اقام مهدی(علیه السلام)

مهدی در لغت به معنی هدایت شده و از القاب و اوصاف همه ائمه اثنی عشر - علیهم السّلام - است که هر کدام در زمان خودشان هادی و مهدی و خلف و حجّت و صاحب السّیف بوده‏اند، که فرمود: کُلُّنا هادٍ وَ کلُّنا مهدی(۹) و هر کدام لقب خاصّی نیز داشته‏اند، مانند: باقر و صادق یا تقی و هادی و زکی که القاب خاصّه می‏باشند و مهدی منتظر حضرت حجّة بن الحسن العسکری - عجّل اللّه فرجه - دوازدهمین وصی پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - می‏باشد که لقب خاصّ آن حضرت نیز همان مهدی است و ملاذ عرفا و کهف اتقیا و محور عالم وجود است و جهان به وجود او زنده و فیض او از پس پرده غیبت به جهانیان می‏رسد، ولَولاه لَسَاختِ الارضُ بِاَهلِها.(۱۰) مهدویت نوعی نیز اگر بعضی اظهار داشته‏اند به این معنی است که ذکر شد نه غیر آن تا مورد اعتراض وایراد باشد؛ یعنی همه نمایندگان الهی هادی و مهدی می‏باشند و آن هم از حدیث منقول از معصوم گرفته شده که همه آن بزرگواران هادی و مهدی هستند و اطلاق آن به عنوان حقیقت اختصاص به ائمّه هدی - علیهم السّلام - دارد. و نمایندگان ائمّه هدی - علیهم السّلام - فقط از جنبه نیابت که از آن بزرگواران دارند مهدی ظلّی و تبعی و هدایت یافته توسط آن بزرگواران می‏باشند و همچنین هادی و راهنمایند، ولی این اطلاق نیز نسبت به آنان به عنوان جزئیت و مجاز و از نظر بستگی به آن بزرگواران است نه آنکه مراد حجّت بالغه الهیه باشد؛ زیرا این مقام در اسلام مخصوص ذوات مقدّسه پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - و ائمّه هدی - علیهم السّلام - می‏باشد. اهل سنّت غالباً معتقدند که حضرت عسکری - علیه السّلام - فرزندی نداشت و بعض آنان هم که به تولّد آن حضرت قائلند گمان برند که حضرت پس از عمر طبیعی از دنیا رفته وعموم آنها می‏گویند: مهدی منتظر که ظهور خواهد کرد یکی از فرزندان و احفاد رسول اکرم (ص) خواهد بود که شاید هنوز متولّد نشده باشد. ولی عقیده شیعه اثنی عشری - عموماً از عرفا و غیر آنها بر این است که حضرت عسکری (ع) فرزند ذکوری داشت که جانشین بلافصل او و مهدی و حجّت عصر و زنده و غایب منتظر است و عالم انتظار ظهور او را دارد. منتظران را به لب آمد نفس ای ز تو فریاد، به فریاد رس و حضرت شاه نعمة اللّه ولی که سلسله نعمة اللّهیه افتخار انتساب به ایشان را دارد، به تعصّب در مذهب اثنی عشری معروف و باآنکه در آن زمان شیعه در تقیه بودند آن جناب به تشیع تظاهر داشته و حتّی تاج دوازده ترک که معرّف اثنی عشری بودن است به سر می‏گذاشت؛ به طوری که می‏نویسند یکی از فقرا و نزدیکان ایشان که مورد لطف بودبه نام سید منهاج از ایشان دستور گرفت که برای پیروان، تاج دوازده ترک به افتخار دوازده امامی بودن بدوزد و ایشان شخصاً نیز به سر گذاشتند و از آن به بعد فقرای نعمةُاللّهی تاج دوازده ترک به سر می‏گذاشتند. و وجه تسمیه سلسله به رضویه از جهت این است که امور طریقت از حضرت رضا (ع) بیشتر از سایر ائمّه منتشر شد. چنانکه احکام شریعت توسّط حضرت صادق (ع) بیشتر انتشار یافت، از این رو طریقت اثنی عشری به نام طریقت رضویه و مذهب به مذهب جعفری معروف شده، ولی این دو شهرت دلالت ندارد بر اینکه ائمّه بعد از حضرت صادق (ع) یا حضرت رضا (ع) مورد قبول نیستند. ورسمی شدن مذهب تشیع نیز در ایران توسّط سلاطین صفویه بوده که در صوفی بودن آنان شکّی نیست. پس صوفیه شیعه علاوه بر آنکه خودشان اثنی عشری هستند، افتخار دارند که مذهب اثنی عشری را در ایران رواج داده آن رارسمی نمودند، به طوری که بعضی از متعصّبین اهل سنّت القای شبهه بر عوام خودشان نموده‏اند که مذهب تشیع توسط شاه اسماعیل صفوی احداث شد و آن را ساخته شاه اسماعیل می‏دانند، در صورتی که این چنین نیست بلکه به عقیده ما مذهب اصلی اسلام همان تشیع است و مذاهبی که بر خلاف آن است ساختگی می‏باشد؛ زیرا تشیع همان پیروی امر پیغمبر است که فرمود: مَنْ کُنْتُ مولاهُ فَهذا علی مولاه(۱۱) و مذاهبی که بر خلاف آن باشد ساختگی و پس از رحلت آن حضرت به وجود آمده است. و چون فرزند بلافصل حضرت عسکری (ع) حجّت عصر و کهف سالکین و سلطان ملک و ملکوت است، وارد شده که نام مبارک او بر زبان راندن مکروه و خلاف ادب و احترام است و بلکه بنا به عقیده بعض بزرگان شیعه از علما و عرفا که از ظاهر بعض اخبار نیز که در جلد سیزدهم بحارالانوار و کتاب وافی ذکر شده، حرمت ذکر اسم حتّی‏الامکان، معلوم می‏شود و اگر در موقعی بخواهند نام ببرند با حروف مقطّعه (م ح م د) نام ببرند و بنویسند چنانکه در بعض روایات نیز همینطور ذکر شده؛ هر چند طبق معمول عرب ذکر اسم هم به طور کلّی نزد آنها متداول است و موقعی هم که نام می‏برند، مستحبّ است قیام کنند و مراد از قیام در حقیقت قیام به خدمت و اطاعت است. البتّه قیام ظاهری هم ممدوح و پسندیده است، ولی استحباب قیام ظاهری مخصوص ذکر نام است نه القاب، پس در ذکر صاحب الامر و صاحب العصر و الزّمان و قاطع البرهان و حجّت و صاحب السّیف و خلف و امثال آنهاآن استحباب وجود ندارد و اگر قیام نشود خلاف استحباب نشده است. و فقرای نعمة اللهیه همیشه به آن حضرت متوسّل و روزی چندین بار نام آن حضرت را می‏برندو صلوات کبیره(۱۲) را می‏خوانند و چون در ردیف اسامی بقیه معصومین - علیهم السّلام - واقع شده، از این رو به طور ترادف ذکر نام شده و جنبه خلاف ادب که در ذکر نام است از بین می‏رود. و هنگام خواب هم به باطن او و پدر و اجداد بزرگوارش متوسلّند و نظر اصلی آنها مصروف قیام به اطاعت است و قیام ظاهری را که مخصوص ذکر نام است، موقعی پسندیده می‏دانند که نماینده قیام باطن باشد. ولی اگر تنها به قیام ظاهر اکتفا نموده و در رفتار و گفتار و کردار رضایت آن حضرت را در نظر نگیریم این قیام تأثیری ندارد. امیدوارم خداوندمتعال توفیق قیام به اطاعت آن بزرگوار را عنایت فرماید. ۹) همه ما هادی و همه ما مهدی هستیم. ۱۰) اگر او (امام زمان) نباشد زمین اهلش را فرو می‏برد. ۱۱) کسی که من مولای او هستم، پس این علی مولای اوست. ۱۲) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الْمُصْطَفی محمّد و الْمُرتضی علی وَ الْبَتولِ فاطمَةِ و السّبْطَینِ الامامَینِ الْحَسَنِ و الْحُسَینِ و صلّ عَلی زَینِ العباد علی و الباقر محمّدو اَلصّادِق جعفر و الکاظِمِ موسی وَ الرّضا علی و التّقی محمّد و النّقی علی و الزّکی الْعَسْکَری الحَسَن وَ صَلّ عَلی محمّد اَلْمَهدی صاحب الامْرِ و العَصْرِ و الزّمان و خلیفة الرّحمن و امام الانْسِ وَالْجان عجّل اللّه تعالی فَرَجَه.

نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه ثانی قدس سرّه سبحانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۷۷.

/ 0 نظر / 11 بازدید