حوزه بصره

حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه بصره حوزه علمیه بصره دوره نخست در دوره نخست از حوزه علمیه بصره به اصحاب رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) بر مى‏خوریم که نور هدایت را در آن سامان پرفروغ نگاه داشته‏اند این دوره از قرن اول تا سوم دوام یافته‏است. با توجه به تعداد اصحاب امامان شیعه(ع) در بصره باید حوزه علمیه آن را یکى از پر رونق‏ترین حوزه‏هاى حدیثى شمرد که راویان دیگر شهرها براى اخذ حدیث به آنجا سفر کرده و روایات ائمه(ع) را از اصحاب دریافت مى‏داشتند. البته گرایش به مذهب تشیع در این شهر حالت تدریجى داشت و هنوز در عصر جعفرى افرادى بودند که احادیث منقول از رجال اهل سنت را به احادیث امام صادق(ع) ترجیح مى‏دادند لکن رفته رفته حوزه بصره خود یکى از مهترین مراکز حدیثى شیعه گردید.«محمد بن زکریا بن دینار جوهرى غلابى بصرى‏» که حدود 298 هجرى وفات یافته از جمله علماى فقه و حدیث این دوره است که نجاشى از وى به بزرگى یاد کرده‏است. دوره دوم دوره دوم حوزه علمیه بصره از قرن چهارم آغاز تا قرن هشتم تداوم یافته است.این حوزه به جهت واقع شدن در راه مکه زائران دانشمند بسیارى را به خود پذیرفته و با علوم اهل بیت آنان را سیراب ساخته است. «عبد العزیز بن یحیى بن سعید بصرى‏» از محدثین قرن چهارم این دوره است که فقه و حدیث را از علماى عصر خویش فرا گرفت و از محمد بن عطیه اخذ حدیث نمود محمد بن ابراهیم بن اسحاق از جمله شاگردان اوست که مشایخ شیخ صدوق محسوب مى‏شود. «شریف ابوطالب مظفر فرزند جعفر بن مظفر علوى سمرقندى بصرى‏» نیز از دانشمندان قرن چهارم بصره است که حدیث را از«جعفر بن محمد بن مسعود عیاشى‏» و «جعفر بن محمد» به نقل «عمرکى بن على بوفکى‏»روایت مى‏کند. وى از مشایخ شیخ صدوق (متوفى 381 ق.) است و از سلسله اسانید کتاب امالى و کمال الدین اوست. «محمد بن عمرو بن على بصرى‏» نیز از دیگر محدثین شیعه در قرن چهارم است که شیخ صدوق از وى روایت نقل مى کند. وى از اکابر فضلاى عصر خویش از جمله ابوالحسن على بن حسن مثنى اخذ روایت کرده‏است. شیخ آقا بزرگ تهرانى در قرن پنجم از نه دانشمند شیعه در بصره یاد مى‏کند که شمار آنها در قرن ششم به پنج نفر و در قرن هفتم به سه نفر تقلیل مى‏یابد و در قرن هشتم تنها از دو دانشمند شیعه یاد مى‏کند و در قرن نهم نامى از عالمان شیعه نیست بدین ترتیب حوزه علمیه بصره که از عصر امامت به فعالیت پرداخته تا قرن هشتم به صورت مداوم به تربیت دانشمندان اسلامى و شیعى همت گمارده است چنانکه برخى از اساتید شیخ صدوق، نجاشى از این حوزه بودند و در واقع باید حوزه بصره را یکى از عمده‏ترین حوزه‏هاى علمیه شیعه در علوم حدیث‏شمرد. دوره سوم این دوره با یک قرن وقفه از سده دهم هجرى آغاز و تا دوره معاصر ادامه مى‏یابد شیخ آقا بزرگ تهرانى در قرن دهم از یک نفر به نام «محمد تولانى‏»یاد مى‏کند و نام دیگرى در این قرن به چشم نمى‏خورد. لیکن در قرن یازدهم شمار عالمان شیعه در این دیار به شش تن مى‏رسد که گویا از حوزه‏هاى دیگرى چون‏«احساء» به این سرزمین نقل مکان کرده‏اند و البته دانشمندانى چون «احمد بن عبد الرضا بصرى‏» نیز در این قرن به حوزه علمیه مشهد و سپس هندوستان مهاجرت کرده‏اند شیخ آقا بزرگ تهرانى در قرن دوازدهم نیز از پنج عالم شیعى در این دیار نام مى‏برد که برخى از آنها از بحرین به آنجا آمده‏اند. لازم به ذکز است که حکیم متاله «محمد بن ابراهیم قوامى شیرازى‏»معروف به «صدرا» و «صدر المتالهین‏»در سال 1050 ق. ضمن هفتمین سفر حج که پیاده مى‏رفت در بصره از دنیا رفته است آرامگاه وى در دوره‏هاى اخیر از انظار پنهان مانده است. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه بغداد حوزه علمیه بغداد دوره اول بعد از عصر امام صادق(ع) بیشتر ائمه به بغداد قدم گذارده و چندى در آنجا توقف کرده‏اند که البته امام کاظم و امام جواد - علیهما السلام - در همان جا نیز به شهادت رسیده و دفن گردیده‏اند. با افزوده شدن بر سابقه تاریخى بغداد تجمع شیعیان در این شهر بیشتر گردید تا اینکه در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى مرکز عمده شیعیان شد و دانشمندان آن سامان ریاست مطلق شیعیان را بر عهده گرفتند که «نواب اربعه‏» از آن جمله‏اند. حضرت امام کاظم(ع) بعد از شهادت پدر گرامى‏شان حضرت امام صادق(ع) راه وى را ادامه داد و به نشر معارف الهى پرداخت چنانکه علما و دانشمندان بزرگى از فقها محدثان، متکلمان و عرفا در مکتب موسوى(ع) درس دین آموختند و با قرآن و سنت آشنا گشتند استاد عزیز الله عطاردى رقم روایان حدیث ایشان را 638 نفر مى‏داند. امام کاظم(ع) در عصرى مى‏زیست که عقاید انحرافى ترویج مى‏شد و برخى از متکلمان در تفسیر ایات قرآنى و صفات الهى به گمراهى افتاده بودند مساله تجسیم، جبر و تفویض، انکار عذاب قبر و معاد جسمانى از جمله مواردى بود که در میان مردم منتشر شده بود امام براى مقابله با اندیشه‏هاى انحرافى با گفت و گوهاى علمى و مباحث عمیق و برهانى خویش راه مبارزه را در پیش گرفتند و این بدان معنى نبود که امام کاظم(ع) باب عقل را مسدود نمایند و انسان را از تفکر و تعقل باز دارند بلکه روش امام پیروى از روش قرآن کریم بود همان گونه که قرآن براى عقل و عقلا و علم و علما احترام قایل بود ایشان نیز با زبان قرآن و با سلوک قرآنى اصحاب خویش رابه تعقل و تفکر مى‏خواند وصایاى ایشان به هشام بن حکم سیره علمى و تفکر قرآنى آن حضرت را روشن مى‏دارد ایشان مى‏فرمایند: «خداوند تبارک و تعالى در قرآن اهل عقل و تفکر را بشارت داده و فرموده است آن بندگان مرا که سخنان را گوش کنند و از بهترین آنها پیروى نمانید بشارت ده اینها کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده و اینان خردمندان مى‏باشند.» امام کاظم(ع) علاوه بر سلوک علمى و ترغیب دانشجویان مکتبش به تعقل و تفکر آنان را با سلوک عملى نیز آشنا ى‏ساخت‏شناسایى مراحل سلوک عملى نیز با براهین قرآنى همراه است وى متواضع‏ترین مردم را خردمندترین آنها مى‏شمارد و دنیا را به دریایى ژرف شبیه مى‏کند که کشتى آن باید تقوى باشد و بارش ایمان، بادبانش توکل ناخدایش عقل، راهنمایش علم و سکانش صبر.» امام کاظم(ع) به تربیت‏شیعیان و آموزش آنان اکتفا نمى‏کند و فقه و حدیث و کلام و تفسیر را به گونه‏اى خشک که تنها جنبه آموزشى داشته‏باشد نمى‏پذیرد لذا با سیره عملى خویش مسایل سیاسى را با سنت نبوى(ص) در مى‏آمیزد و پاسخهاى دندان‏شکنى به ائمه کفر مى‏دهد تا در هدایت جامعه اسلامى کوتاهى نکرده باشد هرچند جانش با این روش مورد تهدید قرار گیرد. دوره دوم دوره دوم حوزه علمیه بغداد از روزى شروع مى‏شود که امام کاظم(ع) به دیار باقى شتافته‏است و برخى از راویان حدیث وى در آن شهر به تربیت‏شاگردان مشغولند و آن به گونه‏اى است که امام رضا(ع) از مدینه به خراسان رفته و حجاز و عراق از دیدار وى محروم گشته‏اند. دوره سوم این دوره از عصر امامت امام جواد(ع) شروع مى گردد و آن زمانى است که حاکم مدینه مامون را از نفوذ کلام امام شیعیان آگاهند و از گسترش تفکر شیعى و نهضت علوى بیم داده‏است و او نیز بقاى خلافت‏خویش را در تبعید امام محمد تقى(ع) و تحت نظر گرفتن وى دانسته است. دوره چهارم این دوره به عصر غیبت صغرى اختصاص دارد و نواب چهارگانه امام مهدى(عج) با استفاده از عنصر تقیه به رشد و تعالى شیعه در این شهر پرداختند و در کمیت و کیفیت جامعه شیعه نشین بغداد نقش مؤثرى ایفا نمودند به صورتى که حوزه علمیه بغداد پس از غیبت صغرى ادامه یافت و دانشمندان بسیارى را در خود پرورد. حوزه بغداد در این دوره از ادوار پنچگانه خویش از جهت مرجعیت و رهبرى امت اسلامى نظرگاه تمامى شیعیان بود و این حوزه تنها حوزه‏اى است که عصر امامت غیبت صغرى و کبرى را درک کرده و رهبرى شیعه در آن به سر مى‏برده‏است. بدین ترتیب «عثمان بن سعید»، «محمد بن عثمان‏»، «حسین بن روح‏»و «على بن محمد سیمرى‏» علاوه بر جوابگویى به ارجاعات فقهى و اخذ وجوهات شرعى رهبرى شیعه را نیز بر عهده داشتند تا اینکه توقیعى از سوى حضرت امام عصر (عج) صادر شد که فرموده بود: «اى على بن محمد سیمرى خداوند بزرگ در مصیبت درگذشت تو به برادران دینى‏ات پاداش عظیم عنایت فرماید تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت. بنابراین امور زندگى خود را تمام کن (دفتر کار خویش را ببند) و هیچ کس را وصى و جانشین خویش قرار مده زیرا دوران غیبت کبرى آغاز شده و امر ظهور موکول به اجازه خداوند برزگ است که آن هم پس از غیبت طولانى قساوت دلهاى مردم و دورى آنان از حقایق و فراگیر شدن ظلم و جور در دنیا خواهد بود. بزودى افرادى به سوى شیعیان من آمده ادعاى مشاهده (نیابت‏خاصه) مرا خواهند کرد آگاه باشید که هر کس قبل از خروج سفیانى و شنیدن صیحه آسمانى ادعاى مشاهده کند دروغگو است و بر خدا و رسول او افترا مى‏بندد و تمام قدرتها و نیروها از آن خداوند متعال است.» و با روایت «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا فانهم حجتى علیکم و انا حجة الله علیهم‏» شیعیان را پس از چهارمین نایب خاص به نواب عامه ارجاع فرمود. دوره پنجم این دوره به غیبت کبرى مربوط مى شود که در آن فقها و دانشمندان شیعى بسیارى در بغداد به سر مى‏بردند از جمله «ابوالفرج اصفهانى‏» «شیخ مفید»، «کلینى رازى‏»، «سید رضى‏»و «شریف مرتضى‏». البته نباید از یاد برد که بغداد مرکز خلافت عباسى و مرکز علمى فرهنگى اهل سنت نیز بود و مشاهیرى از اهل سنت نیز در آن حوزه به سر مى‏بردند ابوحنیفه نعمان بن ثابت ابو عبد الله احمد بن محمد بن حنبل و ابو جعفر محمد بن جریر طبرى در این شمارند دانشمندان و علماى شیعه در این حوزه تنها از فقها و ادبا نبودند بلکه درمیان آنان به شعراى اهل بیت(ع) و عرفاى نامى نیز بر مى‏خوریم. نقابت علویان نقابت علویان از مواردى است که درحوزه علمیه بغداد به وجود آمد و موسس این حکومت و تشکیلات آن به‏«حسین نسابة ابن احمد» مى‏رسد که از حجاز به بغداد روى نمود وى زمانى به بغداد هجرت کرد که «مستعین بالله‏» حکومت مى‏کرد و سال 251 هجرى بود او که از خاندان زید شهید فرزند امام زین العابدین(ع) بود به نزد خلیفه حاضر شد و گفت: «از شما درخواست مى‏نمایم که حاکمى براى طالبیین بگمارى که مردى از آنان باشد و وى را اطاعت نماید.» مستعین که در عصر تزلزل خلافتش به سر مى‏برد با راى «حسین نسابة‏» موافقت کرد ومنصب نقابت را در جمعى از طالبیان به وى بخشید. پس از وى پسرش «یحیى‏» و سپس فرزند او «ابوالحسن الفارس، محمد بن یحیى‏» و بعد «ابو الحسن بن جعفر ملقب به قیراط‏» اوایل قرن چهارم به این منصب رسیدند و آن گاه: - ابوعبد الله محمد بن الداعى در سال 348 - و ابو احمد حسین بن موسى الحسینى الموسوى پدر شریف رضى از سال 354 تا 369 به این مقام رسید تا آنکه عضد الدولة بویهى وى را در قلعه‏اى در فارس حبس کرد. - ابى الحسن على بن احمد العمرى - الشریف الرضى بن حسین - الشریف المرتضى - الشریف عدنان بن الشریف الرضى - ابوالغنائم العمر بن محمد - ابوالحسن ناصر بن مهدى بن حمزة‏نیز به منصب نقابت در بغداد رسیدند و کارهاى سادات رسیدگى به امور سیاسى اقتصادى و حقوى آنان را برعهده گرفتند. جنبش علمى حوزه علمیه بغداد به علت ضعف دستگاه حاکم عباسى و ظهور شخصیتهاى بزرگى در فقه و حدیث و اصول و کلام در این دوره به اوج شکوفایى رسید و کتب اربعه شیعه در این حوزه به رشته تحریر درآمد. 1 - «الکافى‏» نخستین کتاب از مجموعه مشهور مکتب تشیع است که «ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینى‏» به تدوین آن همت گمارده است. جمع آورى این کتاب گرانقدر که به هشت جلد مى‏رسد و حدود 16190 حدیث را در خود فراهم آورده است بیست‏سال به طول انجامید وى به سال 328/329 هجرى وفات یافت ودر باب الکوفه بغداد به خاک سپرده شد. 2 - «من لا یحضره الفقیه‏» دومین کتاب از کتب اربعه است که به همت فقیه و محدث عصر «ابو جعفر محمد بن على بن بابویه قمى‏» تالیف گردیده است. تالیفات او از مرز سیصد جلد مى‏گذرد و این کتاب مشهورترین آنهاست. شیخ صدوق در حوزه‏هاى علمى رى، نیشابور، خراسان و بخارا مقیم بود. به سال 355 به حوزه علمیه بغداد رو نهاد و به تدریس پرداخت وى یکى از اساتید شیخ مفید است که در این حوزه به افاضه و استفاضه پرداخته است. احادیث «من لا یحضره الفقیه‏» به 5963 رقم مى‏رسد شیخ صدوق در سال 381 هجرى از دنیا رفت و در شهر رى به خاک سپرده شد. 4 و 3 «تهذیب الاحکام‏» و «الاستبصار فیما اختلف فیه من الاخبار» سومین و چهارمین کتاب از مجموعه کتب اربعه شیعه است که به وسیله‏«شیخ طوسى‏»تدوین یافته است کتاب تهذیب مشتمل بر 13590 و کتاب استبصار مشتمل بر 5511 حدیث مى‏باشد. وى که دوازده سال آخر عمر خویش را در جوار مرقد مبارک حضرت مولى الموحدین على(ع) سپرى کرد در 22 محرم سال 460 هجرى به جوار رحمت‏حق پیوست و در خانه‏اش مدفون شد. بدین ترتیب «کتب اربعه‏» جانشین «اصول اربعماة‏» شد و مورد استفاده فقها در استنباط مسایل شرعى جزء متون درسى طلاب و دانشجویان قرار گرفت چنانکه «سید بن طاووس‏» به فرزندش توصیه نمود کتابهاى شیخ طوسى را فراموش نسازد. تاکید بر فلسفه سیاسى در این دوره از حوزه علمیه بغداد با وجود اندیشه‏مندان و فقهایى بسان شیخ مفید و سید مرتضى و حکومتهایى چون ال بویه، این اندیشه در جامعه رشد مى‏کرد که شیعه باید خلافت و رهبرى جامعه اسلامى را بر عهده گیرد و پیشتر نیز این حق بزرگ از آن امامان شیعه بوده است. شیخ مفید با تالیف کتب و مناظراتى علمى جایگاه امامت در فلسفه سیاسى اسلام را روشن ساخت و سید مرتضى این روش را پیگیرى و درفقه سیاسى نیز اصول عملى فلسفه سیاسى اسلام را تبین کرد و حضور ولى فقیه در جامعه را به مثابه سرپرست مسلمانان امرى ضرورى برشمرد. «شناخت امام و وجوب اطاعت از وى‏» وجوب پرداخت زکات به رسول خدا(ص) ائمه(ع) و در زمان غیبت به نواب خاص یا فقهاى جامع الشرایط شیعه، «بحث‏شقاق و اختلاف زوجین و دستور بعث‏حکمین و تعیین آنان‏» و «اقامه حدود» از آنجمله مواردى است که شیخ مفید در فقه سیاسى از آنها نام برده جایگاه حکومت و حاکمیت فقیه رامشخص مى‏نماید. و شاید همین امور باعث گردیده که بنى عباس با برانگیختن برخى از مردم بغداد شیعه و مکتب تشیع را تضعیف کنند چه آنان در مقابل براهین قاطع متفکران شیعى پاسخ مناسبى نداشتند و تنها با منطق آشوبگرى و نزاع در مقابل منطق قرآنى و استدلالى مکتب علوى، خودى نشان مى دادند. دانشمندان حوزه علمیه بغداد حوزه علمیه بغداد یکى از حوزه‏هاى غنى شیعه در علوم مختلف بوده که علاوه بر علوم اسلامى در علوم شیمى فیزیک نجوم پزشکى و دارو سازى نیز دانشمندانى را به خود دیده و از آنها بهره جسته‏است. «حسن بن محمد بن عاصم محدث قمى‏» از جمله ستارشناسان حوزه علمیه بغداد تالیفاتى در علم نجوم دارد رازى در پزشکى به چنان مقام رفیعى نایل آمده بود که عضد الدوله دیلمى ریاست بیمارستان عضدى را به وى سپرده بود. اینک به ذکر برخى دانشمندان مشهور شیعه در حوزه علمیه بغداد مى‏پردازیم: 1 - ابن اعلم بغدادى (324 - 375 ق.) 2 - ابن مبشر (متوفى 618 ق.) 3 - بو على بن مسکویه (325 - 421 ق.) 4 - بدیع اسطرلابى 5 - جعفر قطاع 6 - زکریا رازى (240/250 - 320 ق.) 7 - کندى (1850 - 260 ق.) 8 - شیخ مفید (336/338 - 413ق.) 9 - سید مرتضى (355 - 634 ق.) 10 - سید رضى (359 - 406ق.) حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه کاظمین حوزه علمیه کاظمین با توجه به این نکته که شیعه نسبت به امامان خود احترام خاصى قائل است و آنان را حاملان علوم انبیا و قرآن و سنت نبوى(ص) مى‏داند در زمان حیاتشان از پرتو انوارشان بهره برده و تا حد ممکن به تشکیل حلقات درس و حوزه‏هاى علمى ایشان پرداخته‏اند و پس از وفاتشان نیز آرامگاههاى آنان را مرکز حوزه‏هاى دینى قرار داده و از فیض بى منتهایشان استفاده کرده‏اند یکى از حوزه‏هاى علمیه شیعه که در زمان حیات امام موسى کاظم(ع) و امام جواد(ع) شکل گرفته و به تربیت دانشجویان اسلامى پرداخته حوزه علمیه بغداد است پس از چندى‏«کاظمین‏» حوزه علمیه شیعه گردیده‏است. امام کاظم و امام جواد(ع) پس از شهادتشان در «مقابر قریش‏» بغداد به خاک سپرده شدند و همین امر باعث گردید تا پس از شهادت آن دو امام این مقبره محل زیارت شیعیان گردد و رو به آبادانى نهد. «معز الدوله‏»در سال 336 هجرى مقدم برهر کار به تجدید ساختمان مشهد کاظمین پرداخته آن را از اساس پى‏ریزى و بنیان ساخته و برگرداگرد حرم مطهر صحنى مجلل و موسع بگرانیده اطراف صحن را هم حجرات متعددى براى سکونت اهل علم و طلاب فرقه امامیه احداث و در ضلع شرقى آن هم مقصوره‏اى براى تدریس عمومى بنا نهاده آن را «مدرس‏» بنامید. وى پس از استقرار در عراق به سال 339 هجرى از شیخ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمى که از اعاظم اصحاب سعد بن عبد الله اشعرى قمى شمرده مى‏شد و به فضل و دانش و فطانت و کیاست در بین خواص مشهور و در قم مقیم و مورد وثوق عامه بود براى هجرت به بغداد از سوى برادر خود «رکن الدوله دیلمى‏» که در شهر رى سلطنت داشت، دعوت کرد. رکن الدولة وسایل سفر آن عالم جلیل را فراهم‏کرد و او را به طرف بغداد حرکت داد و در برابر مجامع علمى طبقات مختلف اهل سنت جامع علمى نوینى هم براى فرقه امامیه در مسجد براثا و صحن کاظمیه تاسیس فرمود و شخصا به تدریس و تعلیم آنها پرداخت. بدین ترتیب حوزه علمیه کاظمین در امتداد حوزه علمیه بغداد قرار دارد و پنجمین دوره حوزه علمیه بغداد نخستین دوره حوزه علمیه کاظمین خواهد بود لیکن باید توجه داشت که مرکز تدریس شیخ مفید و محل تجمع شیعیان بغداد «مسجد براثا» بوده و گویا حوزه علمیه کاظمین در این دوره از رونق چندانى برخوردار نبوده است. چنانکه نوشته‏اند بر اثر تصادمات فکرى، شیخ طوسى مجبور به هجرت از بغداد گردید و در کاظمین سکونت نکرد و به نجف اشرف هجرت کرد که این خود از دو حال خارج نیست‏یا اینکه شیخ طوسى به سبب نزدیکى کاظمین به بغداد احساس آسودگى نمى‏کرده است‏یا کاظمین هنوز به صورت محلى آبادان و مسکونى در نیامده بود. پس از این دوره در تاریخ شیعه از حوزه علمیه بغداد نامى نیست و لیکن بزرگانى از اهل فضل در کاظمین ساکن بوده و به نشر فرهنگ شیعى در این سامان پرداخته‏اند. البته نباید از یاد برد که در سال 608 ق. الناصر لدین الله خلیفه عباسى امر کرد تا حجره‏هاى بارگاه موسى بن جعفر را هم مانند مدرسه‏هاى نظامیه و زمرد خاتون (مادر خود) مرکز اهل علم و طلاب علوم دینى براى تدریس فقه و حدیث و تفسیر و ادبیات گردانند و هم دستور داد که در آن مدرسه «مسند امام احمد بن حنبل‏» را در خدمت علامه فقیه امامى صفى الدین محمد بن معد موسوى تلمذ نمایند. بدین ترتیب پس از واقعه سال 448 و هجرت شیخ طوسى سال 608 را مى‏توان نقطه آغاز مجدد حوزه علمیه کاظمین به شمار آورد که در امتداد حوزه بغداد به فعالیت علمى مشغول بوده‏است. در دوره‏هاى اخیر به سه مدرسه در این حوزه اشاره کرده‏اند: 1 - مدرسه سید حیدر 2 - مدرسه آیت الله شیخ مهدى خالصى 3 - مدرسه سید محسن اعرجى از آنجا که بیوتات علمیه نیز خود مرکز آموزش طلاب و دانشجویان اسلامى بوده‏اند، دهها بیت در کاظمین به این مهم پرداخته‏اند. برخى از بیوتات علمى کاظمین عبارتند از: 1 - بیت‏سید محمد على هبة الدین شهرستانى 2 - بیت‏سید محسن اعرجى (متوفى 1227ق) 3 - بیت‏شیخ احمد بلاغى کاظمینى (متوفى 1271) که شیخ محمد جواد بلاغى ساکن نجف از این خاندان است. 4 - بیت‏شیخ ابراهیم جزائرى ساکن کاظمین که به سال 1231 هجرى زنده بود. آل مظفر (شیخ محمد حسن مظفر شیخ محمد حسین مظفر و شیخ محمد رضاى مظفر) از این خاندان هستند. 5 - بیت‏سید حیدر (متوفى 1265)که از بزرگان علم در عصر خویش بود.مجتهد بزرگ سید مهدى حیدرى که از بزرگان علم و مراجع عراق در قرون اخیر بود و در جنگ جهانى اول مردم را بر ضد انگلیس به جهاد فراخواند از این خاندان است 6 - بیت‏شیخ عبد العزیز خالصى(متوفى 1286)که نسبتشان به على بن مظاهر برادر حبیب بن مظاهر مى‏رسد آیة الله شیخ مهدى خالصى که از مراجع تقلید عصر خویش به حساب مى‏آمد از این خاندان است. 7 - بیت‏شبر که ذریه سید عبدالله شبر(متوفى 1242) ازاعلام عصر و دانشمندان کثیر التالیف شیعه است‏سید عباس شبر مقیم بصره و سید على شبر مقیم کویت از دیگر دانشمندان و مراجع تقلید هستند و که از این بیت برخاسته‏اند. 8 - بیت‏سید اسماعیل صدر (متوفى 1338)که سید حسن صدر مقیم کاظمین از این خاندان است. 9 - بیت‏شیخ محمد حسن آل یاسین (متوفى 1308) که در نجف و کاظمین از بیوتات علم و ادب هستند. مشاهیر علما و فقهاى حوزه علمیه کاظمین در قرن گذشته عبارتند از 1 - فقیه دانشمند شیخ احمد بن شیخ محمد حسین بن هاشم کاظمى 2 - فقیه اصولى شیخ محمد حسین بن شیخ هاشم کاظمى(متوفى 1308 ق.) 3 - فقیه فاضل شیخ جعفر بن شیخ محمد جواد بن شیخ محمد حسین کاظمى(متوفى حدود 1332) 4 - فقیه متقى شیخ راضى بن شیخ محمد کاظم کاظمى(متوفى حدود 1350) 5 - فقیه اصولى شیخ محمد بن کاظم کاظمى 6 - دانشمند فقیه شیخ حسن بن شیخ طالب اسدى کاظمى 7 - عالم فاضل شیخ حسن بن شیخ اسد الله دزفولى شوشترى کاظمى(متوفى 1300) 8 - فقیه وارسته شیخ محمد جواد بن شیخ محمد حسین کاظمى صاحب الهدایة (متوفى 1328) 9 - فقیه پرهیزگار و محقق اصولى مرجع تقلید بغداد شیخ محمد حسن بن یاسین تلعکبرى کاظمى(متوفى 1308) 10 - فقیه اصولى شیخ محمد حسن بن محمد صالح ربیعى بغدادى کاظمى(متوفى 1336) 11 - فقیه مجاهد سید مصطفى بن سید حسین حسینى کاشانى کاظمى (متوفى 1336) 12 - فقیه اصولى علامه مجاهد سید حسین على بن سید نور على حسینى بغدادى(متوفى 1337) 13 - عالم جامع سید على بن سید عطیفه حسینى کاظمى(متوفى 1306) 14 - فقیه اصولى شیخ على بن شیخ محمد تقى دزفولى شوشترى کاظمى(متوفى حدود 1330) 15 - فقیه اصولى شیخ محمد على بن شیخ حسن جمالى قابچى خراسانى کاظمى(متوفى 1365) 16 - جامع معقول و منقول احمد حیدرى حسنى کاظمى(متوفى 1381) 17 - فقیه اصولى سید محمد امین بن سید حسین حسنى بغدادى(متوفى 1331) 18 - فقیه اصولى سید حیدر بن اسماعیل موسوى عاملى کاظمى 19 - عالم عامل شیخ راضى بن شیخ حسین بن عزیز خالصى(متوفى 1347) 20 - عالم محقق شیخ حسن بن محمد قابچى کاظمى 21 - فقیه اصولى سید حسن بن سید هادى(متوفى 1354) 22 - فقیه خبیر سید جعفر بن سید محمد اعرجى حسینى (متوفى 1332) 23 - دانشمند متفکر سید محمد جواد بن سید اسماعیل کاظمى موسوى عاملى(متوفى 1361) 24 - شیخ عبدالحسین بن على محلاتى اصفهانى یزدى کاظمى (متوفى 1323) 25 - دانشمند بزرگ و فقیه فاضل سید عبدالکریم بن سید حسن اعرجى کاظمى (متوفى 1308) 26 - بزرگ فقیه عصر شیعه در کاظمین شیخ محمد طاهر بن شیخ محسن دزفولى کاظمى (متوفى 1315) 27 - فقیه جلیل شیخ عباس بن شیخ محمد جصانى کاظمى (متوفى 1306) 28 - شیخ عبد الحسین بن محمد جواد بغدادى (متوفى 1365) 29 - جامع فنون عبد الحسین بن شیخ باقر آل یاسین کاظمى (متوفى 1351) 30 - فقیه کامل سید صدر محمد على بن سید اسماعیل عاملى کاظمى (متوفى 1373) 31 - عالم ربانى سید مهدى بن احمد بن حیدر حسنى کاظمى (متوفى 1341) 32 - مرجع عالیقدر شیخ محمد رضا بن شیخ عبدالحسین آل یاسین کاظمى (متوفى 1370) مؤلف کتاب «بلغة الراغبین فى فقه آل یاسین‏» 33 - فقیه اصولى شیخ محمد صادق بن شیخ حسین خالصى (متوفى 1341) 34 - علامه فقیه میرزا محمد بن داود امام الحرمین همدانى (متوفى 1303) 35 - علامه فقیه و محدث کبیر شیخ قاسم بن محمد بن جواد کاظمى ابن الوندى (متوفى 1100) مؤلف کتاب‏«شرح الاستبصار» 36 - ادیب فاضل سید ابوالحسن بن حسین کاظمى (از شعراى قرن داوزدهم) 37 - علامه محقق شیخ عبد النبى کاظمى(متوفى 1256) مؤلف «تکملة الرجال‏» حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه سامراء حوزه علمیه سامرا دوره اول دوره اول حوزه علمیه سامرا با ورود امام هادى و امام حسن عسکرى(ع) به این شهر آغاز مى‏شود که امام به صورت حضورى و مکاتبه‏اى به نشر معارف الهى مى‏پرداخت و تعیین وکلا و نمایندگان از طرف ایشان در شهرهاى مختلف ایران و عراق و حجاز در حکم گسیل دانشمندان به حوزه‏هاى جدید شیعى بود. چنانکه دکتر جاسم حسین بنابر اخبار تاریخى مناطق اعزام نمایندگان امام(ع) را به چهار قسمت عمده تقسیم مى‏کند: 1 - ناحیه بغداد، مدائن، سواد و کوفه 2 - ناحیه بصره و اهواز 3 - ناحیه قم و همدان 4 - ناحیه حجاز، یمن و مصر به عنوان نمونه باید به برخى از رویات اشاره کرد که سوال «محمد بن على کاشانى‏» در موضوع توحید و پاسخ امام هادى(ع) رانقل کرده‏اند و این غیر از ارتباطاتى است که در مورد اخذ وجوهات شرعى انجام مى‏گرفته است. در مکتب امام هادى(ع) به نکات زیر برمى‏خوریم: 1 - اصالت قرآن 2 - نشر کلام شیعى 3 - نشر فرهنگ دعا و زیارت 4 - برخورد قاطع با دشمن عقیدتى و سیاسى امام(ع) در جواب نامه‏اى که از «جبر و تفویض‏» سؤال شده است جایگاه قرآن و اصالت آن را این گونه بیان مى‏دارد: «بدانید - خدایتان رحمت کند - که ما در روایت و اخبار بسیارى که وارد شده نگریستیم و چنین یافتیم که آنچه همه فرق اسلام که خدا را مى‏شناسند نقل کرده‏اند از دو گونه خارج نیست 1 - یا حق است که باید پذیرفت 2 - یا باطل است که باید رد کرد. و امت همه اتفاق دارند که «قرآن‏» نزد همه فرقه‏هاى اسلام حق است. همگى به حقانیت آن اعتراف دارند و در این مساله به حقیقت رسیده و حق را یافته‏اند چون پیغمبر(ص) فرموده: «امت من همه با هم گمراه نشوند» و خبر داده که «آنچه مورد اجماع امت باشد حق است به شرط اینکه هیچ اختلافى درمیان نباشد» و قرآن حق است و درباره نزول آن از جانب خدا و درستى‏اش اختلافى نیست. پس اگر حدیثى مورد تصدیق و تایید قرآن بود و جمعى از امت منکر شدند به ناچار باید دست از انکار بکشند و بدان اقرار کنند به حکم اینکه همه صحت قرآن را پذیرفته‏اند. و اگر به جحد و انکار ادامه دهند محکوم به خروج از دین‏اند. آن‏گاه نخسین خبرى را که مورد تصدیق قرآن کریم است آورده و قرآن را بر صحت آن گواهى گرفته است و آن حدیث جز حدیث «ثقلین‏» نیست که با آیه‏«انما ولیکم الله‏» راست مى آید» امام على النقى(ع) با توجه به ماجراى مرموز صوفیه در عصر خویش که مردم را از حضور سیاسى و عبادت واقعى دور مى‏دارند با نشر فرهنگ دعا و زیارت و با عرفان ناب شیعى به ستم ستیزى و دشمن شناسى مى‏پردازد و لزوم دوستى اهل بیت عصمت را یاد آور مى‏شود. امام على النقى(ع) پس از بیست‏سال تبعید در سامرا در سال 254 هجرى با زهر به شهادت مى‏رسد و امام حسن عسکرى(ع) امامت امت رابر عهده مى‏گیرد دوره امامت امام حسن عسکرى(ع) همه در سامرا سپرى شده است و از این رو به ایشان‏«عسکرى‏» مى‏گویند حضور امام در این شهر مى‏توانست براى حوزه علمیه سامرا نقش آفرین باشد لیکن امام همواره تحت نظر بود و شیعیان کمتر مى‏توانستند با ایشان ملاقات کنند. پس از شهادت امام حسن عسکرى(ع) حضرت مهدى(عج) به امامت رسید که دوران امامت ایشان به دو عصر غیبت صغرى و کبرى منجر گردید و در عصر غیبت صغرى نواب خاص ایشان عموما در بغداد سکنى گزیدند و حوزه سامرا از رونق افتاد. دوره دوم هر چند شهر سامرا خالى از رجال علم نبوده و همواره مورد توجه شیعه بوده‏است لیکن به سبب توجه خاص عباسیان به این شهر نواب امام زمان(ع) از حوزه علمیه سامرا به بغداد رفته براى برخى از شهرهاى مهم شیعى نیز نمایندگانى انتخاب کردند بدین ترتیب حوزه سامرا پس از غیبت صغرى به رکود علمى رسید. دروه سوم این دوره با ورود حضرت آیة الله العظمى میرزا سید محمد حسن شیرازى (قدس سره) به شهر سامرا آغاز مى‏گردد. آیة الله العظمى حاج میرزاى محمد حسن شیرازى - قدس سره - سال 1287 هجرى به زیارت خانه خدا مشرف شد و در این سفر قصد اقامت در مدینه منوره را داشت که میسر نشد و به نجف اشرف بازگشت‏سپس قصد نمود تا در مشهد الرضا(ع) اقامت نماید ولى ممکن نشد بالاخره در شعبان 1290 هجرى به شهر مقدس سامرا مهاجرت نمود با هجرت میرزاى شیرازى به سامرا حوزه علمیه این شهر پس از گذشت‏سالهاى متمادى مرکز اسلام و بزرگ دانشگاه علوم اسلامى شیعه امامیه گردید. علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانى دانش پژوهان مکتب میرزاى شیرازى را که به تحصیل و تحقیق مشغول بودند بالغ بر سیصد و هفتاد نفر نام برده‏است. اسلوب تدریس آیة الله العظمى شیرازى (متوفى 1312) نخستین مجتهدى است که شیوه اجتهادى شیخ انصارى را ترویج کرد و در حوزه علمیه سامرا اسلوبى خاص در تدریس را پیش گرفت که به شیوه سامرا معروف شد وى مساله را در حوزه درس خویش مطرح مى‏نمود و طلاب و فضلا ابعاد مختلف آن را مورد بررسى قرار مى‏داند و زمانى که به مشکلى برمى‏خوردند میرزا با بیانى شیوا به حل اشکال اقدام مى‏ورزید لذا درس وى خاص کسانى بود که در فقه و اصول مدارج عالى را طى کرده به تحقیق و بررسى مشغول بودند. از ویژگى‏هاى تدریس میرزاى شیرازى بارور کردن استعداها و شخصیت دادن به طلاب و فضلاى حاضر در درس بود و هر کس سخنى داشت‏سخنش شنیده مى‏شد و در نهایت استاد به بیان نظر خود مى‏پرداخت. آیة الله العظمى اراکى در مورد ارج نهادن به مقام علم و شخصیت فضلا در حوزه درس میرزاى شیرازى فرمود: «حاج شیخ على روزدرى تصمیم گرفت که تقریرات درس میرزا را چه در عقلیات چه در مباحث الفاظ بنویسد در کمال مداقه شرح و بسط تقریرات میرزاى شیرازى را نوشت. میرزا به افراد خانه سپرده بود که اگر شیخ على دروزى نصف شب هم به خانه آمد اجازه دهید وارد شود تا نوشته‏هاى خود را به من نشان دهد تا اگر نیازى به حک و اصلاح دارد حک و اصلاح نمایم.» «آقاى حاج شیخ عبدالکریم حائرى معتقد بود که کفایه مرحوم آخوند خراسانى عقلیاتش را از رسائل شیخ گرفته و مباحث الفاظش را از تقریرات شیخ على روزدرى جوهر کشى کرده‏است.» عده‏اى عقیده دارند که میرزاى شیرازى بر شیخ انصارى هم تقدم دارد و بزرگان طبقه بعد همه از شاگردان اویند مثل آخوند خراسانى، سید محمد کاظم یزدى، سید حسن صدر، سید محمد فشارکى، میرزا محمد تقى شیرازى، شریعت اصفهانى. چنانکه شاگردان وحید بهبهانى نیز مقام علمى و اعلمیت استادشان را به اثبات رسانده‏اند. فلسفه هجرت از جمله مسایل در زندگى حضرت آیة الله العظمى سید محمد حسن شیرازى(قدس سره) هجرت ایشان به شهر مقدس سامرا است چه آنکه وى از بزرگان حوزه علمیه نجف اشرف بوده است‏حوزه‏اى که سابقه چندین صد ساله داشت و موقعیت علمى ایشان در آنجا تثبیت‏شده بود پس چه انگیزه‏اى میرزاى شیرازى را روانه سامرا کرد؟ چنانکه گذشت میرزاى شیرازى قبل از هجرت به سامرا مى‏خواست در مدینه منوره اقامت کند ولى برایش ممکن نشد پس به سامرا هجرت کرد علت این امر را باید توجه آن بزرگوار به وحدت برادران شیعه و سنى دانست. پس از میرزا شاگردانش نیز پرچمدار دین و قرآن و سیاست اسلامى گردیدند و با ایجاد حکومت اسلامى در لارستان از سوى آیة الله سید عبد الحسین لارى خواستار وحدت مذهب و سیاست و مشروطه مشروعه شدند و شیوه استاد را در مبارزه پى‏گرفتند. آیة الله العظمى میرزا محمد تقى شیرازى از شاگردان نام آور حوزه سامرا و مکتب جهاد و مبارزه میرزاى شیرازى بزرگ است وى از نخستین مهاجران به حوزه علمیه سامرا است که از محضر میرزاى شیرازى بهره برد و او از برترین شاگردان او گردید و خود به تدریس و تربیت دانشجویان علوم اسلامى همت گمارد میرزا محمدتقى شیرازى پس از درگذشت میرزا محمد حسن شیرازى مرجع تقلید شیعیان جهان گردید و به حوزه علمیه کربلا منتقل شد و انقلاب عراق را در آن حوزه آغاز کرد. حوزه علمیه > حوزه در بستر تاریخ> حوزه‏هاى علمیه عراق> حوزه علمیه کربلا حوزه علمیه کربلا دوره اول نخستین دوره از حوزه علمیه کربلا به عصر ائمه شیعه مى‏رسد که در آن برخى از راویان حدیث به تربیت‏شاگرد اقدام کرده‏اند این دوره تا عصر غیبت کبرى ادامه دارد. «عبد الله بن جعفر حمیرى‏» از شاگردان و اصحاب امام هادى(ع) و امام حسن عسکرى(ع) و از نخستین کسانى است که در حوزه علمیه کربلا به تربیت‏شاگرد همت گمارده‏است. دوره دوم این دوره پس از غیبت کبرى آغاز گردید و تا قرن یازدهم هجرى امتداد یافت. دانشمند عالیقدر رجالى «ابوالعباس احمد بن على بن احمد بن عباس نجاشى‏» از شاگردان شیخ مفید و اساتید سید مرتضى و شیخ طوسى از بزرگان علماى بغداد است که در شهرهایى چون نجف، کوفه، سامرا، و بصره و کربلا به آموزش فقه، حدیث، رجال، تاریخ و ادب پرداخته است. کتاب رجال او از مشهورترین کتب رجالى شیعه است. برخى از دانشمندان حوزه علمیه کربلا «عماد الدین ابن حمزه طوسى‏» که از بزرگان فقه شیعه در قرن ششم هجرى است در این شهر به خاک سپرده شده و به احتمالى در کربلا حوزه درس داشته‏است. «سید فخار موسوى‏» از فقهاى نامدار شیعه در قرن هفتم هجرى است «رضى الدین على بن طاووس‏» از دیگر دانشمندان شیعى است که روزگارى را در حوزه عملیه کربلا سپرى کرده‏است. «شهید اول شمس الدین محمد بن مکى‏» «ابن فهد حلى‏» دوره سوم این دوره پربرکت‏ترین دوره از ادوار حوزه علمیه کربلا و در عین حال جنجالى‏ترین آنهاست در دو دوره قبل فقها و محدثین در کنار هم در کمال آرامش به فعالیت مشغول بودند و هر یک از دو مکتب شیعى به نیازهاى جامعه پاسخ مى‏گفتند. در دو قرن یازدهم و دوازدهم عللى دست به دست هم داد تا مکتب اخبارى رواج یابد و مکتب اصولى را تحت الشعاع قرار دهد از جمله: 1 - روى کار آمدن دولت‏شیعى صفوى 2 - جو علمى حاکم بر حرمین شریفین دولت‏شیعى صفوى براى حفظ استقلال کشور خود مى‏بایست تدابیرى مى‏اندیشید تا وحدت ملى را حفظ نماید و شور و حماسه عقیدتى بهترین عامل وحدت بود و یگانگى هدف را تامین مى‏کرد لذا دعوت از فقهاى شیعه براى هدایت جامعه نخستین طرحى بود که شاهان صفوى در پیش گرفتند و پس از چندى این منصب را به محدثین و اخباریان دادند. در جایگرینى محدثین عواملى دخالت داشتند که از عمده آنها جو علمى حاکم بر حرمین شریفین را باید نام برد. اشاعره و اهل حدیث بر حوزه‏هاى علمى حرمین در حجاز مسلط شده بودند و ظواهر کتاب و سنت و اصول مذهب مالک و ابن حنبل اساس فقه و فتوا بود عقیده ظاهریان یعنى حجیت ظاهر آیات و احادیث و مخالفت با اجتهاد و راى و قیاس که ابوسلیمان داوود اصفهانى (متوفى 270 ق.) و پسرش محمد بن داوود (متوفى 297 ق.) در بغداد بنیان نهاده بعضى از علماى مصر و اندلس چون ابن تیمیه و این حزم آن را استوار نموده بودند در حجاز رواج داشت و بیشتر محدثین آن خطه به این رویه عقیده داشتند شیخ محمد بن عبد الوهاب نجوى (1115 - 1206 ق.) و شاه ولى الله احمد بن عبد الرحیم فاروقى دهلوى (1110 - 1176ق.) تحت تاثیر همان جو علمى قرار گرفتند که اولى مکتب و فرقه وهابى را در نجد و دومى مکتب اهل حدیث را در هند بنیان نهاد. «میرزا محمد استرآبادى‏» و شاگردش‏«میرزا محمد امین استرآبادى‏» نیز به احتمال قوى تحت تاثیر محیط حرمین بودند که طریقت اخبارى را پایه‏گذارى کردند و به ترویج آن در بلاد شیعه پرداختند پس از چندى این مکتب در عراق و سواحل خلیج فارس و ایران توسعه یافت ایامى که مکتب اخبارى به وجود آمد و رشد کرد نیاز به وحدت ملى نیز از جانب صفویان بیش ار پیش احساس گردید و این وحدت دلخواه صفویه با مکتب اجتهاد سازگار نبود چرا که در مکتب اجتهاد فقها در غیبت امام عصر(عج) منصب رهبرى جامعه را برعهده داشتند ولى با اندیشه اخبارى در عین حال شور و حماسه مذهبى برانگیخته مى‏شد ولى رهبرى همچنان در دست‏شاهان باقى مى‏ماند چون اخباریان خود و همه را مقلد امامان معصوم(ع) مى‏دانستند ناگفته پیداست که مسایل جدید و رهبرى جامعه در این طرز تفکر ندیده گرفته شده‏بود و شاهان صفوى این منصب را اشغال مى کردند. در این عصر جنگ خوارج در بحرین رخ داد و مهاجرت علماى بحرینى به ایران و عتابات مکتب اخبارى را در ایران و عراق رواج داد و با روى کار آمدن اخباریان در دولت صفوى پایه‏هاى این مکتب قوت گرفت‏حضور سید ابو على ماجد بحرانى(متوفى 1028 ق.)در شیراز و اشغال منصب شیخ الاسلامى نمونه‏اى از روى کار آمدن اخباریان در دولت صفوى است. «شیخ یوسف بحرانى‏» (1107 -1186 ق.) آقا محمد باقر اصفهانى، معروف به «وحید بهبهانى‏» (1117 - 1205 ق.)ملا محمد شریف فرزند حسنعلى آملى مازندرانى سید محمد مجاهد از علماى حوزه علمیه کربلا در این دوره‏اند دوره چهارم این دوره از قرن سیزدهم هجرى شروع مى‏شود و تا عصر حاضر ادامه دارد به نظر مى‏رسد این دوره از حوزه علمیه کربلا با هجرت میرزا محمد تقى شیرازى (مجدد دوم) شروع شده باشد زمانى که میرزاى دوم پس ازمیرزاى بزرگ به رجعیت‏شیعیان رسید به کربلا رفت و در این حوزه بود که فتواى مشهور خود را علیه استعمار انگلیس صادرکرد. استعمار انگلیس ملت عراق را مجبور کرده‏بود تا نماینده دولت بریتانیا «سرپرستى کاکس‏» را به عنوان رئیس حکومت عراق بپذیرد و همه جا در همه موارد از اوامر او اطاعت کنند مردم با استفتایى نظر مرجع تقلید و رهبر شیعیان را جویا شدند و میرزاى شیرازى دوم با توجه به نقشه‏هاى شوم انگلیس فتواى زیر را صادر کرد: «ان المسلم لا یجوز له ان یختار غیر المسلم حاکما» مدارس علمیه کربلا در برشمارى مدارس علمیه کربلا به موارد زیر بر مى‏خوریم: 1 - مدرسه سردار حسن خان 2 - مدرسه صدر اعظم نورى 3 - مدرسه زینبیه 4 - مدرسه هندیه 5 - مدرسه باد کوبه - ترک 6 - مدرسه میرزا کریم شیرازى 7 - مدرسه البقعة 8 - مدرسه سلیمیه 9 - مدرسه مهدیة 10 - مدرسه هندیه صغرى 11 - مدرسه ابن فهد حلى 12 - مدرسه مجاهد 13 - مدرسه شریف العلماء 14 - مدرسه بروجردى 15 - مدرسه امام باقر(ع) 16 - مدرسه حسنیه 17 - مدرسه خطیب 18 - مدرسه امام صادق(ع) 19 - مدرسه اکبریة بعضى از بزرگان حوزه علمیه کربلا از آیات عظام و مراجع تقلیدى که در دوره‏هاى اخیر در این حوزه سکنى گزیده بودند مى‏توان به افراد زیر اشاره‏کرد: 1 - آیة الله العظمى سید حسین قمى 2 - آیة الله العظمى سید میرزا مهدى شیرازى 3 - آیة الله العظمى سید على بهبهانى 4 - آیة الله شیخ محمد خطیب 5 - آیة الله سید عبد الحسین حجت 6 - آیة الله شیخ محمد رضا اصفهانى 7 - آیة الله سید حسن قمى 8 - آیة الله شیخ محمد على سیبویه 9 - آیة الله العظمى میرزا هادى خراسانى 10 - آیة الله العظمى سید محمد هادى میلانى مدرسین حوزه علمیه کربلا در دوره اخیر عبارت بودند از: 1 - آیة الله سید اسد الله اصفهانى 2 - آیة الله سید کاظم مدرس 3 - آیة الله شیخ محمد شاهرودى 4 - آیة الله شیخ مهدى قمى 5 - آیة الله شیخ مرتضى آشتیانى 6 - آیة الله سید محسن جلالى 7 - آیة الله سید نور الدین میلانى 8 - آیة الله سید محمد صدر 9 - آیة الله سید زین العابدین کاشانى 10 - حجة الاسلام و المسلمین شیخ جعفر رشتى 11 - حجة الاسلام و المسلمین سید عبد الله خویى 12 - حجة الاسلام و المسلمی

/ 0 نظر / 27 بازدید