بدعت

موضوع و معنی بدعت بدعت درلغت به معنی ایجاد چیزی است که نبوده و در اصطلاح عبارت است از احداث و داخل کردن در دین آنچه را که در آن وجود نداشته و آن از نظر بدوی به حرام و غیر حرام تقسیم می‏شود. وبعض فقها آنچه را که بعد از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - ظاهر شده به احکام خمسه واجب و حرام و مستحبّ و مکروه و مباح تقسیم نموده‏اند، ولی نام بدعت را به قسم حرام اختصاص داده‏اند و اکنون هم معنی مشهور آن همان استعمال در قسم حرام آن می‏باشد، چنانکه شهید اول در کتاب قواعد خودبدان اشاره نموده است. واجب آن مانند: نشر احکام دین به هر طریق که مخالفت صریح با قوانین شرعیه نداشته باشد، مانند لزوم حفظ و ضبط احادیث دینی که از بزرگان دین روایت شده است. مستحبّ آن مانند: احداث مدارس و بیمارستانها یا خواندن ادعیه به ترتیب مخصوص یا بعد از نمازهای پنجگانه یا توسّل به نام بزرگان دین و ورد قرار دادن آن، هر چند نصّ صریح در آن باب از ائمّه هُدی - علیهم السّلام - نرسیده باشد. وحرام آن مانند: مذاهب قدریه و جبریه و اعتقاد به رؤیت و تجسّم و امثال آنها، یا گفتن اَلصَّلوةُ خَیر مِن النّوم(۷) به جای حی عَلی خَیرِ العَمَل(۸) و آن را جزء اذان قرار دادن، یا اقامه جماعت در نمازهای نافله، یا گفتن آمین پس از سوره حمد در نماز و ترک تقصیر در عمره تمتّع و مانند آنها. وبعضی دیگر گفته‏اند، بدعت دو قسم است: بدعت هدایت و بدعت ضَلال و گمراهی؛ آنچه بر خلاف امر خدا باشد ضلال وگمراهی و حرام است و آنچه جزو چیزهایی است که مورد پسند حقّ می‏باشد، هر چند به ظاهر شرع نرسیده، ممدوح و نیکوست. ولی فقهای امامیه همان طور که ذکر کردیم نام بدعت را اختصاص داده‏اند به آنچه در عبادات یا به طور کلّی در احکام بر خلاف دستور شارع مقدّس ایجاد شده باشد که عبارت از قسم حرام آن است، و واجب یا مستحبّ آن را بدعت نگفته‏اند. بنابراین شرح که داده شد، ادامه عمل به آنچه در زمان پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - و ائمّه هدی - علیهم السّلام - بوده هر چند موجبات آن به عقیده بعضی در زمان غیبت از بین رفته باشد، بدعت محسوب نمی‏شود، خصوص آنکه امری اجتهادی باشد. مثلاً قول به وجوب نماز جمعه که بعضی علمای شیعه بدان فتوی می‏دهند، نزد کسانی که علل وجوب آن را در زمان غیبت منتفی دانسته و قائل به حرمت آن شده‏اند، هر چند بر خلاف فتوی و نظر ایشان است بدعت محسوب نمی‏شود. یا موضوعی که از نظر تسهیل در عمل ذکر شود و احتیاط نیز در آن رعایت شده باشد، نه آن‏که بیان حکم شرعی باشد چون ایجاد حکم جدیدی در دین نیست بدعت و حرام نمی‏باشد. و همچنین خواندن خداوند به هر دعا که باشد یا با ترتیب معینی که ممدّ توجّه باشد هر چند به آن ترتیب از ائمّه اطهار - علیهم السّلام - نرسیده باشد خلاف نیست، مگر آنکه نصّ صریح به ترتیب یا عدد معینی رسیده باشد که در آن صورت خلاف آن پسندیده نیست، مانند کم یا زیاد نمودن در تسبیح حضرت زهرا - علیهاالسّلام - که خلاف دستور است. چون به همان ترتیب مخصوص مستحبّ است، چنانکه زیاده و نقیصه درعبادات واجبه حرام و موجب بطلان است. و با این شرح و بیان، تقید به خواندن دعای مخصوص یا توسّل به نام ائمّه هدی - علیهم السّلام - ولو مأثور نباشد اشکالی ندارد و بدعت نیست و حرام شمرده نمی‏شود، بلکه توسّل به آنها و تکرار نام آن بزرگواران به هر طریق که باشد ممدوح است. و همچنین مخالفت با احکامی که مورد اختلاف است، بلکه مخالفت با حکم مشهور یا فتوای قریب به اتّفاق هم، بدعت نیست، مگر حکمی که مورد اجماع باشد آن هم اجماع مصرّح نه منقول؛ زیرا حجیت اجماع منقول مورد اختلاف است. و احکامی هم که از باب تسامح در ادله سنن تلقّی به قبول شده، مخالفت با آنها چون مخالفت با حکم مسلّم شرعی نیست، بدعت محسوب نمی‏شود.

/ 0 نظر / 21 بازدید