تکه دینار را گرفتم تا به جاى روغن چراغ به آن مرد دهم. همین که رضى این سخن شنید همان‏جا دستور داد تا به شماره دانشجویان کلیدهاى انبار ساخته شود و به آنان واگذار گردد تا هر دانشجویى آنچه نیاز دارد با کلید خود از انبار بردارد. و چشم به راه انباردار نماند. شریف آن گاه آن سینى دینارهاى زر را به همان صورت براى وزیر برگرداند.» (6) با توجه به تحقیقات به عمل آمده قبل از مدارس نظامیه در جهان اسلام مدارسى وجود داشته است که مکان ویژه تدریس محسوب مى‏شده و هزینه‏اى براى رفع نیازمندیهایشان مشخص گردیده بود. حوزه علمیه دار العلم شریف رضى (گردآورنده نهج البلاغه) یکى از آن مدارسى است که پیش از نظامیه تاسیس گردیده است. محل تشکیل حلقه‏هاى درس: محل تشکیل حلقه‏هاى درس در حوزه‏هاى شیعى در ایران و عراق و سایر مراکز شیعه‏نشین در مدارس دینى، حجره استاد، یا خانه استاد و یا مکانى که به نام مدرس معروف است، مى‏باشد. در اعتاب مقدسه عراق که قبلا بزرگترین حوزه‏هاى شیعى را در برداشت برحسب فصل گرما در بالاى بام یا زیر زمین مدرسه که به آن «سرداب‏» مى‏گفتند، حلقه‏هاى علمى برگزار مى‏شد. در شهرهایى که پیدایش حوزه بیشتر به خاطر وجود پر برکت اهل بیت و مراقد مطهر آن بزرگواران بوده است، حجرات و ایوان صحن‏هاى حرم مطهر ائمه از مهمترین مراکز تشکیل کلاسهاى درس به شمار مى‏رفته است. که این سنت‏حسنه همچنان نیز ادامه دارد، چنانچه بسیارى از درسهاى حوزوى در حوزه علمیه قم در حجرات صحن حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار مى‏شود. در حوزه با عظمت قم که در حال حاضر از بزرگترین مراکز تحصیل علوم اسلامى به شمار مى‏رود درسهاى مقدمات و به طور کلى دروسى که تحت برنامه مرکز مدیریت در شش سال اول تحصیل طلبه برگزار مى‏شود در مدارسى که در همین جهت فعالیت دارند، برگزار مى‏شود. دروس سطح و دروس خارج و درسهاى مختلف جانبى دیگرى که شاگردان خود به نسبت به علاقه و نیاز خود آن را انتخاب مى‏کنند معمولا با توافق بین استاد و متعلمین در محلى خاص برگزار مى‏شود. گرچه در سالهاى اخیر بسیارى از حجرات مدرسه مبارکه فیضیه و دارالشفاء به همین امر اختصاص داده شده‏اند، اما هنوز هم بسیارى از دروس حوزوى در مساجد، حسینیه‏ها، تکایا و یا مکانهاى مقدس دیگر برگزار مى‏شود. از جمله دروسى که در حال حاضر جز در مساجد و مکانهاى بزرگ دیگر امکان برقرارى آن نیست، دروس خارج مراجع معظم تقلید است، چنانچه درسهاى خارج مراجع و بزرگان حوزه علمیه قم، در صبح و عصر در شبستانهاى مسجد اعظم برگزار مى‏گردد که گاهى تعداد متعلمین بعضى از این حلقه‏هاى علمى نزدیک به هزار نفر مى‏رسد. در سالهاى اخیر مدرسه بزرگى توسط مرحوم حضرت آیه الله العظمى گلپایگانى، ساخته شد که طرح بناى آن به شکل کلاسهاى متعدد است که صرفا جهت برگزارى درسهاى حوزوى است. این خدمت بزرگ با توجه به گسترش حوزه علمیه قم، گام مهمى را در جهت تامین فضاى آموزشى آن برداشته است. پى‏نوشتها 1- گفتار «شیخ الطباخ‏» در مجله الجامعة الاسلامیه، سال 17، شماره 224، ص 40، به نقل از تاریخ آموزش در اسلام، احمد شبلى، ترجمه محمد حسین ساکت، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 100 -101. 2- طبقات الشافعیه الکبرى، ج 3، ص 137. 3- وفیات الاعیان، ج 1، چاپ ایران. 4- معجم البلدان، زیر نام «بست‏». 5- تاریخ آموزش در اسلام، ص 338 - 340. 6- عمده الطالب، جمال الدین احمد بن على، ص 209 - 210. حوزه‏هاى علمیه شیعه در گستره جهان صفحه 127 سید علیرضا سید کبارى